داخم
licenseمعنی کلمه داخم
معنی واژه داخم
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
645
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
cellar
ترکی
kiler
فرانسوی
cave
آلمانی
keller
اسپانیایی
cava
ایتالیایی
cantina
عربی
قبو | سرداب , أحط الدرجات , الدرك الأسفل , مخزون من الخمر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "داخَم" به معنی "دندان" در گویشهای مختلف و به ویژه در برخی لهجههای فارسی استفاده میشود. با این حال، در فارسی استاندارد، کلمهی رسمی برای دندان، "دندان" است.
قواعد فارسی و نگارشی:
- استفادهی صحیح: در متون رسمی و ادبی به جای "داخَم"، از "دندان" استفاده کنید.
- نحوهی نوشتار: اطمینان حاصل کنید که کلمات بهدرستی و با املای صحیح نوشته شوند.
- جمعسازی: جمع "دندان" به صورت "دندانها" است. در مورد "داخَم" نیز مشابه این شکل به کار میرود.
- فعلها و قیدها: هنگام استعمال این کلمه در جملات، به همخوانی آن با افعال و قیدها توجه کنید. برای مثال: "دندانم درد میکند".
اگر منظور خاصی از "داخَم" دارید یا پرسش خاصی در این مورد دارید، لطفاً بیشتر توضیح دهید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- وقتی به خانه برگشتم، احساس کردم که در دلم یک احساس بیقراری وجود دارد و در کل، داخمی داشتم.
- شبها معمولا در تنهایی خودم، با داخمی عمیق به یاد لحظات خوش گذشته میافتم.
- او در طول مراسم، با وجود اینکه لبخند میزد، اما در درونش یک داخمی حس میکرد که نمیتوانست پنهان کند.
