شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

raxšān

رخشان

معنی: رخشان . [ رَ ] (نف ) رُخْشان . صفت فاعلی حالی از رخشیدن . تابان و روشن و درخشان . (ناظم الاطباء). صفت مشبهه از رخشیدن . (فرهنگ نظام ) :
نشسته بر او شهریاری چو ماه
ز یاقوت رخشان به سر بر کلاه .
فردوسی .
بدو گفت شاپور شاه اورمزد
که رخشان بدی او چو ماه اورمزد.
فردوسی .
که روشن شدی زو [ یاقوت ] شب تیره چهر
چو ناهید رخشان بدی بر سپهر.
فردوسی .
یکی طوق روشن تر از مشتری
ز یاقوت رخشان دو انگشتری .
فردوسی .
بگردید بر گرد آن شهر شاه
زمین دید رخشان تر از چرخ و ماه .
فردوسی .
ای رخ رخشان جانان زیر آن زلف بتاب
لاله ٔ سنبل حجابی یا مه عنبرنقاب .
عنصری .
با رخی رخشان چون گرد مهی بر فلکی
بر سماوات عُلا برشده ز ایشان لهبی .
منوچهری .
دو رخ رخشان تو گلنار گشت
بردل من ریخته گلنار نار.
منوچهری .
از روی چرخ چنبری رخشان سهیل و مشتری
چون بر پرند و ششتری پاشیده دینار و درم .
لامعی .
شب من روز رخشان کرد خواجه
به برهانهای چون خورشید رخشان .
ناصرخسرو.
در بر خورشید رخشان کی پدید آیدسُها
در بر دریای جوشان کی پدید آید شَمَر.
ناصرخسرو.
خلایق خاک و اوابر بهاری
ضمایر چون شب و او روز رخشان .
ناصرخسرو.
مگر روز قیفال او راند خواهد
که طشت زر از شرق رخشان نماید.
خاقانی .
وآن شرارم که به قوت برسم سوی اثیر
چون شهاب اختر رخشان شدنم نگذارند.
خاقانی .
دُرج بی گوهر روشن به چه کار
برج بی کوکب رخشان چه کنم .
خاقانی .
رای رخشان تو بر چشمه ٔ خضر
رفته بی زحمت راه ظلمات .
خاقانی .
همیدون بازجست آن ماه خوبان
از آن سرو روان خورشید رخشان .
نظامی .
جایی که شمع رخشان ناگاه برفروزد
پروانه چون نسوزد چون سوختن یقین است .
عطار.
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
آب روی خوبی از چاه زنخدان شما.
حافظ.
سحرگه که رخشید خورشید رخشان
جهان شد ز نورش چو لعل بدخشان .
رضاقلیخان هدایت .
تمرید؛ رخشان ساختن بنا را. ذَهَب دُلامِص ؛ زر رخشان . (منتهی الارب ).
- رخشان شدن ؛ درخشان شدن . نورانی گردیدن . تابان شدن . تابناک گشتن :
چو بودی سر سال نو فرودین
که رخشان شدی در دل از هور دین .
فردوسی .
شود روز چون چشمه رخشان شود
جهان چون نگین درخشان شود.
فردوسی .
جهل را از دل تو علم برآرد بیخ
خاک تاریک به خورشید شود رخشان .
ناصرخسرو.
بستان بهشت وار شد و لاله
رخشان بسان عارض حورا شد.
ناصرخسرو.
گفت با جسم آیتی تا جان شد او
گفت با خورشید تا رخشان شد او.
مولوی .
... ادامه
811 | 0
مترادف: تابنده، تابان، درخشنده، رخشان، روشن، مشعشع، نير
متضاد: تيره، كدر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) ‹رخشا›
مختصات: (رَ) (ص فا.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: raxSAn
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1151
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
ترکی
rahşan
فرانسوی
rakhchan
آلمانی
rakhshan
اسپانیایی
rakhshan
ایتالیایی
rakhshan
عربی
شهير | براق , ممجد , زاهر , لامع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "رخشان" در زبان فارسی به معنای درخشان، روشن یا تابنده است. برای نگارش صحیح و استفاده مناسب از این کلمه، نکات زیر را مد نظر داشته باشید:

  1. نحوه نوشتار: کلمه "رخشان" به صورت صحیح به همین شکل نوشته می‌شود و به صورت اشتباه مانند "رخشان" یا "رخشان" نباید نوشته شود.

  2. جنس و عدد: "رخشان" یک صفت است و می‌تواند برای توصیف اسم‌های مؤنث و مذکر به کار رود. برای مثال:

    • دختر رخشان
    • آسمان رخشان
  3. قرارگیری در جملات: این کلمه معمولاً به عنوان صفت در جملات استفاده می‌شود. مثلاً:

    • "خورشید در آسمان رخشان می‌درخشد."
    • "چشم‌هایش مانند الماس‌های رخشان بود."
  4. مترادف‌ها: کلمات مشابهی مانند "درخشان"، "تابان" یا "نورانی" می‌توانند به‌جای "رخشان" در برخی موارد به کار روند، اما هر کدام nuance خاص خود را دارند.

  5. استفاده در شعر و ادبیات: "رخشان" ممکن است در شعرها و متون ادبی به کار رود، که نشان‌دهنده زیبایی یا روشنایی است. این استفاده بیشتر به جنبه‌های هنری و زیبایی‌شناختی زبان اشاره دارد.

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "رخشان" به شکل صحیح و مؤثر در نوشتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "رخشان" در جملات آورده شده است:

  1. چشم‌های او همچون دو ستاره‌ی رخشان در شب تاریک می‌درخشید.

  2. سر۲۰:۲۱ یران ، روزهای بهاری با آفتاب رخشان و هوای مطبوع، حس خوبی به انسان می‌دهد.

  3. مهمانی که در باغ برگزار شد، با گل‌های رخشان و رنگارنگ زینت یافته بود.

  4. آسمان در هنگام غروب، با رنگ‌های رخشان، چشم‌انداز بسیار زیبایی را به وجود می‌آورد.

  5. کتاب‌های او با محتوای علم و ادبش، در ذهن خوانندگان رنگی رخشان باقی می‌گذارد.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید یا به موضوع خاصی علاقه‌مند هستید، لطفاً بفرمایید!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری