license
98
1055
100
معنی کلمه خونریزی معنی واژه خونریزی
معنی:
خونریزی . (حامص مرکب ) ریختن خون . سفاکی . خون بسیار ریختن . مردم بسیار کشتن . (ناظم الاطباء). سفک دماء. خون ریزش . قتل . (یادداشت بخط مؤلف ). کشتار : تیغ از آن سو بقهر خونریزی رفق از این سو بمرهم آمیزی . نظامی . نگه دارد آزرم تخت کیان بخونریزی اول نبندد میان . نظامی . برون شد دگرباره چون آفتاب که آرد بخونریزی شب شتاب . نظامی . بخونریزی شهریاران مکوش که تا فتنه را خون نیایدبجوش . نظامی . فتنه و آشوب و خونریزی مجوی بیش ازین از شمس تبریزی مگوی . مولوی . هیچ در وقت تندی و تیزی میل و رغبت مکن بخونریزی . اوحدی . || نفث الدم . (یادداشت بخط مؤلف ).انگلیسی bleeding, bloodshed, hemorrhage, haemorrhage, carnage, bloodbath, slaughter, blood stroke, bloody flux, insult, massacreعربی نزيف، دام، مجروح، متحلب، متفطر، رعاف، القلب الحزينترکی kanamaفرانسوی saignementآلمانی blutungاسپانیایی sangradoایتالیایی sanguinamentoمرتبط خون ریزی، سفک دم، خون روی، خون ریزش، سیلان دم، قتل عام، کشتار، لاشه ها، قصابی، ذبح، سلاخی، کشتار فجیع، خون روش، توهین، سب، خواری
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
xunrizi
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
883
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
bleeding | bloodshed , hemorrhage , haemorrhage , carnage , bloodbath , slaughter , blood stroke , bloody flux , insult , massacre
عربی
نزيف | دام , مجروح , متحلب , متفطر , رعاف , القلب الحزين
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)کلمه "خونریزی" در زبان فارسی به معنای خروج غیرطبیعی خون از عروق بدن است. در نگارش صحیح و استفاده از این کلمه، نکات زیر را باید مد نظر داشت:
نحوه نگارش : کلمه "خونریزی" باید به صورت پیوسته و بدون فاصله نوشته شود.
تلفظ : این کلمه به صورت "خو-نری-زی" تلفظ میشود و نباید در تلفظ آن جابجایی یا کجی صورت گیرد.
استفاده در جمله : به عنوان مثال:
"او به دلیل تصادف دچار خونریزی شدید شد."
"خونریزی داخلی نیاز به مداخله پزشکی دارد."
صرف و نحو : این کلمه میتواند به عنوان اسم مورد استفاده قرار گیرد و معمولاً با فعلهایی چون "داشتن"، "موجب شدن" و "منجر شدن" همراه میشود.
جمع و مفرد : کلمه "خونریزی" به شکل جمع به کار نمیرود زیرا به یک پدیده خاص اشاره دارد.
پیشوند و پسوند : میتوان از پیشوندها و پسوندهای مختلف برای ساخت کلمات مرتبط استفاده کرد؛ مانند "خونریزیکننده" یا "خونریزیکن".
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "خونریزی" به درستی در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)البته! در زیر چند مثال برای کلمه "خونریزی" در جمله آورده شده است:
پس از سقوط از دوچرخه، او دچار خونریزی شد و باید به پزشک مراجعه میکرد.
در حادثهی تصادف خودرو، چندین نفر دچار خونریزی شدید شدند و به بیمارستان منتقل شدند.
پزشک برای کنترل خونریزی جراحی، اقدامات لازم را انجام داد.
اگر خونریزی ادامه پیدا کند، احتمال نیاز به خونگیری وجود دارد.
او در حین بازی فوتبال به شدت آسیب دید و دچار خونریزی در پایش شد.
اگر نیاز به جملات بیشتری دارید، لطفاً بفرمایید!
لغتنامه دهخدا واژگان مرتبط: خون ریزی، سفک دم، خون روی، خون ریزش، سیلان دم، قتل عام، کشتار، لاشه ها، قصابی، ذبح، سلاخی، کشتار فجیع، خون روش، توهین، سب، خواری