جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سبکی . [ س َ ب ُ ] (حامص ) ضد گرانی . (غیاث ) (آنندراج ). کم وزنی . ضد سنگینی . (ناظم الاطباء) : بار لاغر نه سبک باشد و فربه نه گران سبکی به ز گرانی ز همه روی شمار. فرخی (دیوان چ عبدالرسولی ص 100). || ضعف عقل و خفّت رأی . (ناظم الاطباء). جلفی . عدم وقار. عدم متانت . سخف . سخفه . سخافة. (منتهی الارب ). خِفّة. (دهار). طیش . طوش : خَیْعَرة؛ سبکی و خفت . (منتهی الارب ) : از سبکی مغز خصم گر هوسی می پزد هست ورا عذر آنک گرز گران دیده نیست . خاقانی . || تحقیر و اهانت . (ناظم الاطباء). || چستی و چالاکی . (مؤلف ).مقابل سختی : و گفت [ فریدون ] بچه ٔ این هر دو [ خر و مادیان ] مرکب باشد از سختی خر و سبکی اسب . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 37). || بی غیرتی و بی قدری . (غیاث ) (آنندراج ). || جلفی . بی وقاری : اما تیرگی قوی بر وی مستولی بود و سبکی که آن را ناپسند داشتند و مرد بی عیب نباشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 156). || ظرافت و تازه روحی : تدبیر کرای خرِ رهی کن هم با سبکی هم بتازه روحی . سوزنی . || کوچکی . (ناظم الاطباء). 1- كم وزني ثقل، سنگيني
1- چالاكي، فرزي
2- خفت، سبكسري، طيره
3- بي وقاري، جلفي
4- خواري، حقارت lightness, frivolity, levity, portability, flippancy, legerity, nimbleness خفة، إضاءة، رشاقة، إشراق، طيش hafiflik légèreté leichtigkeit ligereza leggerezza بیهودگی، پوچی، بی معنایی، هرزه درایی، سرسری، سبک سری، رفتار سبک، لوسی، قابلیت حمل، قابلیت انتقال، قابلیت حمل و نقل یا ترابری، بی ملاحظگی، گستاخی، چرب زبانی، چابکی، چالاکی، تیز هوشی، سبک
کلمه "سبکی" در فارسی به چند صورت میتواند استفاده شود، و برخی قواعد نگارشی و زبانی مربوط به آن به شرح زیر است:
نوع کلمه: "سبکی" یک اسم و یا صفت است. به عنوان اسم به معنی "سبکها" یا "نوعها" استفاده میشود و به عنوان صفت برای توصیف ویژگیهای خاص یک شیء یا مفهوم کاربرد دارد.
نحوه نوشتار: این کلمه به صورت پیوسته و بدون فاصله بین حروف نوشته میشود. توجه به درست نوشتن آن از نظر نگارشی اهمیت دارد.
قواعد صرف و نحوی:
در جملهها ممکن است به عنوان فاعل، مفعول، یا صفت به کار رود. مثلاً: "این سبکی مناسب است."
در ترکیب با دیگر کلمات میتواند معانی مختلفی ایجاد کند. مثلاً "سبکی خاص" یا "سبکی خلاق".
تطابق: اگر "سبکی" به عنوان صفت به کار رود، باید با اسم از نظر تعداد و جنس تطابق داشته باشد: مثلا "سبکی زیبا" (برای اسم مؤنث) یا "سبکی مناسب" (برای اسم مذکر).
استفاده در تراکیبها: این کلمه میتواند در ترکیب با دیگر کلمات به شکلهای مختلفی به کار رود، نظیر "سبکی زندگی"، "سبکی هنری"، و غیره.
به طور کلی، در نوشتن و گفتن ترکیبهایی با "سبکی"، مهم است که با بافت و مفهوم کلی جمله همخوانی داشته باشد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "سبکی" در جملات آورده شده است:
او همیشه لباسهای سبکی میپوشد که در روزهای گرم تابستان راحت باشد.
سبکی نوشتار این نویسنده بسیار خاص و جذاب است و خواننده را به راحتی جذب میکند.
من دوست دارم از موسیقی با سبکی آرامشبخش برای تمرکز در حین مطالعه استفاده کنم.
طراحی داخلی این خانه ترکیبی از سبکی مدرن و سنتی است که به آن زیبایی ویژهای داده است.
سبکی کار این هنرمند در نمایشگاه مورد تحسین قرار گرفت و بسیاری از بازدیدکنندگان را تحت تأثیر قرار داد.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: بیهودگی، پوچی، بی معنایی، هرزه درایی، سرسری، سبک سری، رفتار سبک، لوسی، قابلیت حمل، قابلیت انتقال، قابلیت حمل و نقل یا ترابری، بی ملاحظگی، گستاخی، چرب زبانی، چابکی، چالاکی، تیز هوشی، سبک
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر