جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: خواننده . [ خوا / خا ن َن ْ دَ / دِ ] (نف ) قاری . آنکه خواند. آنکه تواند خواندن کتابت را. (یادداشت بخط مؤلف ). مقری . ج ، خوانندگان : بهر سو همی رفت خواننده ای که بهرام را پروراننده ای . فردوسی . کنون رنج در کار خسرو بریم بخواننده آگاهی نو بریم . فردوسی . چو بگشاد مهرش ، بخواننده داد سخنها بدو کرد خواننده یاد. فردوسی . بفرمود تا نامه برخواندند بخواننده بر گوهر افشاندند. فردوسی . آنچه دقیقی گفته بر اثر این فصول نیز نبشتم تا خوانندگان این تاریخ چون بدینجا برسند و بر این واقف شوند... (تاریخ بیهقی ). غرض من از این نبشتن اخبار آن است تا خوانندگان را از من فایده بحاصل آید. (تاریخ بیهقی ). واجب دیدم به آوردن آن ... تا خوانندگان را نشاط افزاید.(تاریخ بیهقی ). مبارک باد بر نویسنده و خواننده . (نوروزنامه خیام ). و خواننده ٔ این کتاب باید که وضع و غرض که در جمع و تألیف آن بوده است بشناسد. (کلیله و دمنه ). تا آفتاب و نجم بوند ازبرای من خواننده ٔ حدیث ونیوشنده ٔ کلام . سوزنی . نگارد یکی نامه ٔ دلنواز که خوانندگان را بود کارساز. خاقانی . || مقروء. خوانا. (یادداشت بخط مؤلف ): و خط خواننده باید که داناآن گفته اند احسن الخط ما یقراء. (نوروزنامه ٔ منسوب به خیام ). || مغنی . نوائی . خنیاگر. آوازه خوان . مطرب . قوال . (یادداشت بخط مؤلف ) : مرا لفظ شیرین خواننده داد ترا سمع دراک داننده داد. سعدی (گلستان ). || داعی . (یادداشت بخط مؤلف ). || دانش آموز. (یادداشت مؤلف ). طالب علم . شاگرد. (ناظم الاطباء) : کجا آن سر و تاج شاهنشهان کجا آن دلاور گرامی مهان کجا آن حکیمان و دانندگان همان رنج بردار خوانندگان . فردوسی . 1-اسم
2- آوازخوان، ترانه خوان، حدي خوان، سرودخوان، نغمه خوان، سرودگو، قوال، مغني، نغمه سرا
3- قاري
4- كتاب خوان reader, singer, vocalist, chanter, reciter, declaimer قارئ، مذيع، المصحح البروفات المطبعية، المحاضر، المنشد، كتاب لتعليم القراءة Şarkıcı chanteur sänger cantante cantante قاری، كتاب قرائتي، سراینده، سرود سرا، اواز خوان، نغمه سرا، خنیاگر، سرود خوان کلیسا، تک نواز، سخنور، دکلمه کننده، خواندن
قارئ|مذيع , المصحح البروفات المطبعية , المحاضر , المنشد , كتاب لتعليم القراءة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "خواننده" از نظر قواعد فارسی و نگارشی دارای نکات زیر است:
تعریف و نقش: "خواننده" به معنای کسی است که میخواند، به ویژه در زمینههای ادبی و هنری مانند موسیقی یا شعر. این واژه میتواند به صورت اسم فاعل در جملات استفاده شود.
جنس: این واژه به طور معمول به عنوان اسم مذکر به کار میرود، اما میتواند به هر دو جنس کاربرد داشته باشد. به عنوان مثال، "خواننده زن" و "خواننده مرد".
جمع: جمع این کلمه "خوانندگان" است. در جملات میتوانیم از این شکل جمع برای اشاره به گروهی از افراد استفاده کنیم.
نکات نگارشی:
از "خواننده" در جملات به عنوان اسم خاص یا عام استفاده میشود و باید به عنوان اسم با حرف اول بزرگ در ابتدای جمله قرار گیرد.
در نوشتن متنهای رسمی یا ادبی، توجه به مفهوم و سیاق جمله برای استفاده صحیح از واژه بسیار مهم است.
کاربرد: میتوان از این واژه در زمینههای مختلفی مانند موسیقی، ادبیات و رسانهها استفاده کرد. به عنوان مثال:
"او یک خواننده مشهور است."
"خوانندههای جوان کشور در مسابقات بینالمللی شرکت میکنند."
این موارد نکات کلیدی مرتبط با کلمه "خواننده" در زبان فارسی است.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال از استفادهی کلمه "خواننده" در جملات مختلف آورده شده است:
خواننده محبوب این شب دوباره بر روی صحنه آمد و همه را شگفتزده کرد.
او همیشه به عنوان یک خواننده با استعداد شناخته میشود و کنسرتهای زیادی را برگزار کرده است.
خواننده جدیدی به گروه موسیقی ما پیوسته و صدایش بسیار دلنشین است.
من به یک خواننده محلی علاقهمند شدم که آهنگهای سنتی را با سبک خاصی اجرا میکند.
این کتاب شامل زندگینامه مشهورترین خواننده ها و آهنگسازان تاریخ موسیقی است.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر