جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×

xordani
edible  |

خوردنی

معنی: خوردنی . [ خوَرْ / خُرْ دَ ] (ص لیاقت ) هر چیز که شایسته و لایق خوردن و تناول کردن و آشامیدن باشد. (ناظم الاطباء). آنچه درخورد خوردن است . (یادداشت مؤلف ) :
چرا از پی سنگ ناخوردنی
کنی داوریهای ناکردنی .
نظامی .
- سبزی خوردنی ؛ سبزیهایی که مانند نان خورش با نان می خورند از قبیل نعناع و طرخون و گندنا و مرزه و جز آن . (ناظم الاطباء).
|| (اِ) آنچه خوردن آن واجب و ضرور است . (یادداشت مؤلف ). || غذا. طعام . خورش . ذخیره . توشه . (ناظم الاطباء). مقابل پوشیدنی . (یادداشت مؤلف ) :
بهرمنزلی ساخته خوردنی
خورشها و گسترده گستردنی .
فردوسی .
از آن پیش کاین کارها شد بسیچ
نبد خوردنیها جز از میوه هیچ .
فردوسی .
نه افکندنی هست و نه خوردنی
نه پوشیدنی و نه گستردنی .
فردوسی .
از او خوردنی خواست رستم نخست
پس آنگه ز اندیشه دل را بشست .
فردوسی .
نخست خوردنی که ساخته بودند رسول را مثال داد تا پیش آوردند. (تاریخ بیهقی ). امیر... بسیار پرسیدی از آن جایها و روستاها و خوردنیها. (تاریخ بیهقی ). خوردنیها بصحرا مغافصةً پیش آوردندی و نیز میزبانیهای بزرگ کردی . (تاریخ بیهقی ). مرابا خویشتن در صدر بنشاند و خوردنی را خوانی نهاد سخت نیکوی . (تاریخ بیهقی ).
ز نخجیر و از هیزم و خوردنی
برند آنچه شان باید از بردنی .
اسدی .
کجا رفت خواهی ببر بردنی
بپرهیز و مستان ز کس خوردنی .
اسدی .
فلرز؛ ایزاری یا رکویی بود که خوردنی در او بندند. (فرهنگ اسدی نخجوانی ).
خوانی نهم که مرد خردمند را
از خوردنیش عاجز و حیران کنم .
ناصرخسرو.
و از این که زکریا در شریعت روزه داشتی از گفتنی و خوردنی . (قصص الانبیاء). از همه خوردنیها... بیش از یک سیری نتوان خورد و اگر بیش خوری طبع نفور گیرد. (نوروزنامه ٔ خیام ). یا بیماری که مضرت خوردنیها می داند و همچنان بر آن اقدام می نماید تا بمعرض تلف افتد. (کلیله و دمنه ). لحظه ای توقف کن تا خوردنی سازم . (سندبادنامه ص 288).
دهان گو ز ناگفتنیها نخست
بشوی ، آنگه از خوردنیها بشست .
سعدی (بوستان ).
|| دوا که بخورند یا بیاشامند. مقابل مالیدنی . (یادداشت مؤلف ). || کنایه از زنی باشد که پا بسن گذاشته و پیری با او اثر نکرده باشد. (از لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ).
... ادامه
693 | 0
مترادف: اطعمه، خوراكي، ماكول
متضاد: نوشيدني
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت)
مختصات:
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: xordani
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 870
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
edible | eatable , food , esculent , comestible , eating
ترکی
yenilebilir
فرانسوی
comestible
آلمانی
essbar
اسپانیایی
comestible
ایتالیایی
commestibile
عربی
صالحة للأكل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "خوردنی" در زبان فارسی به معنای چیزی است که قابل خوردن باشد. در اینجا برخی از قواعد مربوط به این کلمه و نحوه استفاده آن در جملات را بررسی می‌کنیم:

1. ساختار کلمه

  • "خوردنی" از ریشه "خوردن" و پسوند "-ی" تشکیل شده است.
  • این کلمه به عنوان یک صفت به کار می‌رود و می‌تواند به تنهایی نیز به عنوان اسم استفاده شود.

2. نحوه استفاده در جملات

  • به عنوان صفت:

    • "این میوه‌های خوردنی بسیار خوشمزه هستند."
    • "غذاهای خوردنی در این رستوران زیادند."
  • به عنوان اسم:
    • "او همیشه به دنبال خوردنی‌های سالم است."
    • "در این بازار انواع خوردنی‌ها پیدا می‌شود."

3. کاربردهای نگارشی

  • نقطه‌گذاری: هنگام استفاده از "خوردنی" در جملات، توجه به نقطه‌گذاری لازم است تا معنی صحیح منتقل شود.

    • مثلاً: "او می‌گوید که باید خوردنی‌های سالم بخوریم."
  • انطباق با سایر کلمات:
    • باید به جنس و شمار واژه‌هایی که "خوردنی" به آن‌ها اطلاق می‌شود توجه کرد.
    • برای مثال: "خوردنی‌های سنتی" و "خوردنی‌های جدید".

4. استعمال در متون رسمی و غیررسمی

  • در متون رسمی بهتر است از کلمات و جملات کامل و با دقت استفاده شود.
  • در محاورات غیررسمی می‌توان با سادگی بیشتری به این کلمه اشاره کرد.

5. معانی و مترادف‌ها

  • "خوردنی" می‌تواند با هم‌نشینی با دیگر کلمات معانی متفاوتی پیدا کند، مثلاً "خوراکی‌های طبیعی" یا "خوردنی‌های صنعتی".
  • مترادف‌هایی مانند "خوراکی" یا "غذا" نیز ممکن است در بعضی از جملات جایگزین "خوردنی" شوند.

با توجه به این نکات، می‌توانید به طور صحیح و متنوع از کلمه "خوردنی" در جملات خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند جمله با کلمه "خوردنی" آورده‌ام:

  1. این میوه‌ها از انواع خوراکی‌های خوشمزه و خور دنی هستند.
  2. در جشن تولد، بسیاری از خوردنی‌ها روی میز قرار داشتند.
  3. او همیشه هنگام سفر، برخی از خوردنی‌های محلی را امتحان می‌کند.
  4. مادر همیشه غذاهای خانگی و خوردنی‌های تازه برای ما آماده می‌کند.
  5. در بازار، انواع خوردنی‌ها از جمله شیرینی و فست‌فودها موجود است.

امیدوارم این جملات مفید باشند!


واژگان مرتبط: خوراکی، ماکول، چیز خوردنی، خوش گوشت، غذا، خوراک، طعام، خواربار، خوردن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری