رمبیدن
licenseمعنی کلمه رمبیدن
معنی واژه رمبیدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر لازم) [عامیانه]
مختصات:
(رُ دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
306
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to rub
ترکی
ovmak
فرانسوی
frotter
آلمانی
zu reiben
اسپانیایی
frotar
ایتالیایی
strofinare
عربی
فرك | أزال , حك , دعك , مسح , احتك , أسخط , جلا , مسح الدموع , نظف , انمحى , واصل سيره بصعوبة , لفرك
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "رمبیدن" در زبان فارسی به معنای "چیزی را با شدت و به صورت ناپایدار و سریع، بر روی زمین کشیدن یا پرت کردن" استفاده میشود. این واژه به طور خاص با وزن و حالتهای مختلف در جملات به کار میرود.
قواعد فارسی و نگارشی برای کلمه رمبیدن:
-
صرف و تحریر:
- "رمبیدن" در زمانهای مختلف صرف میشود:
- حال: من رمبیدم، تو رمبیدی، او رمبید.
- گذشته: من رمبیدم، تو رمبیدی، او رمبید.
- آینده: من رمبیدم، تو رمبیدی، او رمبید.
- "رمبیدن" در زمانهای مختلف صرف میشود:
-
استفاده در جمله:
- کلمه "رمبیدن" معمولاً به عنوان فعل در جمله استفاده میشود و میتواند با فاعل و مفعول همراه باشد.
- مثال: "او توپ را رمبید و به دور انداخت."
- کلمه "رمبیدن" معمولاً به عنوان فعل در جمله استفاده میشود و میتواند با فاعل و مفعول همراه باشد.
-
فعلهای همخانواده:
- در نظر گرفتن فعلهای همخانواده یا مشابه:
- رمبیدن: به معنای کشیدن یا پرت کردن.
- اعمالی که احساس شدیدی دارند، مانند "پرش" یا "انداختن".
- در نظر گرفتن فعلهای همخانواده یا مشابه:
-
قواعد نگارشی:
- در متون رسمی، همواره باید توجه داشت که اصطلاحات بهکاررفته صحیح و مناسب با متن باشند.
- استفاده از "رمبیدن" در متون ادبی یا توصیفی میتواند با وضوح بیان بیشتری استفاده شود.
- قواعد بیان تصویر:
- هنگامی که از "رمبیدن" استفاده میکنید، ممکن است بخواهید توصیفی بصری از عمل ارائه دهید:
- مثال: "کودک توپ را رمبید و با صدای بلند به زمین افتاد."
- هنگامی که از "رمبیدن" استفاده میکنید، ممکن است بخواهید توصیفی بصری از عمل ارائه دهید:
در کل، "رمبیدن" یک واژهی در خور توجه در ادبیات فارسی است و میتواند در موقعیتهای مختلف به کار رود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در هوای سرد زمستان، خرگوشها به سرعت رمبیده و در لای برفها پنهان میشوند.
- او با دیدن سایهای ناگهانی از جا رمبید و قلبش تند تند میزد.
- وقتی صدای ترقهها بلند شد، گربه به سرعت رمبیده و زیر تخت پنهان شد.
