جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

setordan

ستردن

معنی: ستردن . [ س ِ / س ُ ت ُ دَ ] (مص ) (از: ستر+ دن ، پسوند مصدری ) رجوع کنید به ستوردن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). محو. (مجمل اللغة)(تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان القرآن ) (دهار). محو کردن . نابود کردن . (ناظم الاطباء). زدودن :
به لشکر چنین گفت هومان گرد
که اندیشه از دل بباید سترد.
فردوسی .
بهومان چنین گفت سهراب گرد
که اندیشه ازدل بباید سترد.
فردوسی .
ز بد گوهران بد نباشد عجب
نشاید ستردن سیاهی ز شب .
فردوسی .
جمله زنگار همه هند بشمشیر سترد
ملکت هند بدو سخت حقیر آمد و خرد.
منوچهری .
دروغ از بنه آبرو بسترد
نگوید دروغ آنکه دارد خرد.
اسدی .
بسترد نگار، دست ایام
زین خانه ٔ پرنگار معمور.
ناصرخسرو.
بنویسد آنچه خواهد و خود باز بسترد
بنگر بدین کتابت پر نادر و عجب .
ناصرخسرو.
پیش دانا بآستین دست حق
روی حق از گرد باطل بسترم .
ناصرخسرو.
میبایست که رسول خدای ... نام خود از رسالت بنستردی . (کتاب النقض ص 364). محمدبن عبداﷲ گفت بستر و بنویس امیرالمؤمنین علیه السلام امتناع کرد... (کتاب النقض ص 363).
نقش طبیعی سترد روزگار
نقش الهی نتواند سترد.
انوری .
عشق از دل من توان ستردن
گر ریگ زمین توان شمردن .
نظامی .
زنگ هوا را بکواکب سترد
جان صبا را بریاحین سپرد.
نظامی .
دردا و دریغا که ستردند بیک بار
از دفتر عمر آیت عقل و بصر من .
عطار.
سیلاب قضا نسترد از دفتر ایام
اینها که تو بر خاطر سعدی بنوشتی .
سعدی .
آبی بروزنامه ٔ اعمال ما نشان
باشد توان سترد حروف گناه ازاو.
حافظ.
|| حک کردن . || برکندن . || بریدن . || خراشیدن . (ناظم الاطباء). || پاک کردن . تمیز کردن : و دستاری داشت [پرویز] که دست ستردی و بر آتش افکندی و نسوختی . (تاریخ طبری ترجمه ٔ بلعمی ).
چون قدح گیریم از چرخ دوبیتی شنویم
بسمن برگ چو می خورده شود لب ستریم .
منوچهری .
نوک کلک شاه را حورا بگیسو بسترد
غالیه زلفین حورا برنتابد بیش از این .
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 339).
|| تراشیدن . (برهان ) (شرفنامه ) (آنندراج ). مو تراشیدن . (غیاث ) : عایشه گفت مکشید او را که مردی پیر است . و با پیغمبرصلی اﷲ علیه و سلم صحبت داشته است . پس او را بیاوردند و ریش وی بستردند و روی ساده بماند و او را دست باز داشتند. (تاریخ طبری ترجمه ٔ بلعمی ). عکاشه سر سترده بود زیرا که ماه رجب بود و اندر آن ماه کس حرب نکردی . (تاریخ طبری ترجمه ٔ بلعمی ). و مردمان وی [ بهندوستان ] موی سر و ریش بسترند. (حدود العالم ). اما نزدیک من آن است که موی او بسترند و روی او سیاه کنند.(سندبادنامه ص 330).
موی تراشی که سرش می سترد
موی بمویش بغمی می سپرد.
نظامی .
... ادامه
426 | 0
مترادف: 1- تراشيدن، پاك كردن، پالودن، 2- زدودن، كندن، محو كردن، زايل كردن 3- نابود كردن، از بين بردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر متعدی) ‹استردن، بستردن› [قدیمی]
مختصات: (س تُ دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 714
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
ترکی
yemek için
فرانسوی
manger
آلمانی
essen
اسپانیایی
comer
ایتالیایی
mangiare
عربی
محا | انمحى , محو
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ستردن" در زبان فارسی به معنای پاک کردن، دور کردن یا از بین بردن چیزی به کار می‌رود. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره می‌شود:

  1. صرف فعل: "ستردن" مصدر این فعل است و در زمان‌های مختلف به شکل‌های "می‌سترد" (حال)، "سترد" (گذشته) و "خواهد سترد" (آینده) صرف می‌شود.

  2. استفاده در جملات: این فعل معمولاً به عنوان یک فعل ترانسیتیو (انتقالی) به کار می‌رود، به این معنا که معمولاً به یک مفعول نیاز دارد. به عنوان مثال:

    • "او صفحه را سترد."
    • "باران تمام آثار را سترد."
  3. قیدها و توصیف‌ها: می‌توان قیدها و توصیف‌های مختلفی را به جمله اضافه کرد. به عنوان مثال:

    • "او به آرامی صفحه را سترد."
    • "او سعی کرد تا غم‌ها را سترد."
  4. تلفظ: این کلمه با زدن بر روی "ت" و "ر" به صورت "ستَرْدن" تلفظ می‌شود.

  5. نکات نگارشی:
    • همواره باید به همخوانی و هماهنگی زمان‌های فعل توجه کرد.
    • در نوشتار رسمی، بهتر است از ساختارهای واضح و دقیق استفاده شود.

با توجه به این نکات، می‌توانید از کلمه "ستردن" به شکل درست و مؤثر در جملات فارسی استفاده کنید. اگر پرسش بیشتری دارید یا بخشی خاص از زبان فارسی مد نظر شماست، خوشحال می‌شوم کمک کنم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او تصمیم گرفت تمام خاطرات تلخی را که در ذهنش بود، با گذر زمان ستردن کند.
  2. باران شدید موفق شد گرد و غبار را از روی زمین ستردن و هوا را تازه کند.
  3. با استفاده از نرم‌افزار جدید، می‌توان خطاهای موجود در متن را به راحتی ستردن و اصلاح کرد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری