جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سراینده . [ س َ ی َ دَ / دِ ] (نف ،اِ) نغمه کننده . (غیاث ). خواننده . مغنی : سراینده باش و فزاینده باش شب و روز با رامش و خنده باش . فردوسی . یکی گنج ویژه به درویش داد سراینده را جامه ٔ خویش داد. فردوسی . چو در سبز کله خوش آواز راوی سراینده بلبل ز شاخ صنوبر. ناصرخسرو. من که سراینده ٔ این نوگلم باغ تو را نغمه سرا بلبلم . نظامی . || راوی . (شرفنامه ). || مبلغ. رسول . پیغامگزار : نگه کن که در نامه ٔ آفرین چه گوید سراینده ٔ پاک دین . ابوشکور بلخی . کنون ای سراینده فرتوت مرد سوی راه اشکانیان بازگرد. فردوسی . سخن چون برابر شود با خِرد روان سراینده رامش برد. فردوسی . به گفتار دهقان کنون بازگرد بگو تا چه گوید سراینده مرد. فردوسی . || خبردهنده . سخن گوینده : چو بشنید سیندخت از او گشت باز بر دختر آمد سراینده راز. فردوسی . کنون آن سراینده خاموش گشت مرا نیز گفتن فراموش گشت . نظامی . سراینده چنین افکند بنیاد که چون در عشق شیرین مرد فرهاد. نظامی . سراینده استاد را روز درس ز تعلیم او در دل افتاد ترس . نظامی . سراینده خود می نگردد خموش ولیکن نه هر وقت باز است گوش . سعدی . || مداح . سپاسگر. ثناگو : به پوزش بگفتند ما بنده ایم هم از مهربانی سراینده ایم . فردوسی . همی گفت هر کس که ما بنده ایم سخن بشنویم و سراینده ایم . فرخی . 1-صفت
2- شاعر، ترانه سرا، تصنيف ساز composer, poet, chanter, warbler, singer, vocalist, singing ملحن، مؤلف، الملحن şarkıcı chanteur sänger cantante cantante آهنگساز، سازنده، مصنف، اهنگ ساز، نویسنده، چکامه سرا، خیال پرست، خیال پرور، سخنور، خواننده، سرود خوان کلیسا، چکاوک، مرغخوش الحان، سرود سرا، اواز خوان، نغمه سرا، خنیاگر، سرودن
کلمه "سراینده" در فارسی به معنای "شاعر" یا "آهنگساز" است و به فردی اطلاق میشود که به خلق شعر یا موسیقی میپردازد. در نگارش و استفاده از این واژه، برخی نکات نگارشی و دستوری وجود دارند که باید به آنها توجه کرد:
نقطهگذاری: در متن، اگر کلمه "سراینده" در میان جمله قرار گیرد، باید توجه کنید که نقطهگذاری صحیح انجام شود. به عنوان مثال:
"سراینده این شعر به زیبایی احساساتش را بیان کرده است."
نوع نگارش: در برخی مواقع ممکن است لازم باشد که معانی یا توضیحات بیشتری ارائه شود؛ در این صورت، میتوان به توصیف بیشتری درباره شغل یا ویژگیهای سرایندگان پرداخت.
جمعسازی: جمع "سراینده" به صورت "سرایندگان" است. هنگام استفاده از این واژه در متن، باید به جمع و مفرد بودن آن دقت شود:
"سرایندگان این دوران، آثار زیبایی خلق کردهاند."
استفاده در جمله: بهتر است این کلمه در جملات روشن و مفهومی به کار برود تا ابهامی ایجاد نشود:
"سراینده میتواند با استفاده از الفاظ مناسب، احساسات را به خوبی منتقل کند."
همنشینی واژهها: دقت کنید که این واژه در کنار واژههای دیگر به کار میرود و باید هماهنگی و همنشینی مناسبی داشته باشد:
"این سراینده معاصر، در شعرهایش به موضوعات اجتماعی توجه ویژهای دارد."
با رعایت این نکات، میتوانید به شکل موثری از واژه "سراینده" در نوشتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند جمله که شامل کلمه "سراینده" هستند آوردهام:
سراینده این شعر با استفاده از تصاویر زنده، احساسات عمیق خود را به مخاطب منتقل کرده است.
در جشنواره ادبی، سرایندههای جوان آثار خود را به نمایش گذاشتند و توانستند توجه بسیاری را جلب کنند.
سراینده معروفی که در دنیای شعر شناخته شده است، به تازگی کتاب جدیدی منتشر کرده است.
صدای دلنشین سراینده میتوانست هر شنوندهای را مجذوب خود کند.
سرایندهی کهن این دیوان، با زبان زیبا و بیان هنرمندانهاش، تاریخ و فرهنگ خود را ثبت کرده است.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!