جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: خودرایی . [ خوَدْ / خُدْ ] (حامص مرکب ) خودسری . (ناظم الاطباء). لجاج . استبداد. کله شقی . یک پهلویی . یک دندگی . سرسختی . (یادداشت مؤلف ) : گمان مبر که ز خودکامی است و خودرایی . سوزنی . آتشی گر زدم ز خودرایی من از آن سوختم تو برجایی . نظامی . چون نیی سیاح و نی دریاییی درمیفکن خویش از خودراییی . مولوی . تاب خوردم رشته وار اندر کف خیاط صنع بس گره بر خیط خودبینی و خودرایی زدم . سعدی . تا مصور گشت در چشمم جمال روی دوست چشم خودبینی ندارم رای خودراییم نیست . سعدی . فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی . حافظ. جواب دادم و گفتم بدار معذورم که این نتیجه ٔ خودکامی است و خودرایی . حافظ. || تکبر. || هواپرستی . (ناظم الاطباء). استبداد راي، خودخواهي، خودسري، خودكامگي، ديكتاتورمنشي، ديكتاتوري، ستيهندگي دموكرات منشي conceit, arrogance, assumption, assurance, bighead, confidence, contrariness, despotism, headstrongness, overconfidence, high-handedness, self-assertion, self-assurance, self-confidence, self-sufficiency, self-will, self-driving فكرة، غرور، خيال، الغرور غرور، استعاره، خود بینی، خود رایی، خود سری، تکبر، نخوت، گستاخی، شدت عمل، فرض، گمان، پنداشت، انگاشت، اتخاذ، تضمین، اطمینان، بیمه، ضمانت، تعهد، خود ستا، عقیده اغراق امیز شخص نسبت بخودش، اعتماد، اعتقاد، صمیمیت، رازگویی، خریت، مخالفت، ناجوری، خیرگی، استبداد، حکومت مطلقه، ستم، خیره سری، اطمینان بیش از حد، خودپسندی، خود جلو اندازی، خود بیانگری، اعتماد به نفس، اعتماد بنفس، غرور بیجا، از خود راضی گری، خودبسی، استغناء، کف نفس، استغناء طبع، اراده شخصی
کلمه "خودرایی" در زبان فارسی به معنای خودرأیی یا خودمحوری است و به حالتی اشاره دارد که فرد برای خود تصمیم میگیرد و به نظر دیگران توجهی ندارد. برای نگارش صحیح و استفاده مناسب از این کلمه، به چند نکته توجه کنید:
نوشتار صحیح: کلمه "خودرایی" به صورت "خودرایی" نوشته میشود و نباید به اشتباه "خودرایی" یا شکلهای دیگر نوشته شود.
قواعد صرفی و نحوی: این کلمه معمولاً به عنوان اسم و به صورت مؤنث استفاده میشود. برای مثال:
خودرایی افراد میتواند باعث مشکلاتی در تعاملات اجتماعی شود.
استفاده در جمله: توجه داشته باشید که این کلمه معمولاً به صورت منفی استفاده میشود، به عنوان مثال:
خودرایی در تصمیمگیریهای گروهی میتواند موجب بروز تضاد شود.
حد و مرز استفاده: این کلمه بیشتر در مباحث اجتماعی، روانشناسی و رفتارشناسی به کار میرود و ممکن است در متون رسمی و غیررسمی دیده شود.
هفتادای دیگر: عباراتی مانند "خودرایی در انتخاب" یا "خودرایی به خرج دادن" نیز ممکن است مورد استفاده قرار گیرند.
با رعایت این نکات، میتوانید کلمه "خودرایی" را به درستی در نوشتار خود به کار ببرید.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: غرور، استعاره، خود بینی، خود رایی، خود سری، تکبر، نخوت، گستاخی، شدت عمل، فرض، گمان، پنداشت، انگاشت، اتخاذ، تضمین، اطمینان، بیمه، ضمانت، تعهد، خود ستا، عقیده اغراق امیز شخص نسبت بخودش، اعتماد، اعتقاد، صمیمیت، رازگویی، خریت، مخالفت، ناجوری، خیرگی، استبداد، حکومت مطلقه، ستم، خیره سری، اطمینان بیش از حد، خودپسندی، خود جلو اندازی، خود بیانگری، اعتماد به نفس، اعتماد بنفس، غرور بیجا، از خود راضی گری، خودبسی، استغناء، کف نفس، استغناء طبع، اراده شخصی
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر