جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: دریادل . [ دَرْ دِ ] (ص مرکب ) دارنده ٔ دلی همانند دریا در بخشندگی . سخت سخی . (یادداشت مرحوم دهخدا). کنایه از سخی و کریم . (آنندراج ). جوانمرد. (شرفنامه ). صاحب جود و کرم و بخشش . (لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ). باسخاوت . صاحب کرم : ردی دانش آرای یزدان پرست زمین حلم و دریادل و راددست . اسدی . سعد ملک آن وزیر دریادل کف راد تو ابر پرژاله . سوزنی . ای که در ملک سیادت خسرو دریادلی مفخری بر عترت مختار و بر آل ولی هر حدیث از لفظ تو درّی است از دریای لفظ از دل دریا برآید در و تو دریادلی . سوزنی . صدر دریادل نظام الدین که باشد از قیاس پیش دریای دل بی غدر تو دریا غدیر. سوزنی . سوزنی در سلک مدح خسرو دریادل آر هرچه در دریای خاطر لؤلؤی داری نثیر. سوزنی . مفلس دریادل است امی داناضمیر. مایه ٔ صد اولیاست ذره ٔ ایمان او. خاقانی . خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق دریادلی بجوی و دلیری سرآمدی . حافظ. دگر کریم چو حاجی قوام دریادل که نام نیک ببرد از جهان به بخشش و داد. حافظ. شاه و گدا به دیده ٔ دریادلان یکیست پوشیده است پست و بلندزمین در آب . صائب . اشک دریادل ما گرد جهان می گردد آب از قوت سرچشمه روان می گردد. صائب (از آنندراج ). || دلیر. شجاع . پردل : بس شگفتی نیست گر بر ژرف دریا بگذرد لشکری کو را بود محمود دریادل دلیل . فرخی . خسرو غازی سر شاهان و تاج خسروان میرمحمود آن شه دریادل دریاگذار. فرخی . چو دارای دریادل آگاه گشت که موج سکندر ز دریا گذشت . نظامی . daryadel دارياديل daryadel daryadel daryadel daryadel daryadel
کلمه "دریادل" ترکیبی است از دو واژه "دریا" و "دل". در فارسی، این واژه به معنای "دل دریا" و نمادی از شجاعت و ریسکپذیری و همچنین تمایل به ماجراجویی و دلیری است. در بررسی قواعد فارسی و نگارشی مربوط به این کلمه، نکات زیر را میتوان ذکر کرد:
ترکیب لفظی: این کلمه به صورت ترکیبی از دو واژه ساخته شده است و در نگارش آن، باید به جدا کردن بخشهای ترکیبی دقت شود.
علامت نگارشی: اگر "دریادل" در متن مورد استفاده قرار گیرد، بسته به جمله، ممکن است نیاز به ویرگول یا دیگر علائم نگارشی داشته باشد.
جاگذاری صحیح: مانند دیگر اسمها، باید در جای خود بهدرستی قرار گیرد. به عنوان مثال: "دریادل او باعث شد تا در برابر چالشهای بزرگ ایستادگی کند."
استفاده در شعر و ادبیات: این کلمه بیشتر در اشعار و نثر ادبی به کار میرود و میتواند به شکل استعاری نیز مورد استفاده قرار گیرد.
نحوه تلفظ: برای خواندن و نوشتن صحیح کلمه، باید به تلفظ آن توجه کرد و آن را به شکل صحیح ادا کرد.
استفاده درست و زیبا از این کلمه میتواند بر غنای ادبیات فارسی بیفزاید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در زیر چند مثال برای کلمه "دریادل" در جمله آورده شده است:
او با دریادل بودنش همیشه به دوستانش کمک میکند.
در دل هر دریادلی همیشه امیدی برای زندگی بهتر وجود دارد.
وقتی مشکلات به سراغش میآید، با دریادل بودنش آنها را به آسانی پشت سر میگذارد.
داستانهای کهن ایرانی همواره به دریادلی و فداکاری قهرمانان خود اشاره میکنند.
در میان همهی سختیها و چالشها، او با دریادل بودنش همواره لبخند بر لب داشت.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!