جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سردی . [ س َ ] (حامص ) برودت و خنکی . (ناظم الاطباء). مقابل خنکی : بخوشاندت گر خشکی فزاید دگر سردی خود آن بیشت گزاید. ابوشکور. چون ژاله بسردی اندرون موصوف چون غوره بخامی اندرون محکم . منجیک . یکی تند ابر اندرآمد چو گرد ز سردی همان لب بهم برفسرد. فردوسی . گرمی و سردی ترا هر یک مثال است از ستم زآن همی هر یک جهان را زشت و نازیبا کند. ناصرخسرو. چون خدا خواهد که یک تن بفسرد سردی از صدپوستین هم بگذرد. مولوی . نمیدانند کز بیمار عشقت حرارت بازننشیند بسردی . سعدی . || بیرحمی و بیمهری . (آنندراج ) : من کرده درشتی و تونرمی از من همه سردی از تو گرمی . نظامی . که پرورده کشتن نه مردی بود ستم در پی داد سردی بود. سعدی . || بی نمکی در گفتار و کردار : ای فرومایه و در کون هل و بی شرم و خبیث آفریده شده از فریه و سردی و سنه . لبیبی . 1- برودت، سرما،
2- بي علاقگي، دلسردي، سردمزاجي
3- بي روحي، خشكي
4- بي اعتنايي، بي توجهي گرما، گرمي
1- بي ميلي coldness, frigidity, aloofness, iciness, disinterest, disregard, cold temper, cold temperament, indifference برودة، فتور، برد، جفاف، زكام soğukluk froideur kälte frialdad freddezza انجماد، کمی تمایل در قوای جنسی، حالت یخی، سهل انگاری، بی علاقگی، لاقیدی، سرد
... ادامه
841|0
مترادف:1- برودت، سرما،
2- بي علاقگي، دلسردي، سردمزاجي
3- بي روحي، خشكي
4- بي اعتنايي، بي توجهي
کلمه «سردی» در زبان فارسی به معنی حالت یا کیفیت سرد بودن است و به طور کلی تابع قواعد نگارشی و دستوری زبان فارسی است. در زیر به چند نکته دربارهٔ این کلمه و استفادهٔ صحیح از آن اشاره میکنم:
نگارش: کلمه «سردی» به شکل صحیح به صورت «سردی» نوشته میشود و هیچگونه علائم خاصی مثل ویرگول یا نشانههای دیگر نیاز ندارد.
نحوهٔ استفاده: این کلمه بهعنوان اسم به کار میرود و میتواند فاعل، مفعول و یا جزء دیگر جمله باشد. به عنوان مثال:
فاعل: «سردی هوا اذیتکننده است.»
مفعول: «ما سردی را در زمستان احساس میکنیم.»
مفرد و جمع: «سردی» به صورت مفرد است. در صورتی که بخواهید به حالتهای مختلف اشاره کنید، میتوانید از شکلهای مثلا «سردیها» استفاده کنید (هرچند که در مکالمات رسمی کمتر اتفاق میافتد).
قید و صفت: این کلمه میتواند به صورت صفت به کار رود، مثل «آب سرد» یا به عنوان اسم، مانند «سردی شب».
حالتهای مختلف: در جملات میتوانید با استفاده از قیدها و صفات مختلف، اطلاعات بیشتری راجع به «سردی» بیان کنید. به عنوان مثال: «سردی شدید هوا در این فصل بسیار محسوس است.»
با رعایت این نکات میتوانید به درست و مؤثر از کلمه «سردی» در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "سردی" در جملات آورده شده است:
سردی هوا در زمستان باعث میشود که مردم بیشتر به سمت پتوی گرم بروند.
در این روزهای پاییزی، سردی نسیم به خوبی حس میشود.
او از سردی رفتارش ناراحت شد و تصمیم گرفت با او صحبت کند.
در آبشار، سردی آب به قدری زیاد بود که هیچکس جرأت نمیکرد به آن نزدیک شود.
گاهی اوقات، سردی یک موضوع میتواند نشاندهندهی عدم احساسات و یا بیتوجهی باشد.
اگر هنوز به جملات بیشتری نیاز دارید، لطفاً بفرمایید!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: انجماد، کمی تمایل در قوای جنسی، حالت یخی، سهل انگاری، بی علاقگی، لاقیدی، سرد