جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: حیلت . [ ل َ ] (ع اِ) حیلة. مکر. دستان . تدبیر. غدر. بهانه . فریب . (ناظم الاطباء). زرق . دلغم . (لغت نامه ٔ اسدی ) : کنون جویی همی حیلت که گشتی سست و بی طاقت ترادیدم به برنایی فسارآهخته و لانه . کسایی . می بدانید کاین جهان فسوس همه باد است و حیلت و دلغم . خطیری . راستی در کار برتر حیلت است راستی کن تا نبایدت احتیال . ناصرخسرو. فاش کن حیلت بداندیشان تا نگویند غافلی ز ایشان . اوحدی . بحیلت او را بیرون آوردند.(کلیله و دمنه ). - حیلت آموز ؛ حیله گر. حیله ساز : میباش فقیه طاعت اندوز اما نه فقیه حیلت آموز. نظامی . - حیلت پژوه ؛ حیلت رفتار و حیلت پیشه : مرد حیلت پژوه گفت که من سنجمش ناشکسته هم بر من . امیرخسرو (ازآنندراج ). - حیلت ساز ؛ حیله ساز. حیله گر : ز هیچ گونه بدو جادوان حیلت ساز بکار برد ندانند حیلت و نیرنگ . فرخی . - حیلت کردن ؛ علاج کردن . چاره کردن : گفتند این را [ موی پای بلقیس را ] به آهک نوره حیلت کنیم . (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). - || کوشیدن . سعی کردن . (یادداشت مرحوم دهخدا) : آن حضرت بر پهلوی افتاده بود [ در غزوه ٔ احد ] و نتوانست خاستن و تنها بمانده بود و کس با او نمانده حیلت کرد و بازنشست و بر پای خاست . (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). - حیلت گر ؛ محتال . مکار : چرخ حیلت گر است و حیله ٔ او نخرد مرد هوشیار بصیر. ناصرخسرو. فاسق و فاجر واهل فساد و حیلت گر را تربیت نکند. (گلستان ). - حیلت گری ؛ احتیال و مکر : بگفت ای جلیس مبارک نفس نخوردم به حیلت گری مال کس . سعدی . و رجوع به حیلة شود. 1- تزوير، حيله، خدعه، دوال، فريب، مكر، نيرنگ
2- چارهانديشي، چاره، چارهگري
3- تدبير، ترفند، شگرد
4- توانايي، قدرت trickery تحايل، خداع، مخادعة، مراوغة، الخداع hile tromperie trickserei astucia inganno
کلمه "حیلت" در زبان فارسی به معنای نیرنگ و فریب به کار میرود. برای استفاده صحیح و نگارش درست این کلمه، میتوان به نکات زیر اشاره کرد:
نویسهنویسی: کلمه "حیلت" به صورت "حیلت" نوشته میشود. در فارسی، این کلمه با حرف "ح" شروع و با "ت" پایان مییابد.
مفاهیم مرتبط: این کلمه معمولاً در متون ادبی و فلسفی به کار میرود و ممکن است به معنای استراتژی یا تدبیر در شرایط خاص نیز استفاده شود.
استفاده در جملات: برای نشان دادن مفهوم "حیلت" در جملات، میتوان از آن در بافتهای مختلف بهکار برد. مثلاً:
"او با حیلت از شرایط سخت نجات یافت."
"این نوع حیلت در دنیای تجارت رایج است."
نکات نگارشی: توجه به علائم نگارشی مانند ویرگول و نقطههای پایانی برای ایجاد جملات روشن و قابلفهم مهم است. همچنین، در جملهها، از انقطاع جملههای طولانی با استفاده از ویرگول یا نقطه استفاده کنید.
توجه به سیاق کلام: در متنهای رسمی و ادبی، اهمیت بیشتری باید به معنای کلمه و سیاق آن داده شود تا مفهوم دقیقتری منتقل شود.
با رعایت این قواعد، میتوان کلمه "حیلت" را به درستی و با مفهوم صحیح در نگارشها و گفتارهای فارسی به کار برد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "حیلت" در جملات آمده است:
او برای حل مشکل مالیاش به یک حیلت جدید فکر کرد.
در بازی شطرنج، حیلتهای clever میتواند رقیب را غافلگیر کند.
من همیشه سعی میکنم با حیلت مناسب به سوالات امتحان پاسخ دهم.
او با حیلتهایی که به کار برد، توانست از زیر بار مسئولیتها فرار کند.
در زندگی، گاهی اوقات باید به حیلتهایی فکر کنیم تا مشکلات را پشت سر بگذاریم.
اگر سوال دیگری دارید یا به کمک بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم که کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
جعبه لام تا کام
وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.