جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ریدن . [ دَ ] (مص ) به قضای حاجت رفتن و تغوط کردن . (ناظم الاطباء). غایط کردن ؛ ای ثفل غذا از راه معین بیرون آمدن . (غیاث اللغات ). برادر شاشیدن . (آنندراج ). تخلیه ٔ شکم کردن . بیرون ریختن فضولات شکم از راه مقعد. تغوط کردن . (فرهنگ فارسی معین ) : ازین تاختن گوز و ریدن به راه نه دانگ و نه غزو نه نام و نه گاه . طیان . چون حیز طیره شد زمیان ربوخه گفت برریش خربطان ریم ای خواجه عسجدی . عسجدی . برمشته اگر می برید نیست عجب ز آنروی که مشتری بود قاضی چرخ . مهستی . اگر زانکه خواهد یکی ز اهل دل که یک لحظه بی زای زحمت زید مگس را پدید آورد روزگار که تابر سر رای رحمت رید. انوری . یغما بجز من و تو و محمود بوالحسن ریدم به کله ٔ پدر هرچه جندقی است . یغمای جندقی . می بتازد به بخل مجدالدین چون به گاورس گرسنه قمری گر همه قمیان چنین باشند قم رفیقا و بر همه قم ری . ؟ (از آنندراج ذیل ریستن ). زرق ؛ ریدن مرغ . (تاج المصادربیهقی ) (از دهار). سقسقة؛ ریدن بنجشگ . (از تاج المصادر بیهقی ). || کثافت کاری کردن . (فرهنگ فارسی معین ). || بیهوش شدن . (ناظم الاطباء). غائط، بذاءة، القرف binme équitation reiten equitación cavalcare
کلمه "ریدن" از نظر زبانی و نگارشی در زبان فارسی به موضوعات مختلفی مرتبط میشود. البته باید اشاره کرد که این کلمه یکی از کلمات غیررسمی و عامیانه است و به معنای "ادرار کردن" به کار میرود. در زیر به برخی از نکات نگارشی و زبانی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
معنی کلمه: "ریدن" به معنای ادرار کردن است و معمولاً در زبان محاورهای و غیررسمی استفاده میشود. استفاده از این کلمه در متنهای رسمی یا ادبی توصیه نمیشود.
قواعد صرفی: این کلمه ممکن است در زمانهای مختلف صرف شود. به عنوان مثال:
فعل مضارع: میروم ریدن (ادرار میکنم)
فعل ماضی: ریدم (ادرار کردم)
نظام نوشتاری: در نوشتار رسمی و ادبی، بهتر است از کلمات مناسبتری مانند "ادرار کردن" استفاده شود.
استفاده محاورهای: این کلمه بیشتر در زبان محاورهای به کار میرود و ممکن است در مکالمات دوستانه یا غیررسمی بهکار رود.
محل استفاده: به دلیل برداشتهای متفاوتی که ممکن است از این کلمه وجود داشته باشد، بهتر است از آن در محیطهای حرفهای و رسمی خودداری شود.
در نهایت، استفاده از کلمات باید با توجه به مخاطب و زمینه گفتگو انجام پذیرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
دیروز در پارک صدای خنده و شادی بچهها به قدری بلند بود که نمیتوانستم به راحتی تمرکز کنم تا بخوانم، احساس میکردم همهجا پر از انرژی مثبت است و نمیتوانستم ریدن را نادیده بگیرم.
وقتی به یاد میآورم که چطور دوستانم در مهمانی ریدن حاضر شدند و به ماجراجوییهای خندهدار خود پرداخته بودند، هنوز هم لبخند به لبم میآید.
در پایان مسابقه، همه تیمها دور هم جمع شدند تا پیروزی و تلاشهای یکدیگر را جشن بگیرند و فضایی پر از ریدن و خوشحالی به وجود آمد.
لغتنامه دهخدا
جعبه لام تا کام
وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.