شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

dor[']afšān
the projector  |

درافشان

معنی: درافشان . [ دُ اَ ] (نف مرکب ) درفشان . درافشاننده . درفشاننده . آنکه در می پاشد. آنکه در می پراکند :
شب فراز کوه از اشک شور جمع و نور شمع
ابر درافشان و خورشید زرافشان دیده اند.
خاقانی .
شب و روزت قراخان است و آقسنقر تو روز و شب
قراخان را ثناگوئی بر آقسنقر درافشانی .
خاقانی .
از این دهان درافشان چو دفتر اعشی
مرصع است به گوهر هزار طومارم .
خاقانی .
میغ درافشانت به کف تیغ درخشانت زتف
هست آتش دوزخ علف طوفان بر اعدا ریخته .
خاقانی .
بجای فندق افشان بود بر سر
درافشان هر دری چون فندق تر.
نظامی .
آمد آن ابر و باد چون شب دوش
این درافشان وآن عبیرفروش .
نظامی .
چند باران عطا باران بده
تا بدان آن بحر در افشان شده .
مولوی .
دیده ام می جست و گفتندم نبینی روی دوست
خود درافشان بود چشمم کاندرون سیماب داشت .
سعدی .
ای سرو خرامان گذری از در رحمت
وی ماه درافشان نظری از سر رأفت .
سعدی .
- درافشان کردن ؛ درفشاندن . نثار کردن در. پاشیدن در :
مر ترا در حصن آل مصطفی باید شدن
تا ز علم جد خود بر سرت درافشان کنند.
ناصرخسرو.
|| کنایه از بلیغ و زیان آور و نطاق . (ناظم الاطباء).
- لفظ درافشان ؛ لفظ بلیغ و زیبا :
دیدگانم ابر درافشان شده ست
ز آرزوی لفظ درافشان دوست .
فرخی .
|| (اِ مرکب ) (اصطلاح موسیقی ) نام بحر هشتم از هفده بحر اصول موسیقی قدیم .
... ادامه
798 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی. فارسی] ‹درفشان› [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 636
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
the projector
ترکی
projektör
فرانسوی
le projecteur
آلمانی
der projektor
اسپانیایی
el proyector
ایتالیایی
il proiettore
عربی
جهاز العرض
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "درافشان" در زبان فارسی به معنای "درخشان" یا "فروغانی که از درون می‌تابد" است و معمولاً به عنوان اسم یا صفت در جملات استفاده می‌شود. برای استفاده صحیح از این کلمه، می‌توان به چند نکته توجه کرد:

  1. استفاده درست از علامت‌گذاری: وقتی از این کلمه در جملات استفاده می‌کنید، باید به محل قرارگیری آن در جمله و علامت‌گذاری‌های مربوطه دقت کنید. مثلاً: "چشم‌هایش درافشان بود."

  2. تابع قواعد نحوی: این کلمه می‌تواند به عنوان صفت، نقش وصفی داشته باشد و در ترکیب با اسم‌ها استفاده شود. مثلاً: "منظر درافشان کوهستان زیباست."

  3. قافیه و وزن: اگر در شعری از این کلمه استفاده می‌کنید، باید به وزن و قافیه دقت کنید تا هماهنگی شعر حفظ شود.

  4. تنوع در استفاده: می‌توانید از این کلمه در زمینه‌های مختلف ادبی، توصیفی و تحلیلی استفاده کنید تا زیبایی و احساسی خاص به نوشته خود ببخشید.

  5. نکات معنایی: در متن‌های ادبی، "درافشان" می‌تواند به معنای زیبایی و درخشش درونی نیز به کار رود، بنابراین در انتخاب زمینه و متن، به قوه تخیل و احساس خود توجه کنید.

به‌طور کلی، رعایت این نکات می‌تواند به بهبود کیفیت نگارش شما کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. درافشان به عنوان یکی از نمادهای زیبایی طبیعت، در فصل بهار جلوه‌گری خاصی دارد.
  2. درافشان‌های رنگارنگ در باغ‌ها، روح و جان تازه‌ای به محیط اطراف می‌بخشند.
  3. در سفر به دشت‌های کوهرنگ، شاهد درافشان‌هایی بودیم که چشم‌اندازهای خیره‌کننده‌ای را ایجاد کرده بودند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری