جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: رویین . (ص نسبی ) منسوب به روی به معنی بَرو فوق . زبرین . برین . مقابل زیرین . آنچه بربالا است . خلاف زیرین . (یادداشت مؤلف ) : گفت لطف کن ولحاف رویین را بردار که هزار دانه عرق کردم . (از لطائف عبید زاکانی ). || منسوب به روی که فلزی است . هر چیز که از روی ساخته شده باشد. (ناظم الاطباء) (از برهان ) (از انجمن آرا). از روی . رویینه . که از روی ساخته شده باشد. (یادداشت مؤلف ) : و اندر بتان بسیارند زرین و رویین . (حدود العالم ). رده برکشیدند هردو سپاه غو نای رویین برآمد به ماه . فردوسی . چه برزوی از خواب سر بر کشید خروشیدن نای رویین بدید. فردوسی . این بدرد ترک رویین را چو هیزم را تبر و آن شود در سینه ٔ جنگی چو در سوراخ مار. منوچهری . تختی همه از زر سرخ بود... و چهار صورت رویین ساخته برمثال مردم . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 550). کوس رویین که بر جمازگان بود فروکوفتند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 617). ذکر شهرستان رویین که آن را مدینةالصفر خوانند. (مجمل التواریخ والقصص ). و از عین القطر شهرستانی رویین کرد که آن را مدینةالصفر خوانند. (مجمل التواریخ والقصص ). دل دوزد نوک نیزه ٔ خطی جان سوزد حد تیغ رویینا . ناصرخسرو. ترا رسولان باشند تیرهای خدنگ جواب نامه بود تیغهای رویینا. مسعودسعد. جام بلور در خم رویین رستم است دست از دهان خم به مدارا برآورم . خاقانی . چو آن طبل رویین گرگینه چرم به ماهی رساند یک آواز نرم . نظامی . || برنجین . (ناظم الاطباء) : یکی دیگ رویین به بار اندرون که استاد بود او به کار اندرون . فردوسی . || محکم . استوار. (فرهنگ فارسی معین ). - دژ رویین ؛ دژ محکم و استوار : گویی اینک بر دژ رویین روس رایت شاه اخستان برکرد صبح . خاقانی . - رویین حصار ؛ کنایه از حصار محکم و استوار : عروسی را بدان رویین حصاری ز بازو ساختی سیمین عماری . نظامی . - رویین روان ؛ که روانی استوار دارد.که روحیه ٔ قوی و محکم دارد : بزودی سوی پهلوان آمدند خردمند و رویین روان آمدند. فردوسی . || رنگ سرخی که به روی می مالند. سرخی . (ناظم الاطباء). اما ظاهراً محرف روینی باشد که منسوب به روین یا روناس است . zincoid, ruin الزنكويد شبیه فلز روی، رویی
کلمه "رویین" در زبان فارسی به معنای «مربوط به روی» یا «از جنس روی» است و وابسته به واژه "روی" به معنای فلز روی (zinc) میباشد. این واژه همچنین میتواند برای اشاره به مفاهیم دیگر در متون خرد، ادبی و علمی نیز به کار رود.
از لحاظ نگارشی و قواعد زبان فارسی، به نکات زیر توجه کنید:
نوشتار: کلمه "رویین" باید به صورت پیوسته نوشته شود و این شکل صحیح آن است.
نقطهگذاری: اگر "رویین" در انتهای جمله یا عبارت بیاید، باید بعد از آن علامت نقطه یا سایر علائم نگارشی (مانند ویرگول) بیاید، مطابق با قواعد نقطهگذاری فارسی.
تطابق: در جملاتی که به شکل صفت به کار میرود، باید با اسم خود در جنس و عدد تطابق داشته باشد. به عنوان مثال: "این فلز رویین است" یا "آن دو ظرف رویین".
معنی و کاربرد: بسته به متن، "رویین" میتواند در معانی مختلف به کار رود. در متون علمی به فلز روی و در متون ادبی ممکن است به نوعی تشبیه یا مجاز اشاره داشته باشد.
پیشوند و پسوند: "رویین" به عنوان یک واژه مستقل به کار میرود و نیاز به پسوند یا پیشوند خاصی ندارد، مگر در مواقعی که بخواهیم معانی جدید ایجاد کنیم.
اگر به بستر خاصی (شعر، نثر، علمی) یا مثالهای خاصی نیاز دارید، میتوانید بیشتر توضیح دهید تا دقیقتر پاسخ دهم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
این زره رویینی که به تن دارم، من را از خطرات حفاظت میکند.
او به خاطر شخصیت رویینی که دارد، همیشه در برابر چالشها مقاومت میکند.
در افسانهها، قهرمانانی با دلهای رویینی وجود دارند که هرگز از پای نمیافتند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر