شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

xābidan

خوابیدن

معنی: خوابیدن . [ خوا / خا دَ ] (مص ) خفتن . خسبیدن . استراحت کردن .(ناظم الاطباء). نوم . رقود. هجعت . (یادداشت بخط مؤلف ). || خوابانیدن . قرار دادن :
بخوابم تنش خوار بر خاک بر
سرش بسته آرم بفتراک بر.
اسدی .
زبر تخت بخوابید سهی سرو مرا
پیش نظارگیان پرده ز در بازکنید.
خاقانی .
|| فروافتادن . خراب . چون : خوابیدن دیوار. خوابیدن سقف . || ویران شدن . از بین رفتن . چون : قنات خوابید. || از کار افتادن . چون : حمام خوابید. || از حرکت بازایستادن . چون : ساعت خوابید. کارخانه خوابید. || از حالت ایستاده به زمین افتادن . چون : چادر خوابید. خیمه خوابید. || مکتنز بودن . چون : پولهای بسیاری از تجار ایرانی در بانکهای خارجی خوابیده است . || بازی نکردن مقامر در بعضی بازیهای ورق و منتظر حالی مساعدترشدن . || سر و کرخ و خدر شدن پا یا عضوی از اعضاء. || فرونشستن فتنه . چون : فتنه خوابید. || تنه ٔ درخت یا زرع به درازا بزمین دوسیدن . چون : درخت خوابید. (یادداشت مؤلف ). || چشم برهم نهادن بی اعتنائی را. چشم خوابانیدن بی اعتنائی را. اهمیت ندادن :
از این جادوئیها بخوابید چشم
بجنگ اندر آئید یکسر بخشم .
فردوسی .
هر آن کس که او از گنه کار چشم
بخوابید و آسان فروخورد خشم .
فردوسی .
دگر آن که مغزش بجوشد ز خشم
بخوابد بخشم از گنه کار چشم .
فردوسی .
گر گرامی تر کسی زآن تو اندر کار دین
چشم را لختی بخوابد برکشی او را به دار.
فرخی .
|| زانوزدن بر زمین . از حالت ایستادن بهیئت خفته درآمدن . چون : شتر خوابید.
... ادامه
1238 | 0
مترادف: 1- خسبيدن، خفتن، غنودن به خواب فرو رفتن، لالا كردن، لالائي كردن،
متضاد: بيدار شدن 1- دراز كشيدن 2- تعطيل شدن، راكد شدن، متوقف گشتن(كار، فعاليت) 3- كاهش يافتن، فرونشستن 4- آرميدن 5- هم بسترشدن، هم خوابي كردن، 6- بستري شدن 7- انبارشدن، ذخيره ش
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر لازم)
مختصات: (خا دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 673
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
ترکی
uyumak
فرانسوی
dormir
آلمانی
schlafen
اسپانیایی
dormir
ایتالیایی
dormire
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "خوابیدن" در زبان فارسی به معنای عمل خواب رفتن یا استراحت کردن است. برای استفاده صحیح از این کلمه و قواعد نگارشی مربوط به آن، نکات زیر را در نظر داشته باشید:

  1. صرف فعل: "خوابیدن" یک فعل بی‌قائد است و اشکال مختلف آن شامل:

    • گذشته: خوابید
    • حال: می‌خوابد
    • آینده: خواهد خوابید
  2. استفاده در جملات: این کلمه می‌تواند به عنوان فعل اصلی یا مکمل در جمله استفاده شود. به عنوان مثال:

    • من هر شب ساعت ۱۰ می‌خوابم.
    • او پس از یک روز طولانی به خواب رفت.
  3. استفاده از قیدها: می‌توان قیدهایی مانند "عمیق"، "به آرامی" و "زود" را قبل از "خوابیدن" اضافه کرد:

    • من به آرامی خوابیدم.
    • او زود خوابید.
  4. نکات نگارشی:

    • برای بیان زمان خواب، معمولاً از حرف‌های اضافه مانند "در" و "به" استفاده می‌شود. به مثال‌های زیر توجه کنید:
      • او در اتاق خوابید.
      • من به خواب رفتم.
  5. جملات شرطی: می‌توان از "خوابیدن" در جملات شرطی هم استفاده کرد:
    • اگر خوابم ببرد، از خانه بیرون نمی‌روم.

با توجه به این نکات می‌توانید به شکل صحیح از کلمه "خوابیدن" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. من شب‌ها به‌طور معمول ساعت یازده خوابیدن می‌روم تا صبح زود بیدار شوم.
  2. بچه‌ها به‌خوبی خوابیدن و خواب‌های شیرینی دیدند.
  3. در تعطیلات آخر هفته، دوست دارم تا دیرتر خوابیدن بمانم و استراحت کنم.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری