شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

tah[a]m
brave  |

تهم

معنی: تهم . [ ت َ هََ/ ت َ ] (ص ) بی همتا بود به بزرگی و قامت . (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 338). بی همتا بود به بزرگ تنی . بی همتا بود به بزرگی و حشمت و مردی و قامت . (نسخه ای از اسدی از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). بی همتا بود و رستم راتهمتن بدان می خواندند که مثل او نبود برای تن و قامت . (نسخه ای از اسدی ، یادداشت ایضاً). بزرگ و دلاور و عظیم و بی همتا. (فرهنگ جهانگیری ) (از فرهنگ رشیدی ). شخصی را گویند که در بزرگی جثه و ترکیب و قد و قامت و شجاعت و مردی و دلیری و دلاوری عدیل و نظیر نداشته باشد. (برهان ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). بی همتا به بزرگی و قامت . (شرفنامه ٔ منیری ). تهمتن مرکب ازاین است . (برهان ) (شرفنامه ٔ منیری ). دلاور و قوی هیکل و بزرگ جثه و بی همتا. (انجمن آرا). پارسی باستان «تخمه « » چیترا» اوستا «تخمه » (قوی ، نیرومند)... فردوسی طوسی ، تهم (به فتح اول و دوم جهت ضرورت شعر) را چنین معنی کند :
تهم هست در پهلوانی زبان
به مردی فزون ز اژدهای دمان .
این کلمه در جزو اول تهماسب و تهمورث و تهمتن آمده .(حاشیه ٔ برهان چ معین ):
کرا بخت و شمشیر و دینار باشد
و بالا و تن تهم و نسبت کیانی .
دقیقی .
جزاسفندیار تهم را نماند
کس او را جز از شاه ایران نخواند.
فردوسی .
ورا هوش در زاولستان بود
بدست تهم ، پور دستان بود.
فردوسی .
شوم گفت آگه کنم شاهرا
که پیمود رخش تهم ، راه را.
فردوسی .
رجوع به مزدیسنا ص 331 و 354 و یشتها ج 2 ص 139 و تهمتن شود.
... ادامه
555 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [پهلوی: tahm] [قدیمی]
مختصات: (تُ هَ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 445
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
brave | accusation
ترکی
suçlama
فرانسوی
accusation
آلمانی
anklage
اسپانیایی
acusación
ایتالیایی
accusa
عربی
شجاع | جريء , رائع , ممتاز , جسور , باسل , محارب من الهنود الحمر , تحدى , تحمل بشجاعة , واجه
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "تهم" در زبان فارسی می‌تواند به معانی مختلفی اشاره داشته باشد، اما در اینجا به قواعد نگارشی و نحوه استفاده از آن در متن می‌پردازیم:

  1. نحوه نوشتار: کلمه "تهم" باید به درستی تلفظ و نوشته شود و از غلط‌های نوشتاری پرهیز شود.

  2. علامات نگارشی: اگر "تهم" در جملات استفاده می‌شود، توجه به فاصله‌گذاری و علامت‌گذاری‌های مناسب ضروری است. مثلاً در جمله‌ای مانند «تهم در زبان فارسی به معنای...» باید پس از کلمه "تهم" فاصله‌ای مناسب بگذارید.

  3. جنس و شمار: کلمه "تهم" یک اسم است و بنابراین، می‌توان آن را به صورت مفرد یا جمع (حسب نیاز) به کار برد. مثلاً: «تهم‌های مختلف در داستان‌ها» به معنای انواع مختلف آن.

  4. قوانین صرف و نحو: در جملات، باید به نحو صحیح این کلمه را مرتبط با دیگر بخش‌های جمله قرار دهید. به عنوان مثال: «تهم داستان‌ها همیشه جذاب و خواندنی است.»

  5. استفاده در جملات: "تهم" می‌تواند به عنوان یک اسم خاص یا عام استفاده شود. برای نمونه: «تهم مشهور در اساطیر ایرانی...»

اگر اطلاعات خاصی درباره معنای کلمه "تهم" یا زمینه خاصی که در آن می‌خواهید استفاده کنید دارید، لطفاً بیشتر مشخص کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. تهم از طایفه‌ای اصیل و با تاریخچه‌ای غنی برخوردار است.
  2. در داستان‌های کهن، تهم به عنوان یک قهرمان شجاع شناخته می‌شود.
  3. همواره سعی می‌کنم که در دقت و صداقت، مانند تهم باشم و از اتهامات بی‌اساس دوری کنم.

واژگان مرتبط: شجاع، دلیر، دلاور، غیور، سلحشور، ته

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری