شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

sabzi
vegetable  |

سبزی

معنی: سبزی . [ س َ ] (حامص ) حالت و چگونگی سبز. منسوب بسبز، همچون سیاهی و سفیدی که منسوب بسیاه و سفید است . (برهان ) (آنندراج ) :
دگر ره چو سبزی درآمد بشاخ
سهی سرو را گشت میدان فراخ .
نظامی .
این رنگ به سبزی میزند؛ برنگ سبز می نماید. || خرمی و طراوت . (برهان ) (آنندراج ): سبزی تو از من زردی من از تو. || (اِمرکب ) علف و گیاه رستنی . سبزه :
برین گونه تاهفت سال از جهان
ندیدند سبزی کهان و مهان .
فردوسی .
تا کان و چشمه باشد تا کوهسار باشد
تا بوستان و سبزی تا کامکار باشد.
منوچهری .
بسبزی کجا تازه گردددلم
که سبزی بخواهد دمید از گلم .
سعدی (بوستان ).
- سرسبزی ؛ خرمی . خضارت .طراوت . شادابی :
رخت باد چون گل برافروخته
جهان از تو سرسبزی آموخته .
نظامی .
|| صراحی شراب . (برهان ) (آنندراج ). || سبزی خوردن . سبزی خوردنی . (برهان ). تره که آن را بقله خوانند چون ترب وپودنه و جز آن که هم بر سر دستار خوان گذارند. (آنندراج ). گیاهان و سبزی های بدست کشته که خودرو نمیباشدو مقابل سبزی صحرائی که خودروست که خام خورند چون نعناع ، ریحان ، مرزه ، ترخان (ترخون )، پودنه ، تربچه ، تره تیزک (شاهی )، جعفری ، شنبلیله ، شبت (شبد، شِوِد)، بابونه ، قل ، اجرابقول . (یادداشت مؤلف ) :
نه مرا نقل و مطربی و حریف
نه مرا نان و سبزیی و کباب .
(از ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 3).
وصف بریان مخلا چه بگویم بر تو
در زمانی که بود سبزی و نانش بکنار.
بسحاق اطعمه .
آب آمد پالیز را آب دادم ودر نزدیکی پالیز پاره ای سبزی و پیاز بود آن را هم آب دادم . (انیس الطالبین بخاری ). خوان آراسته آورد بریانی و سبزی و سرکه و نان و نمک . (انیس الطالبین بخاری ).ندارم چشم بر احسان مردم باز چون نرگس
قناعت میکنم با سبزی و نان و پیاز امروز.
ندیم (از آنندراج ).
|| در تداول مردم قزوین ، تره که گندنا باشد: سبزی و جعفری ؛ تره و جعفری .
- سبزی پاک کردن ؛ جدا کردن علف های هرزه و بد از سبزی خوردنی وگرفتن قسمتهای گندیده .
- || تملق گفتن . چاپلوسی کردن . خوش آمد گفتن .
- || سبزی کسی را پاک کردن ؛ تلمق او گفتن .
- سبزی پاک کن ؛ آنکه سبزی پاک کند. آنکه علفهای فضول را از خوب جدا کند. آنکه سبزیها را شستشو دهد.
- || متملق . چاپلوس : من سبزی پاک کن نخواستم ؛ متملق و چاپلوس و خوش آمدگو لازم ندارم .
- سبزی خرد کردن ؛ ریزه ریزه کردن سبزی . خرد کردن سبزی .
- || خودشیرینی کردن ؛ تملق گفتن . چاپلوسی نمودن . خوش آمدگوئی کردن .
|| بمجاز، بمعنی قدر و قیمت . (آنندراج ).
... ادامه
1214 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت نسبی، اسم)
مختصات: (سَ)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: sabzi
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 79
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
vegetable | greens , greenery , verdure , legume
ترکی
sebze
فرانسوی
légume
آلمانی
gemüse
اسپانیایی
verdura
ایتالیایی
verdura
عربی
نباتي | رتيب , شخص بليد , نبات من الخضر , نبات أخضر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "سبزی" در زبان فارسی به موارد زیر اشاره دارد:

  1. معنی: "سبزی" به طور کلی به گیاهان خوراکی اشاره دارد که معمولاً برگ‌های سبز رنگ دارند و در غذاها استفاده می‌شوند، مانند سبزی‌های خوردن (تره، نعناع، جعفری و غیره).

  2. نحو و صرف:

    • "سبزی" یک اسم است و در زبان فارسی معمولاً به جمع نمی‌رود، اما در برخی موارد، می‌توان به "سبزی‌ها" یا "سبزیجات" اشاره کرد.
    • این کلمه می‌تواند به عنوان فاعل یا مفعول در جملات مورد استفاده قرار گیرد.
  3. قواعد نگارشی:

    • کلمه "سبزی" باید با حروف کوچک نوشته شود، مگر اینکه در ابتدای جمله باشد.
    • در متون رسمی و علمی، بهتر است از واژه "سبزیجات" زمانی که به مجموعه‌ای از سبزی‌ها اشاره می‌شود، استفاده کنید تا دقت بیشتری داشته باشید.
  4. نکات کاربردی:
    • در برخی از متون دستور زبان فارسی، ممکن است به شکل "سبزی" به عنوان نام غير شمارش‌پذیر (uncountable) در نظر گرفته شود که به توده یا مجموعه‌ای از سبزی‌ها اشاره دارد.
    • در ادبیات و شاعری، "سبزی" می‌تواند نماد طبیعت و تازگی باشد و در اشعار به زیبایی به کار رود.

استفاده از این کلمه می‌تواند به ارتقای سبک نگارش شما کمک کند، به ویژه در متن‌های ادبی یا علمی.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "سبزی" در جمله آورده شده است:

  1. برای تهیه سالاد، باید سبزی تازه مانند کاهو و ریحان را آماده کنیم.
  2. خرید سبزی‌های ارگانیک از بازار محلی باعث می‌شود که غذاها طعمی بهتر بگیرند.
  3. در فصل تابستان، سبزی‌های مختلفی در باغچه‌ام رشد کرده‌اند.
  4. برای تغذیه سالم، مصرف روزانه سبزی و میوه بسیار مهم است.
  5. من همیشه قبل از پختن غذا، سبزی‌ها را به خوبی می‌شویم و خرد می‌کنم.

امیدوارم این جملات مفید باشند!


واژگان مرتبط: گیاه، نبات، رستنی، گیاهان سبز، سبزه، گلخانه، سرسبزی، تازگی سبزیجات، بنشن، بقولات، گیاه خوردنی، نیام، سبز

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری