شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

hanif
orthodox  |

حنیف

معنی: حنیف . [ ح َ ] (ع ص ،اِ) مایل از هر دین باطل بسوی دین اسلام ثابت بر آن .(ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || برگشته از ملت های باطل . (ترجمان عادل بن علی ). || حاجی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و در کلیات آمده در هر موضعی از قرآن که حنیف با مسلم آمده ، مراد حاجی است نحو ولکن کان حنیفاًمسلماً و در هر موضع به تنهایی آمده ، به معنی مسلم است نحو حنیفاً ﷲ. (اقرب الموارد). || آنکه در ملت ابراهیم (ع ) باشد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ج ، حُنفاء. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || کوتاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). قصیر. (اقرب الموارد) (آنندراج ). || کفشگر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). حذاء. (اقرب الموارد) (آنندراج ). || مختون . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ختنه کرده . || مسلمان . (مهذب الاسماء). مسلمان راست دین . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پاک دین . فرهودی . (یادداشت مرحوم دهخدا). || مستقیم . (اقرب الموارد).
- دین حنیف ؛ دین راست بدون اعوجاج . (ناظم الاطباء).
... ادامه
730 | 0
مترادف: مسلمان، موحد، راستكيش، پاكدين، راستدين ، راست ، برحق، درست
متضاد: كافر، مشرك، ناخداباور بدكيش ناحق
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی، جمع: حُنَفاء]
مختصات: (حَ نِ) [ ع . ] (ص .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: hanif
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 148
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
orthodox | hanif
ترکی
hanif
فرانسوی
hanif
آلمانی
hanif
اسپانیایی
hanif
ایتالیایی
hanif
عربی
أرثوذكسي | تقليدي , قويم , متعصب , راشد , مألوف , الأرثوذكسية
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "حنیف" در زبان فارسی به معنای راست‌کیش یا مومن به توحید است و به ویژه در متون دینی و اسلامی به کار می‌رود. در بررسی قواعد فارسی و نگارشی مرتبط با این کلمه، نکات زیر حائز اهمیت است:

  1. نوشتار صحیح: کلمه "حنیف" به همین شکل نوشته می‌شود و باید به دقت از اشتباهات املایی پرهیز کرد.

  2. ضبط و تلفظ: این کلمه به صورت "حَنیف" تلفظ می‌شود. توجه به حروف و نحوه تلفظ نیز در نگارش درست مهم است.

  3. استفاده در جمله: این کلمه معمولاً در جملات توصیفی و مذهبی به کار می‌رود. برای مثال: "او یک فرد حنیف و راست‌کیش است."

  4. مفاهیم مرتبط: در کنار این کلمه، ممکن است کلمات دیگری چون "توحید"، "اسلام" و "راست‌کیشی" نیز به کار رود. در نوشتار باید نسبت بین این کلمات را حفظ کرد و از هم‌سویی معنایی آن‌ها اطمینان حاصل نمود.

  5. نقطه‌گذاری: در جملاتی که از این کلمه استفاده می‌شود، رعایت قوانین نقطه‌گذاری ضروری است. برای مثال، اگر جمله طولانی باشد، استفاده از ویرگول و نقطه‌گذاری مناسب می‌تواند به وضوح متن کمک کند.

  6. تنوع زبانی: اگر در متنی از "حنیف" به معنای خاصی استفاده می‌شود، بهتر است توضیحاتی در مورد آن ارائه شود تا مخاطب دقیق‌تر مفهوم را درک کند.

با رعایت این نکات، می‌توانید به شیوه‌ای صحیح و مؤثر از کلمه "حنیف" در نوشته‌های خود بهره ببرید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "حنیف" در جمله آورده شده است:

  1. روحانیان حنیف همیشه بر پیروی از اصول اخلاقی تأکید دارند.
  2. او به عنوان یک فرد حنیف، به دنبال حقیقت و عدالت بود.
  3. کتاب‌های او نشان‌دهنده تفکر حنیف و عمیق او درباره معارف اسلامی است.
  4. حنیف بودن در انتخاب مسیر زندگی، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های او بود.
  5. در کلاس ادبیات، معلم درباره شاعرانی که تفکر حنیف داشتند، صحبت کرد.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: دارای عقیده درست، مطابق عقاید کلیسای مسیح، مطابق مرسوم، فریور

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری