جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: چهارنعل . [ چ َ / چ ِ ن َ ] (اِ مرکب ) قسمی از رفتن اسب به شتاب . تاخت سریع اسب . چهارگامه .تگ سریع اسب . دو سریع. چهارنعل دو زمان یا سه زمان یا چهار زمان دارد. ولی معمولاً دارای سه زمان است . در زمان اول فقط یک پای خلفی اسب با زمین تماس دارد وسه پای دیگر از زمین بلند میباشد. در زمان دوم اتکاء پای اول تمام شده و حیوان اتکاء قطری پیدا میکند. در زمان سوم اتکاء قطری تمام میشود و اتکاء حیوان روی یک پای قدامی میافتد. پس از گذشت این سه زمان حیوان در فضا رها شده و به زمین میرسد. زمانهای سه گانه به تناوب باز از سر گرفته میشود آخرین پای طرفی که به زمین اصابت میکند چهارنعل را بدان طرف منسوب میدارند. از این رو چهارنعل را میتوان چهارنعل به راست یا چهارنعل به چپ نامید. مثلاً در چهارنعل به راست اولین اتکاء بر پای خلفی چپ میباشد. و بعد اتکاء قطری چپ است سپس اتکاء قدامی راست صورت میگیرد و در چهارنعل به چپ از اتکاء پای خلفی راست شروع شده و به اتکاء پای قدامی چپ تمام میشود. (از کالبدشناسی هنری تألیف نعمت اﷲ کیهان صص 181 - 180). رجوع به چارنعل شود. يورتمه gallop, canter, scamper, gallopade, brattle, tantivy, four horseshoes رماحة، عدو الفرس، عدا بسرعة، جرى بالفرس، جعله يعدو بالفرس، عدو dört at nalı quatre fers à cheval vier hufeisen cuatro herraduras quattro ferri di cavallo چهار نعل، تاخت، گامی شبیه چهارنعل، گردش، مزور، گریز، فرار باشتاب، چهارنعل روی، تق تق، سرند، صدای پچ پچ و بهم خوردن بشقاب، جانم باشی بتاخت
رماحة|عدو الفرس , عدا بسرعة , جرى بالفرس , جعله يعدو بالفرس , عدو
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
واژه "چهارنعل" در زبان فارسی بهمعنای نوعی گام یا حرکت سریع و خرامان با استفاده از چهار نعل یا سم است. این واژه عموماً در ادبیات فارسی و بهویژه در توصیف رفتار و شخصیتها بهکار میرود.
قواعد نگارشی مرتبط با "چهارنعل":
نوشتن صحیح: این کلمه بهصورت یککلمهای نوشته میشود (چهارنعل) و نباید به صورت جدا یا به شکلی دیگر (چهار نعل) نوشته شود.
استفاده مناسب: "چهارنعل" معمولاً در متون ادبی، داستانها و توصیفهای شاعرانه بهکار میرود. میتوان در توصیف حرکت یا رفتاری پرشتاب از آن استفاده کرد.
صرف و نحو: این کلمه بهعنوان یک اسم قابل شمارش است و در جملات میتوان آن را در نقشهای مختلف (مفعول، فاعل و...) بهکار برد. به عنوان مثال:
او با سرعت چهارنعل به جلو میزند. (فاعل)
ما به سمت انتهای جاده، با چهارنعل حرکت کردیم. (مفعول)
توجه به عبارات مشابه: در نوشتار، باید از عبارات مشابه یا متضاد (مانند "دو نعل" یا "سست نعل") آگاه بود تا جلوگیری از سوء تفاهم شود.
مثالهای کاربردی:
«اسب شجاع با چهارنعل به سوی مقصد میتاخت.»
«توصیف او از ماجرا به سمتی چهارنعل پیش رفت و جذاب شد.»
بهعموم، استفاده صحیح و آگاهانه از این کلمه موجب غنای متن و افزایش زیبایی آن میشود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "چهارنعل" آورده شده است:
اسب او به طور سریع و با تمام قوا در حال چهارنعل رفتن بود.
در مسابقه اکنون، اسبها با حرکات چهارنعل خود تماشاگران را شگفتزده کردند.
او به محض اینکه در را باز کرد، اسبش با شدت چهارنعل به سمت او دوید.
معلم به شاگردان گفت که در بازی، باید با احتیاط و فکری چهارنعل بروند.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: چهار نعل، تاخت، گامی شبیه چهارنعل، گردش، مزور، گریز، فرار باشتاب، چهارنعل روی، تق تق، سرند، صدای پچ پچ و بهم خوردن بشقاب، جانم باشی بتاخت
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر