خمول
licenseمعنی کلمه خمول
معنی واژه خمول
xomul
lethargic
|
خمول
مترادف:
1- گمنامي، بي نامي، بي نشاني، ناشناختگي
متضاد:
اشتهار، معروفيت
1- گمنام شدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
مختصات:
(خُ) [ ع . ] (مص ل .)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
xamul
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
676
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
lethargic
ترکی
uyuşuk
فرانسوی
léthargique
آلمانی
lethargisch
اسپانیایی
letárgico
ایتالیایی
letargico
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "خمول" در زبان فارسی به معنای خواب آلودگی یا حالت خوابآلودگی است. برای نوشتن و استفاده صحیح از این کلمه، به چند نکته توجه کنید:
۱. املای صحیح
- املای کلمه "خمول" به همین شکل صحیح است و نیاز به تغییر یا اصلاح ندارد.
۲. نوع کلمه
- "خمول" یک اسم است و میتوان آن را به عنوان صفت نیز به کار برد.
۳. استفاده در جملات
- از این کلمه میتوان در جملات مختلف استفاده کرد. به عنوان مثال:
- "او در طول جلسه به خاطر خمولی که داشت، نتوانست به درستی تمرکز کند."
- "خمول در چشمهای او نشان میداد که شب خوبی را سپری نکرده است."
۴. هممعناها
- هممعناهایی مانند "خوابآلودگی"، "خستگی" و "تنبلی" میتوانند به موقعیتهایی که از "خمول" استفاده میشود، نزدیک باشند.
۵. نگارش
- در نوشتار رسمی یا ادبی، سعی کنید از این کلمه در جملات توصیفی و با قالبهای مناسب استفاده کنید.
استفاده درست از "خمول" میتواند به غنای متن شما کمک کند، مخصوصاً در زمینههایی که به توصیف خواب و حالتهای مشابه مربوط میشود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "خمول" در جمله آوردهام:
- پس از یک روز طولانی و خستهکننده، احساس خمول عجیبی کردم و نتوانستم به وظایفم رسیدگی کنم.
- هوای گرم تابستان باعث شده بود که همه در حالت خمول و بیحالی به سر ببرند.
- او به دلیلی نامعلوم دچار خمول شد و حتی نتوانست در جلسۀ کاریاش تمرکز کند.
- خمولی که بعد از صرف شام به من دست داد، باعث شد که بهراحتی در روی مبل به خواب بروم.
- وقتی که در کلاس درس نشسته بود، خوابآلودگی و خمول فرسایندهای بر او غلبه کرد.
امیدوارم این جملات برایتان مفید باشد!
