جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
کلمه "ردمان" یک واژه فارسی است که به معنای "پیشینه" یا "نسل" به کار میرود و در زمره واژههای مرکب و کهن فارسی قرار دارد. قواعد نگارشی و زبانی برای این کلمه و کاربردهای آن به شرح زیر است:
نقطهگذاری: اگر "ردمان" در میانه جمله قرار گیرد، باید به مناسب نقطهگذاری انجام شود. مثلاً: "کتاب دربارهٔ ردمانهای مختلف است."
تکیهگذاری: این کلمه معمولاً بر روی سیلاب آخر آن تکیه دارد.
ترکیبات و تصریف: "ردمان" میتواند به صورتهای مختلفی تصریف شود؛ مثلاً جمع آن "ردمانها" خواهد بود.
صرف فعل: در جملات مختلف میتوان از این کلمه استفاده کرد؛ مثلاً: "نسلهای آینده باید از ردمان خود آگاه باشند."
استفاده در متون ادبی: این کلمه معمولاً در متون ادبی و تاریخی به کار میرود و میتواند بار معنایی عمیقی داشته باشد.
به طور کلی، استفاده از کلمه "ردمان" نیازمند آگاهی از مفهوم آن و جایگاهش در متن است تا به درک درست و زیبا از جملات منجر شود.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: رد، طرد، عدم پذیرش، ردی، وازنی، مردود سازی، عبور، گذر، گذرگاه، راه، گدوک، امتناع، استنکاف، روگردانی، اباء، سر پیچی، انکار، تکذیب، حاشا، اثر، مقدار کم، نشان، طرح، رد پا، دفع، ضربت متقابل و تند، عمل متقابل، پس زنی، حق رد، رای مخالف، منع، نشانه مخالفت، مذمت، تقبیح، عدم تصویب، بی میلی، ابطال، دلیل رد، تناقض، تضاد، مغایرت، مخالفت، ضد گویی، چشم پوشی، کف نفس، فداکاری، رقابت، مرافعه، مناظره، بحی، سرزنش، استثنا، استثناء، اعتراض