جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: زمزم . [ زَ زَ ] (اِخ ) چاهی است نزدیک خانه ٔ کعبه شرفها اﷲ. (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء) (از غیاث ) (از شرفنامه ٔ منیری ) (از اقرب الموارد) (از برهان ). و بمعنی آب آن چاه نیز آمده . (آنندراج ). نام چشمه یا چاهی است نزدیک کعبه که با سودن پای اسماعیل پسر ابراهیم صلوات اﷲ علیهما بر زمین بگشاد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : از برکت تو دولت تو گشت پدیدار از پای سماعیل پدید آمد زمزم . فرخی . بسان چاه زمزم است چشم من که کعبه ٔ و حوش شد سرای او. منوچهری . یکی چون چشمه ٔ زمزم ، دوم چون زهره ٔ ازهر سیم چون چنگ بوالحارث چهارم دست بویحیی . منوچهری . اگر فضل رسول از رکن و زمزم جمله برخیزد یکی سنگی بود رکن ویکی شوراب چه زمزم . ناصرخسرو. وز بیم تشنگی قیامت همیشه تو در آرزوی قطرگکی آب زمزمی . ناصرخسرو. زمزم اگر ز ابها چه پاکتر است پاکتر از زمزم است ازار مرا. ناصرخسرو. این ناخوش و خوار و همچو خونست وآن خوش و عزیز همچو زمزم . ناصرخسرو. به زمزم و عرفات و حطیم و رکن و مقام به عمره و حجر و مروه و صفا و منی . ادیب صابر. آب وی آب زمزم و کوثر خاک وی جمله عنبر و کافور. (از کلیله و دمنه ). او کعبه ٔ علوم و کف و کلک مجلسش بودندزمزم و حجرالاسود و مقام . خاقانی . کعبه ٔ ما طرف خم ، زمزم ما درد خام مصحف ما خط جام ، سبحه ٔ ما نام صبح . خاقانی . چند یاد کعبه و زمزم کنی خاقانیا باده ده کز کعبه آزاد و ز زمزم فارغیم . خاقانی . ای جنت انس را تو کوثر وی کعبه قدس را تو زمزم . خاقانی . هر آن کس کو از این یک جرعه نوشید مر او را کعبه و زمزم نباشد. عطار. آب انگور نکو خور، که مباح است و حلال آب زمزم نخوری بد، که حرامت باشد. ابن یمین . چنان با نیک و بد سر کن که بعد از مردنت عرفی مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند. عرفی . طوف و سعی حرم عشق نیاورده بجای تشنه ٔ زمزم آن چاه زنخدان گشتم . نظیری (از آنندراج ). - امثال : به چاه زمزم شاشیدن ؛ برای کسب شهرت عملی قبیح مرتکب شدن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). - زمزم آتش فشان ؛ کنایه از آفتاب عالمتاب . (برهان ) (آنندراج ) (از انجمن آرا) (شرفنامه ٔ منیری ) (ناظم الاطباء) (از فرهنگ رشیدی ). زمزم رسن ور. (فرهنگ رشیدی ). - زمزم افشان ؛ اشک ریزان . گریه کنان : مصطفی کعبه ست و مهر کتف او سنگ سیاه هر کس از بحر کف او زمزم افشان آمده . خاقانی . تا خیال کعبه نقش دیده ٔ جان دیده اند دیده را از شوق کعبه زمزم افشان دیده اند. خاقانی . رجوع به ترکیب بعد شود. - زمزم افشاندن ؛ یعنی گریه کردن . (فرهنگ رشیدی ). بانگ زدن و گریه کردن . (ناظم الاطباء). رجوع به ترکیب قبل و ترکیب زمزم فشان شود. - زمزم رسن ؛ آفتاب . (ناظم الاطباء). رجوع به ترکیب بعد شود. - زمزم فشان ؛ زمزم افشان . اشک ریزان : نظاره در تو چشم ملایک ، که چشم تو دیده جمال کعبه و زمزم فشان شده . خاقانی . رجوع به ترکیبهای زمزم افشان و زمزم افشاندن ، معجم البلدان ، حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 288، 296، عقد الفرید و عیون الاخبار، نزهة القلوب ج 3، تاریخ اسلام ص 30، 45، مزدیسنا، الموشح و امتاع ، تاریخ گزیده ، مجمل التواریخ و القصص و دزی ج 1 ص 603 شود. whisper همس، همسة، أثر ضئيل، خاطب هامسا، نطق بهمس، الهمس fısıltı chuchoter flüstern susurro sussurro
کلمه "زمزم" در زبان فارسی به معنای آب چشمهای در مکه است که بهویژه در بین مسلمانان بسیار مقدس و مورد توجه قرار دارد. در نوشتار و استفاده صحیح از این کلمه، میتوان به چند نکتهی نگارشی و قواعدی اشاره کرد:
نوشتار صحیح: کلمه "زمزم" باید با دو "ز" و دو "م" نوشته شود. در زبان فارسی، این کلمه به همین شکل و به صورت کامل باید به کار رود.
نقطهگذاری: در جملات فارسی که از کلمه "زمزم" استفاده میشود، باید توجه داشت که این کلمه را مانند سایر واژهها با سایر نیازهای نقطهگذاری هماهنگ کنیم. مثلاً: "آب زمزم در مکان مقدسی قرار دارد."
استفاده در متن: این کلمه معمولاً در متون دینی، فرهنگی یا تاریخی به کار میرود. بنابراین، بسته به نوع نوشتار و مخاطب، باید دقت شود که استفاده از آن مناسب باشد.
حساسیتهای فرهنگی: به دلیل اهمیت این چشمه در دین اسلام، بهتر است در زمان اشاره به آن، حساسیتهای فرهنگی و مذهبی را در نظر بگیرید و با احترام به آن اشاره کنید.
مفاهیم مرتبط: در نوشتن درباره "زمزم"، میتوانید به موضوعات مرتبط دیگری مانند "مکه"، "طواف"، "چاه زمزم" و غیره نیز اشاره کنید.
به طور کلی، استفاده از کلمه "زمزم" نیازمند دقت و توجه به موارد نگارشی و معنایی است تا هم به نوشتار روان کمک کند و هم به احترام به مفاهیم فرهنگی و مذهبی.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "زمزم" در جمله آورده شده است:
حج گذاران پس از طواف، به دوشیدن آب زمزم میپردازند.
آب زمزم، یکی از مقدسترین آبها در دین اسلام به شمار میآید.
در کنار کعبه، فنجانهای آب زمزم برای زائران فراهم شده است.
مادر به فرزندش گفت: "این آب را از چاه زمزم آوردهام، بسیار مفید است."
او همیشه از فضیلتهای آب زمزم و آثار آن بر سلامتی سخن میگوید.