جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سریش . [ س ِ ](اِ) رستنی باشد که در سبزی و تازگی بپزند و با ماست بخورند و بعد از رسیدگی خشک کنند و آرد سازند و کفشگران و صحافان چیزها بدان چسبانند. (برهان ). چیزی که نجار و کمانگر و صحاف و چرم گر بدان چیزها چسبانند.و آن را از ماهی و پوست خام سازند. (رشیدی ). پت . (لغتنامه اسدی ). ثرط. (دهار) (نصاب ). اسراش . اسقولوس . (بحر الجواهر). و معروف و آن را به عربی اشراس گویندو بیخی است که ساقی دارد و گل آن سفید مایل بسرخی وخمر آن مستدیر و تندطعم و بعضی آن را و خنثی را دو چیز دانند شبیه بیکدیگر. اما شیخ الرئیس در مبحث قوباگفته : اصل الخنثی هوالاشراس . (آنندراج ) : بخدای ار کس این قوافی را بسخن برنشاندی بسریش . انوری . زخم شمشیر غمت راننهم مرهم کس طشت زرینم و پیوند نگیرم بسریش . سعدی . || ناله و فغان . (آنندراج ) : چنان بدانم من جای غلغلیجگهش کجا بمالش اول براوفتدبسریش . لبیبی . زیر فهمش ستاره کرده خروش پیش سهمش سریش کرده سروش . سنایی . کار تو بر سریش و همه کار تو سریش همواره زین نهاد که هستی گداو دنگ . سوزنی . || بد و زبون . (آنندراج ) (جهانگیری ) : سروش دادم تلقین که خواهم از تو عطا سریش اگر نبدی کار بنده بود سریش . سوزنی (از آنندراج ). || سریشم را هم میگویند که بدان پی بر کمان پیچند. (برهان ). glue, paste, library paste, head غراء، مادة غروية، لصق، غرا kafa tête kopf cabeza testa چسب، سریشم، چیز چسبناک، غرا، خمیر، گل یا خمیر، نوعی شیرینی، چسب نشاستهای، سری
کلمه "سریش" یک واژه فارسی است که به معنی نوعی چسب یا گیره میباشد و معمولاً به نوعی چسب که از صمغ درختان بهدست میآید اشاره دارد. در اینجا چند نکته دربارهٔ قواعد نگارشی و املایی مربوط به این کلمه آورده شده است:
املا: کلمه "سریش" به همین شکل نوشته میشود و هیچ گونه تغییر املایی ندارد.
نحو و ساختار: این کلمه به عنوان اسم استعمال میشود و میتواند با سایر کلمات ترکیب شود (مثل "سریش چسب"، "سریش سازی" و غیره).
جنس و تعداد: "سریش" یک اسم غیر قابل شمارش است، بنابراین معمولاً در جمع نمیآید و به صورت مفرد به کار میرود.
کاربردهای جملهای: این کلمه معمولاً در جملاتی به کار میرود که به نیاز به چسب یا اتصال اشیاء اشاره دارد. مثال:
"برای این کار به سریش نیاز داریم."
"این دو قطعه با سریش به هم متصل شدند."
زبان محاوره و کتابت: "سریش" در زبان محاوره و متون رسمی به کار میرود و کاربرد چندانی در زبانهای غیررسمی ندارد.
در نهایت، اگر سوال خاصی دربارهٔ این کلمه یا نحوهٔ به کار بردن آن دارید، لطفاً بپرسید!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "سریش" در جمله آوردهام:
برای درست کردن کاردستیام از سریش استفاده کردم تا اشیاء را به هم بچسبانم.
هنرمند با سریش آثار زیبا و ماندگاری را خلق کرد.
او به یادگار از سریش برای تعمیر کتاب کهنهاش استفاده میکند.
در هنگام کار با سریش، بهتر است از دستکش استفاده کنیم تا پوست دستمان آسیب نبیند.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: چسب، سریشم، چیز چسبناک، غرا، خمیر، گل یا خمیر، نوعی شیرینی، چسب نشاستهای، سری
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر