شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

the speaker  |

سخندان

معنی: سخندان . [ س ُ خ َ] (نف مرکب ) شاعر و فصیح زبان . (آنندراج ). آنکه قدر و مرتبه ٔ کلام را میداند. (ناظم الاطباء) :
از ملکان کس چنو نبود جوانی
راد و سخندان و شیرمرد و خردمند.
رودکی .
آن جهان را بدین جهان مفروش
گر سخندانی این سخن بنیوش .
کسایی .
چونکه در سِرّ و علن داری سخندان را عزیز
گردد اندر مدح تو سِرّ سخندانان علن .
سوزنی .
گیرم که دل تو بی نیاز است
از شاعر فاضل سخندان .
خاقانی .
|| دانا. (آنندراج ). خردمند. عاقل : مردمان این ناحیت [ پارس ] مردمانیند سخندان و خردمند. (حدود العالم ).
که همواره شاه جهان شاه باد
سخندان و با بخت و همراه باد.
فردوسی .
سخندان چو رای ردان آورد
سخن از ردان بر زبان آورد.
عنصری (از لغت فرس اسدی ص 107).
معتمدی را از درگاه عالی فرستاده آید مردی سدید، جلد، سخندان . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 231).
چرا خاموش باشی ای سخندان
چرا در نظم ناری دُرّ ومرجان .
ناصرخسرو.
اگر سخن از سخندان پرسند شفا تواند داد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 30).
زمین بوسید شاپور سخندان
که دایم باد خسرو شاد و خندان .
نظامی .
سخندان پرورده پیر کهن
بیندیشد آنگه بگوید سخن .
سعدی .
... ادامه
1215 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: ( ~ .) (ص فا.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 765
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
the speaker
عربی
المتحدث
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "سخندان" در زبان فارسی به معنای کسی است که سخنران یا سخن‌پرور باشد. برای نوشتن و استفاده از این کلمه، به چند نکته‌ی مهم نگارشی و دستوری توجه کنید:

  1. استفاده از کلمه: "سخندان" به عنوان اسم (صفت فاعلی) می‌تواند در جملات مختلف به کار برود. برای مثال: "او یک سخندان ماهر است."

  2. نصب و جر: در جمله‌هایی که "سخندان" در نقش مفعول یا مجرور قرار می‌گیرد، به صرف فعل و قواعد نصب و جر توجه کنید. مثلاً: "من سخنان این سخندان را شنیدم."

  3. تلفظ: توجه به تلفظ صحیح این کلمه در مکالمات نیز ضروری است. این کلمه به صورت "سخندان" تلفظ می‌شود.

  4. نقش در جمله: این کلمه می‌تواند به عنوان فاعل، مفعول یا صفت به کار رود. به عنوان مثال: "سخنرانی او تاثیر زیادی بر حضار داشت زیرا او یک سخندان توانا بود."

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "سخندان" به طور صحیح و مؤثر در نوشتار و گفتار استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. سخندان باید با دقت و حکمت به مسائل زندگی نگاه کند تا بهترین تصمیم‌ها را اتخاذ کند.
  2. او به عنوان یک سخندان مشهور در جامعه، همیشه با سخنانش دیگران را الهام می‌بخشد.
  3. در جمع، سخندان به راحتی می‌تواند توجه همه را جلب کند و فضای سخنرانی را زنده کند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری