جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×

elf  |

جنش

معنی: جنش . [ ج َ ] (ع ص ، اِ) جای نزدیک . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد): مکان جنش . (ذیل اقرب الموارد) (از آنندراج ). || پیش صبح یا آخر سحر. (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). صغانی آنرا جَنَش ضبط کند. (ذیل اقرب الموارد). || آرزو. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || ترس . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). || کشیدن تمام آب چاه . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد) (آنندراج ). || پیش آمدن گروهی سوی گروهی . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). || سطبر شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || قحطناک شدن .(منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). || آرزومند گردیدن . (منتهی الارب ). || شوریدن دل برای مردن . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). || ترسیدن . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). || جستن و وثوب . (ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ). || (اِمص ) سطبری . (منتهی الارب ).
... ادامه
802 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 353
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
elf | jinn , puck , sprite , goblin , fairy , bogeyman , deuce , jinni , bogie , bogy , fay , urchin , Robin Goodfellow , spook
عربی
قزم | جني صغير

واژگان مرتبط: جن، پری، جنی، روح، شبح، دیو، ساحره، افسون گری، مایه ترس ووحشت، لو لو، شیطان، عفریت، دولو، دوخال، دوکور، غول، خارپشت، جوجه تیغی، بچه بد ذات، بچه شیطان، روح خبیث

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری