جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: رویین تن . [ ت َ ] (ص مرکب ) آنچه از روی یا برنج ساخته شده باشد : از من چه عجب که هاون رویین تن از یار جفادیده به آواز آید. سعدی . || که اندامی چون روی دارد. استوار. که از استواری حربه بدان کار نکند. آنکه بدنی نیرومند و محکم دارد و ضربت اسلحه بر بدنش کارگر نباشد. (فرهنگ فارسی معین ) : اگر نیزه بر کوه رویین زنم [ رستم فرخزاد ] گذاره کند زانکه رویین تنم . فردوسی . دلاور بدو گفت من بیژنم بجنگ اندرون دیو رویین تنم . فردوسی . سه تن را گزیداندرون انجمن بزرگان رویین تن و رای زن . فردوسی . زن ار سیم تن نی که رویین تن است ز مردی چه لافد که زن هم زن است . نظامی . به سختی کشی سخت چون آهنم که از پشت شاهان رویین تنم . نظامی . قصد کمین کرده کمند افکنی سیم زره ساخته رویین تنی . نظامی . || (اِخ ) صفتی بوده است اسفندیار پسر کی گشتاسب را و بدین مناسبت گاهی در مقام موصوف خود یعنی اسفندیار نیز بکار رود. (از یادداشت مؤلف ). لقب اسفندیار. (برهان ) (فرهنگ جهانگیری ). لقب اسفندیار است گویند که به دعای یکی از صاحب کمالان عصر خود بر جلد بدن او تیغ و تیر کار نمی کرد. (غیاث اللغات ). لقب اسفندیار پسر گشتاسب است و معنی این لقب آن است که گویی تن او از روی بوده است و بر آن تیر وشمشیر کار نمی نموده و گویند به تدبیر و تعویذ زردشت این معنی تن او را حاصل شده بود و بالاخره به تیر رستم کشته شد و او را رویین نیز گفته اند. (آنندراج ) (از انجمن آرا) : چرا رزم جستی ز اسفندیار که او هست رویین تن و نامدار. فردوسی . بدو گفت بهمن که من بهمنم ز پشت جهاندار رویین تنم . فردوسی . بدوگفت رویین تن اسفندیار که ای پرفتن پیر ناسازگار. فردوسی . رویین تن عالم است و قصدش هر هفته به هفتخوان ببینم . خاقانی . چو رویین تن اسفندیار است هر دم بر او فتح رویین دژ آسان نماید. خاقانی . جمشید کیان که دین جز او را رویین تن هفتخوان ندیده ست . خاقانی . رجوع به اسفندیار شود. || (اِ مرکب ) معده . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ) (از برهان ). || (ص مرکب ) معزول . (ناظم الاطباء). کنایه از معزول است . (برهان ). invulnerable, face شکست ناپذیر، محفوظ از خطر، زخم ناپذیر، اسیب ناپذیر
کلمه "رویینتن" به معنای "تن پوشی که بر اثر جنگ یا آسیبدیدگی دچار آسیب نمیشود" و به طور خاص برای توصیف شخصی که از نظر روحی یا جسمی مقاوم است، به کار میرود.
در نوشتار فارسی، توجه به نکات زیر در مورد این کلمه حائز اهمیت است:
نحوه نگارش: کلمه "رویینتن" به صورت "رویینتن" با فاصلهگذاری صحیح بین اجزای آن نوشته میشود. استفاده از نیمفاصله () بین "رویین" و "تن" ضروری است.
ترکیب: "رویین" به معنی "روی" (نوعی فلز یا محافظت) و "تن" به معنی "بدن" است. این ترکیب به صورت معنایی به شخصی اشاره دارد که بدنش از آسیبپذیری محفوظ است.
قید و وصف: در جملهها میتوان از این ترکیب به عنوان صفت استفاده کرد. به طور مثال: "او مردی رویینتن است."
کاربرد ادبی: در ادبیات فارسی، این کلمه به وفور در شعر و نثر به کار رفته و به عنوان یک صفت تمثیلی از استقامت و پایداری استفاده میشود.
مصادر: در زبان فارسی کلمات ترکیبی زیادی داریم که "رویین" جزئی از آنهاست. دقت داشته باشید که در ترکیبات دیگر ممکن است با تغییر معنا مواجه شوید.
این نکات میتواند به شما در استفاده صحیح و مؤثر از کلمه "رویینتن" کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در داستانهای باستانی، قهرمانانی مانند «رستم» به عنوان رویین تن شناخته میشوند که هیچ دشمنی نمیتواند به آنها آسیب برساند.
او با روحیهای رویین تن، به چالشهای زندگی با شجاعت و ارادهای قوی روبرو میشود.
برخی از شخصیتهای افسانهای دارای قدرتهایی هستند که آنها را به رویین تن تبدیل میکند و از هر گونه خطر مصون میسازد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر