جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: چیدن . [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ابوالعباس بخش جانکی گرمسیر شهرستان اهواز، در 13هزارگزی شمال خاوری باغ ملک و 10هزارگزی خاور راه اتومبیل رو باغ ملک به قلعه تل واقع است . 200 تن سکنه دارد. از رودخانه ٔ ابوالعباس آبیاری میشود محصولش غلات ، برنج ، انار و بلوط است . اهالی به کشاورزی و گله داری اشتغال دارند. ساکنینش از طایفه ٔ جانکی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6). 1- كندن
2- بريدن، قيچي كردن
3- قطع كردن
4- پهن كردن، گستردن
5- قرار دادن، نهادن
6- زدن، ستردن
7- انتخاب كردن، جدا كردن، گلچين كردن، گزيدن
8- ستردن، پيراستن، اصلاح كردن
9- دانهچيني كردن
10-
11- ترتيب دادن، مهيا كردن، فراهم كردن arrange, pick, mow, pluck, set, cut, pick up, clip, crop, flunk, lop, pare, pick over, pull, skive, snip, tear away, trim, clipping, picking رتب، نظم، اتخذ، سوى الخلاف، عدل، يرتب seçmek prendre wählen elegir scegliere مرتب کردن، ترتیب دادن، منظم کردن، سازمند کردن، اراستن، کندن، باز کردن، سوار کردن، برگزیدن، جیب بری کردن، علف چیدن، چمن را زدن، کشیدن، گلچین کردن، لخت کردن، ناگهان کشیدن، قرار گرفته، نشاندن، نصب کردن، غروب کردن، بریدن، برش دادن، قطع کردن، کم کردن، بلند کردن، برداشتن، سرعت گرفتن، بهبودی یافتن، کوتاه کردن، بغل گرفتن، محکم گرفتن، احاطه کردن، گیسو را زدن، حاصل دادن، سرشاخه زدن، شکست خوردن، موجب شکست شدن، هرس کردن، با تنبلی حرکت کردن، شلنگ برداشتن، پوست کندن، تراشیدن، کاستن، قسمت ای زائد چیزی را چیدن، کشیدن دندان، پشم کندن از، بطرف خود کشیدن، عدول کردن، قیچی کردن، پشم چیدن، بسرعت قاپیدن، کش رفتن، از روی بیمیلی جدا شدن از، زینت دادن، درست کردن، پیراستن، موزنی، اختصار، تکه چیده شده، عمل کوتاه کردن، اخبار قیچی شده از روزنامه
... ادامه
392|0
مترادف:1- كندن
2- بريدن، قيچي كردن
3- قطع كردن
4- پهن كردن، گستردن
5- قرار دادن، نهادن
6- زدن، ستردن
7- انتخاب كردن، جدا كردن، گلچين كردن، گزيدن
8- ستردن، پيراستن، اصلاح كردن
9- دانهچيني كردن
10-
11- ترتيب دادن، مهيا كردن، فراهم كردن