شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

ro[w]šanāy(')i
lighting  |

روشنایی

معنی: روشنایی . [ رَ ش َ ] (حامص ، اِ) معروف است که در مقابل تاریکی باشد. (برهان قاطع). صاحب غیاث اللغات و به تبعیت از اوآنندراج آرد: مرکب از روشنا که مخفف روشنان است بمعنی روشن بزیادت الف و نون و یای مصدری بمعنی روشنی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). و باز صاحب غیاث اللغات آرد: فقیر مؤلف گوید که روشنایی بمعنی روشن شونده شدن است مرکب از روشن و الف فاعلیت و یای مصدری و همزه برای رفع التقای ساکنین و میتواند که یای نسبت باشد در این صورت روشنایی بمعنی نوری و پرتوی که منسوب است به شی ٔ روشن شونده ، فافهم . (غیاث اللغات ). و این گفته ٔ صاحب غیاث اللغات بر اساسی نیست . رجوع به حاشیه ٔ همین ماده و برهان قاطع چ معین شود. سنا. (دهار) (ترجمان القرآن ). ضَوء. (دهار) (منتهی الارب ). نور. (ترجمان القرآن ). ضیاء. (منتهی الارب ). روشنی :
یکی باد برخاست و گرد سیاه
بشد روشنایی ز خورشید و ماه .
فردوسی .
تو از تیرگی روشنایی مجوی
که با آتش آب اندر آید بجوی .
فردوسی .
ز شب روشنایی نجوید کسی
کجا بهره دارد ز دانش بسی .
فردوسی .
آفتاب بدان روشنایی جهان را روشن گردانید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 385).من از تاریکی کفر به روشنایی آمدم به تاریکی بازنروم . (تاریخ بیهقی ص 340). وی را به روشنایی آوردند یافتندش به تن قوی . (تاریخ بیهقی ص 341).
که دانست کافزون شود روشنایی
به چشم اندر از سنگ کوه سپاهان .
ناصرخسرو.
و چون آتشی است که از سنگ و پولاد جهد و تا سوخته نیابد نگیرد وچراغ نشود که از او روشنایی یابند. (نوروزنامه ). دست در روشنایی مهتاب زدمی . (کلیله و دمنه ). باز در عواقب کارهای عالم تفکری کردم ... تا روشن گشت که نعمتهای این جهانی چون روشنایی برق است . (کلیله و دمنه ).
به بیت عمادی جوابش بگفتم
چه گفتمش گفتمش کای روشنایی .
انوری .
در سیاهی سنگ کعبه روشنایی بین چنانک
نورمعنی در سیاهی حرف قرآن آمده .
خاقانی .
روز بشب کرده ای به تیرگی حال
شب به سحر کن به روشنایی باده .
خاقانی .
چو آمد زلف شب درعطرسایی
به تاریکی فروشد روشنایی .
نظامی .
بما چشمش دگر کرد آشنایی
دو به بیند ز چشمی روشنایی .
نظامی .
|| چراغ . مشعل : از پدر شنید که به نزدیک آن حضرموت برلب دریا غاری است ... و شداد مرده بدانجا اندر است پس روشنایی برداشتند و بدانجا اندر رفتند روشناییشان بمرد متحیر شدند و لیکن همچنان همی رفتند. (تاریخ بلعمی ). || امید. گشایش کار. بهبود اوضاع : من [ عبدالرحمن قوال ] و مانند من که خدمتکاران امیر محمد بودیم ماهی را مانستیم از آب بیفتاده و در خشکی مانده ... و امید می داشتیم که مگر سلطان مسعود وی را بخواند سوی هرات و روشنایی پدیدار آید. (تاریخ بیهقی ). || نام جوهری است که آنرا مرقشیشا گویند و به عربی حجرالنور خوانند و در داروهای چشم بکار برند. (برهان قاطع). نام دوای چشم . (آنندراج ). نام سرمه ای که در ضعف بینایی و شب کوری و ستبری پلک و جرب آن بکار برند. سرمه ٔ روشنایی . کحل روشنایی . (یادداشت مؤلف ). رجوع به مرقشیشا و حجرالنور و روشنا و روشنایا شود. || مرکب که بعربی مداد گویند. (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ). مرکب و سیاهی دوات . (ناظم الاطباء). || کنایه از دولت وثروت . (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ). جاه و جلال . (ناظم الاطباء).
... ادامه
1601 | 0
مترادف: روشني، فروغ، نور
متضاد: تاريكي، ظلمت
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، حاصل مصدر) [مقابلِ تاریکی]
مختصات: (رُ شَ) (حامص .)
الگوی تکیه: WWWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: rowSanAyi
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 577
شمارگان هجا: 4
دیگر زبان ها
انگلیسی
lighting | ray , phosphorescence
ترکی
aydınlatma
فرانسوی
Éclairage
آلمانی
beleuchtung
اسپانیایی
encendiendo
ایتالیایی
illuminazione
عربی
إضاءة | إنارة , إشعال , ضوء
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "روشنایی" یک کلمه فارسی است که به مفهوم "نور" یا "درخشندگی" اشاره دارد. برای استفاده صحیح از این کلمه در متون فارسی، نکات زیر را در نظر بگیرید:

1. نگارش صحیح:

  • "روشنایی" به صورت صحیح به همین شکل نوشته می‌شود و از ترکیب "روشن" و "آیی" ساخته شده است.

2. کاربرد در جملات:

  • از "روشنایی" می‌توانید در جملات به عنوان اسم استفاده کنید. به عنوان مثال:
    • "روشنایی اتاق کافی نبود."
    • "در تاریکی، روشنایی فلک کمک کرد."

3. قوانین نگارشی:

  • هنگام استفاده از "روشنایی"، توجه داشته باشید که:
    • این کلمه باید با توجه به نوع جمله و ساختار آن به‌درستی به کار رود.
    • در نوشتار رسمی و ادبی، سعی کنید از عبارات و جملات ساده و قابل فهم استفاده کنید.

4. معانی و مترادف‌ها:

  • "روشنایی" ممکن است در زمینه‌های مختلفی به معانی متفاوتی اشاره کند. از این رو می‌توانید از مترادف‌ها و معانی دیگر مانند "نور"، "تابش"، "درخشش" نیز بهره ببرید.

5. سبک نوشتاری:

  • در نوشتار ادبی و شعر، این کلمه به زیبایی و هنرمندی می‌تواند به کار رود و نقش مهمی در القای مفهوم روشنایی و نور دارد.

مثال‌های بیشتر:

  • "در این شب تار، روشنایی مهتاب دل‌ها را شاد می‌کند."
  • "او به دنبال روشنایی در دل تاریکی‌های زندگی‌اش بود."

با رعایت این نکات می‌توانید از کلمه "روشنایی" به درستی و به طرز مؤثری در نوشته‌های خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "روشنایی" در جمله آورده‌ام:

  1. روشنایی صبحگاه بر روی درختان درختی می‌افتد و منظره‌ای زیبا به وجود می‌آورد.
  2. او همیشه از روشنایی و انرژی مثبت خود برای شاد کردن دیگران استفاده می‌کند.
  3. روشنایی چراغ‌های شهر در شب، زیبایی خاصی به خیابان‌ها می‌بخشد.
  4. این اتاق به خاطر روشنایی طبیعی که از پنجره‌ها وارد می‌شود، بسیار دلپذیر است.
  5. هنگام مطالعه در شب، باید از روشنایی کافی استفاده کرد تا چشم‌ها آسیب نبینند.

اگر سوال دیگری دارید یا نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: سایه روشن، احتراق، اشتعال، نور افکنی، اشعه، پرتو، شعاع، تشعشع، اشعه تابشی، تابندگی فسفری، شب تابی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری