جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: حسرت خوردن . [ ح َ رَ خوَرْ / خُرْدَ ] (مص مرکب ) حسرت دیدن . حسرت کشیدن : دست خدای اگر نگرفتی حسرت خوری بسی و بری کیفر. ناصرخسرو. هرکه دنیا را به نادانی و برنائی بخورد خورد حسرت گر به رویش باد پیری بروزید. ناصرخسرو. چو حسرت خورد از پرواز آن باز همان باز آمدی بردست او باز. نظامی . آن دید در این و حسرتی خورد وین دید در آن و نوحه ای کرد. نظامی . هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده ام جز بر دو روی یار موافق که درهم است . سعدی . چاره ای نیست بجز دیدن و حسرت خوردن چشم حاسد که نخواهد که ببیند محسود. سعدی . دست با سرو روان چون نرود در گردن چاره ای نیست بجز دیدن و حسرت خوردن . سعدی . به دنیا توانی که عقبی خری بخر جان من ورنه حسرت خوری . سعدی (بوستان ). ز من پرس فرسوده ٔ روزگار که بر سفره حسرت خورد روزه دار. سعدی (بوستان ). گفتم نی که بر مال ایشان حسرت میخوری . (گلستان ). regret أسف، ندم، لهفة، إلتاع لفقد شىء، يندم
کلمه "حسرت خوردن" در زبان فارسی به معنای احساس افسوس و تاسف نسبت به چیزی است که از دست رفته یا به دست نیامده است. در استفاده از این عبارت، برخی از قواعد و نکات نگارشی و دستوری را باید مورد توجه قرار داد:
نحوه نگارش: عبارت "حسرت خوردن" به همین شکل و با فاصله نوشته میشود.
کاربرد: این عبارت معمولاً در جملاتی استفاده میشود که احساس تاسف نسبت به موقعیت، تجربه یا دستاوردی که از دست رفته است، را بیان میکنند.
نمونه: "او همیشه حسرت خورد که نتوانست در مسابقه شرکت کند."
جملات منفی: در جملات منفی میتوان از این عبارت به شکل زیر استفاده کرد:
نمونه: "هرگز حسرت نمیخورم که به آن سفر نرفتهام."
فعل وابسته: "خوردن" در این ترکیب به عنوان فعلی متعدی است که به "حسرت" (مفعول) وابسته است.
قید و وصف: میتوان قیدهای زمان و مکان یا توصیفی به این جمله اضافه کرد.
نمونه: "در جوانی حسرت میخوردم که نتوانستم به تحصیلاتم ادامه دهم."
با رعایت این نکات، میتوان به درستی و زیبایی از عبارت "حسرت خوردن" در نوشتار و گفتار فارسی استفاده کرد.