شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

xāni
khan  |

خانی

معنی: خانی . (اِ) حوض و چشمه ٔ آب را گویند .(برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) :
دو خانی پدید آید اندر دو چشم
از آن روی ناری و زلف دخانی .
قطران .
گوید این خاقانی دریامثابت خود منم
خوانمش خاقانی اما از میان افتاده قا.
خاقانی .
صدقه ٔ جاریه آنست که پادشاهان مدرسه ها سازند و وقفها کنند و مساجد و خانی و چشمه سارها و کهریزها آورند. (راحة الصدور راوندی ).
آب کوثر نه آب خانی بود
چشمه ٔ آب زندگانی بود.
نظامی .
ز شرم آب آن رخشنده خانی
بظلمت رفته آب زندگانی .
نظامی .
اولش گرچه آب خانی داد
آخرش آب زندگانی داد.
نظامی .
خانیی آب بود دور از راه
بود از آن خانی آب آن بنگاه .
نظامی .
کوزه پر کرد از آب آن خانی
تا برد سوی خانه پنهانی .
نظامی .
نام خود عاشق نهادی چیست این افسردگیها
عاشقان را سینه آتش خانه باید دیده خانی .
اوحدی .
یک روز نمی آیی تا در غم خود بینی
صدخانه ٔ چون دوزخ صد دیده ٔ چون خانی .
اوحدی .
حاصل ما ز زلف و عارض اوست
اشک چون خون و چشم چون خانی .
اوحدی .
تو ماه و مرا پیکر از دیده ماهی
تو خان و مرا دیده از گریه خانی .
خواجو (از شرفنامه ٔ منیری ).
|| تالاب . باتلاق و از این معنی است «مرداب گاوخانی ». رجوع به حاشیه ٔ مرقوم بر «خانی » در همین صفحه شود. || آب صاف . (ناظم الاطباء). || زری است رایج در ترکستان . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) :
خانی دیگران بیک خانی .
ظهوری (از آنندراج ).
|| زر خالص . (برهان قاطع) (آنندراج )(ناظم الاطباء). || مزید مؤخر امکنه چون :تیرخانی ، چاخانی ، (چاه خانی )، سرخانی ، سیاه خانی . || از مبادی گاه شماری چون هجری و یزدگردی و جلالی و غیره : فامّا در عصر مترجم که آن شهور سنه ٔ تسع و عشرین و سبعمائه هجری میشود مطابق ثمان و عشرین «خانی »... (از ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 50).
... ادامه
477 | 0
مترادف: 1- امارت، اميري، پادشاهي 2- مربوط ومنسوب به خان 3- چشمه، قنات 4- بركه، حوض 5- تالاب، باتلاق، مرداب 6- زرخالص، طلايناب، زر ناب
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [پهلوی: xānīk] [قدیمی]
مختصات: (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم فامیل
آواشناسی: xAni
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 661
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
khan | chamber , inn , caravansary , thane , caravan-serai , house
ترکی
ev
فرانسوی
maison
آلمانی
haus
اسپانیایی
casa
ایتالیایی
casa
عربی
خان | زعيم محلي , خان لقب خلفاء جنكيز خان
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "خانی" به عنوان یک اسم و یا صفت در زبان فارسی دارای معانی و کاربردهای مختلفی است. در زیر به چند نکته دربارهٔ قواعد نوشتاری و گرامری این کلمه اشاره می‌شود:

  1. نوع کلمه: "خانی" می‌تواند به عنوان اسم خاص یا صفت به کار رود. به عنوان مثال:

    • "خانی" به عنوان اسم: "خانی بزرگ در تاریخ ایران معروف است."
    • "خانی" به عنوان صفت: "این کتاب از نویسنده‌ای خانی است."
  2. به‌کارگیری در جملات: در جملات فارسی، باید به جایگاه و نقش "خانی" دقت کنید. Обычно به عنوان فاعل، مفعول یا صفت در جملات ظاهر می‌شود:

    • مثال به عنوان فاعل: "خانی به سفر رفت."
    • مثال به عنوان مفعول: "من کتاب خانی را خواندم."
  3. نکات نگارشی:

    • در نوشتار رسمی، باید به استفاده از کلمه "خانی" در متن توجه کرد، به‌ویژه در متون علمی یا ادبی، تا معنای دقیق آن به درستی منتقل شود.
    • در نوشتن برخی ترکیبات، ممکن است لازم باشد "خانی" به شکل جمع (خانی‌ها) یا در ترکیب با دیگر کلمات (مانند "خانی‌زاده") استفاده شود.
  4. تکیه‌گذاری و تلفظ: در مسایل زبان‌شناسی، تکیه در تلفظ کلمه "خانی" روی هجا اول (خا) صورت می‌گیرد.

استفاده صحیح و به جا از این کلمه می‌تواند به وضوح و زیبایی نگارش شما کمک کند. اگر سوال خاصی در مورد کاربردهای خاص این کلمه دارید، لطفاً بفرمایید تا بیشتر توضیح دهم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "خانی" در جمله آورده شده است:

  1. در سلسله نادرشاهی، بسیاری از خان‌های بزرگ در مناطق مختلف فرمانروایی می‌کردند.
  2. آن روز، خان محلی تصمیم گرفت تا جشن بزرگی را به مناسبت پیروزی سپاه ترتیب دهد.
  3. خانی که در تاریخ منطقه مشهور است، به خاطر صداقت و عدلش مورد احترام مردم بود.
  4. او به عنوان یک خانی با نفوذ، همیشه در پی حل مشکلات اجتماعی مردم بود.
  5. داستان‌های مربوط به خان‌نشین‌ها در این کتاب به خوبی روایت شده است.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، لطفاً بفرمایید!


واژگان مرتبط: خان، کاروانسرای، منزلگاه بین راه، خاقان، اتاق، تالار، حجره، اتاق خواب، خوابگاه، مسافرخانه، کاروانسرا، مهمانخانه، منزل، تیولدار ازاده، مهمان سرا

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری