شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

jeyš
jish  |

جیش

معنی: جیش . [ ج َ ] (ع اِ) حشم و یاری گران . (منتهی الارب ). || لشکر. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). جُند. (اقرب الموارد). ج ، جیوش . (منتهی الارب ) :
چون شهد و شکر عیشی از خوشی و شیرینی
چون ریگ روان جیشی از پرّی و بسیاری .
منوچهری .
از گرد جیش خسرو وز خون وحش صحرا
مشکین زره قبایش رنگین سپر قذالش .
خاقانی .
خنجر برق و کوس رعد بسی است
جوش جیش سحاب نشنیدم .
خاقانی .
یکی را اجل بر سر آورد جیش
سر آمد بر او روزگاران عیش .
سعدی .
ما در این دنیا بجیش از تو کمتریم و بعیش از تو بیشتر. (گلستان ). || (مص ) جوشیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). برجوش آمدن دیگ . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). || روان گردیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد): جاشت العین ؛ فاضت بالماء. (اقرب الموارد). || موج زدن دریا. (تاج المصادر بیهقی ). || پرآب شدن . || شوریدن دل و برآمدن از اندوه یا از بیم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). درآمدن دل از خشم یا از بیم . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). || آغاز شدن جوشش جنگ . || بفکر گریختن افتادن : جاشت نفس الجبان ؛ هَمّت بالفرار. (از اقرب الموارد).
... ادامه
940 | 0
مترادف: ارتش، سپاه، عسكر، فوج، قشون، گند، لشكر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی: جَیش، جمع: جیوش] [قدیمی]
مختصات: (جَ یا جِ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: jiS
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 313
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
jish
ترکی
İşemek
فرانسوی
pipi
آلمانی
pinkeln
اسپانیایی
orinar
ایتالیایی
fare pipì
عربی
جيش
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "جیش" در زبان فارسی به معنی ادرار کودکانه است و بیشتر در محاوره و گفتگوهای غیررسمی به‌کار می‌رود. به لحاظ قواعد نگارشی، توصیه‌هایی برای استفاده صحیح از آن وجود دارد:

  1. استفاده در متن‌های غیررسمی: به‌دلیل طبیعت غیررسمی کلمه، بهتر است در متن‌های علمی و رسمی از معادل‌های دیگر مثل "ادرار" استفاده شود.

  2. جدا و بدون ترکیب: این کلمه به‌خودی‌خود و بدون ترکیب با کلمات دیگر نوشته می‌شود. در متون نگارشی باید دقت کرد که هیچ فضایی در بین حروف آن نباشد.

  3. استفاده از دایرهٔ واژگانی مناسب: استفاده از "جیش" باید به بستری مناسب و جایی که مخاطب یا خواننده با آن آشنا باشد، محدود شود.

  4. توجه به فرهنگ لغت: در صورت نیاز به تعریف یا توضیح، می‌توان به فرهنگ لغت‌های معتبر فارسی مراجعه کرد.

  5. استفاده در گفت و شنود: این کلمه عموماً در مکالمات کودکانه یا محاورات غیررسمی به‌کار می‌رود و برای بزرگ‌ترها مناسب نیست.

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "جیش" به‌طور مؤثر و صحیح استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "جیش" در جملات آورده‌ام:

  1. کودک به مادرش گفت: "من جیش دارم!"
  2. قبل از خواب، باید از فرزندم بخواهم که به دستشویی برود تا جیش نکند.
  3. او به دوستی‌اش گفت: "ببخشید، باید بروم جیش کنم."
  4. پدرش به او یادآوری کرد که قبل از بازی در پارک، جیشش را کند.
  5. در سفر به طبیعت، هر از گاهی مجبور می‌شویم برای جیش به درختان برویم.

اگر سوال دیگری دارید یا نیاز به اطلاعات بیشتری است، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری