جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: دوری . (حامص ) حالت و صفت دور. دور بودن . فاصله داشتن دو چیزیا دو جا یا دو کس از هم . غرابت . غربت . حواذ. بر. نوی . مقابل قرب . مقابل نزدیکی و با کردن و گزیدن صرف شود. (یادداشت مؤلف ). نقیض نزدیکی . (لغت محلی شوشتر). بعد. (آنندراج ). سحق . (دهار). طرح . (دهار). شطط. (ترجمان القرآن ). جنابة. شَطاط. نیة. تعس . صقب . سَاءْوْ. هلیان . شطاف . شعب . شطة. شطاطة. شغر. ریم . شقة. شزن . تعادی . عداء. عادیة. نطو. غربة. غرب . عران . عزلة. هوب . شمم . شوهة. نرهة. (منتهی الارب ) : نه دوری دلیل صبوری بود که بسیار دوری ضروری بود. نظامی . هرسخنی کز ادبش دوری است دست بر او مال که دستوری است . نظامی . - امثال : دوری و دوستی . (امثال و حکم دهخدا). - دوری دادن ؛ دور ساختن . دور کردن . (یادداشت مؤلف ) : ازین صنعت خدا دوری دهادت خرد زین کار دستوری دهادت . نظامی . || فاصله . بین . بون . میانه . میان . مسافت . (یادداشت مؤلف ). مسافت و بعد زیاد. (ناظم الاطباء). - دوریهای سه گانه ؛ ابعاد ثلاثه . سه دوری : طول و عرض و ارتفاع (عمق ). (یادداشت مؤلف ). - سه دوری ؛ ابعاد ثلاثه .دوری های سه گانه . (یادداشت مؤلف ) : سه خط زآن سه جنبش خریدار شد سه دوری در آن خط گرفتار شد. نظامی . چو گشت آن سه دوری ز مرکز عیان تنومند شد جوهری در میان . نظامی . || مفارقت و جدایی و مهجوری . (ناظم الاطباء). هجر. جدایی . هجران . فراق . هجرت . (یادداشت مؤلف ) : چو بر دل چیره گردد مهر جانان به از دوری نباشد هیچ درمان بسا عشقا که از دوری زدوده ست چنان کز اصل گویی خود نبوده ست . (ویس و رامین ). ما بی تو به دل برنزدیم آب صبوری چون سنگدلان دل ننهادیم به دوری . سعدی . با داغ تو رنجوری به کز نظرت دوری پیش نظرت مردن بهتر که ز هجرانت . سعدی . بازآی کز صبوری و دوری بسوختیم ای غایب از نظر که به معنی برابری . سعدی . ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل بیارای باد شبگیری نسیمی زآن عرق چینم . حافظ. دوری ز برت سخت بود سوختگان را صعب است جدایی بهم آموختگان را. ؟ - امثال : دوری ز کسی کز او نیاسایی به در صحبت او عمر نفرسایی به . ؟ (ازآنندراج ). - دوری نمودن ؛ حذر کردن و نفرت نمودن . (ناظم الاطباء). - دوری و دوستی ؛ پرهیز کردن از حضور به منظور بقاء دوستی : صلح و صفا نتیجه ٔ دوری و دوستی است از مهر در مقابل مه را رسد ضیا. اثر (از آنندراج ). || غیبت . || ریاکاری . (ناظم الاطباء). اما در معنی اخیر ظاهراً تبدیل شده ٔ دورویی باشد. (یادداشت لغتنامه ). 1- اجتناب، احتراز، امساك، پرهيز، تحاشي، تحرز، حذر، كناره گيري
2- جدايي، فراق، فرقت، مفارقت، مهجوري، هجر، هجران
3- غربت
4- غيبت
5- بعد، بعد، فاصله، مسافت نزديكي، وصال distance, separation, remoteness, improbability, dish, Grail, inaccessibility, paten, periodicity, periodic, serial مسافة، بعد، أبعاد، مساحة، رقعة، بون شاسع، نقطة نائية، أبعد، ابتعد، بز mesafe distance distanz distancia distanza مسیر، جدایی، تفکیک، انفصال، استبعاد، عدم احتمال، حادثه یا امر غیر محتمل، ظرف، بشقاب، غذا، ظروف، خوراک، جام، جام شراب، هدف نهایی، عدم دسترسی، دستنارسی، بشقاب نان عشای ربانی، تناوب، دوره، نوبت، حالت تناوبی، متناوب، دورهای، نوبتی، نوبت دار، سریال، پیاپی، ردیفی، ترتیبی، دور
مسافة|بعد , أبعاد , مساحة , رقعة , بون شاسع , نقطة نائية , أبعد , ابتعد , بز
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "دوری" در زبان فارسی به معنای فاصله یا دور بودن از چیزی است. این کلمه به عنوان اسم به کار میرود و در جملات مختلف میتوان از آن استفاده کرد. در زیر به برخی قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میشود:
نحوهی نوشتن: کلمه "دوری" به صورت صحیح با حرف "ی" در انتهای آن نوشته میشود. از نوشتن آن به شکلهایی مانند "دوریی" یا "دو ری" خودداری کنید.
جنس کلمه: "دوری" به عنوان اسم، دارای جنس مؤنث است.
جمله سازی: این کلمه میتواند در جملات مختلف به کار برود. به عنوان مثال:
"دوری از دوستانم برایم سخت است."
"دوری از خانواده هیچگاه برای من آسان نبوده است."
مقابل کلمه: کلمه "نزدیکی" معمولاً به عنوان مقابل "دوری" استفاده میشود.
ترکیبهای لفظی: شما میتوانید این کلمه را با دیگر واژهها ترکیب کنید، مانند "دوری مکانی" یا "دوری زمانی".
نقشهای نحوی: "دوری" میتواند به عنوان مفعول، مبتدا، یا خبر در جملات مختلف به کار رود.
باید توجه داشت که در استفاده از این کلمه، بافت جمله و مفهوم کلی آن اهمیت زیادی دارد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "دوری" در جملات آورده شده است:
احساس دوری از خانواده همیشه قلبم را میشکست.
با وجود دوریهایی که بین ما وجود دارد، هنوز هم دوستت دارم.
دوری فیزیکی نمیتواند مانع عشق واقعی شود.
او به دلیل دوری از وطن، احساس تنهایی میکرد.
دوری بین دو شهر باعث شده بود که ملاقاتهای زیادی برگزار نشود.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، بفرمایید!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: مسیر، جدایی، تفکیک، انفصال، استبعاد، عدم احتمال، حادثه یا امر غیر محتمل، ظرف، بشقاب، غذا، ظروف، خوراک، جام، جام شراب، هدف نهایی، عدم دسترسی، دستنارسی، بشقاب نان عشای ربانی، تناوب، دوره، نوبت، حالت تناوبی، متناوب، دورهای، نوبتی، نوبت دار، سریال، پیاپی، ردیفی، ترتیبی، دور
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر