شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

sosti
weakness  |

سستی

معنی: سستی . [ س ُ ] (حامص ) مقابل چستی . (آنندراج ). ضعف و ناتوانی و کم زوری و عدم توانایی . (ناظم الاطباء). فتور.فترت . (دهار). استرخاء. (بحر الجواهر) :
ز باریکی و سستی هردو پایم
تو گویی پای یا تار تنندوست .
آغاجی .
دو دستم بسستی چو پوده پیاز
دو پایم معطل دو دیده غَرَن .
ابوالعباس .
به تیزی و سستی بکار اندرون
خرد باد جان ترا رهنمون .
فردوسی .
چنین داد پاسخ که اسبم بماند
ز سستی مرا بر زمین برنشاند.
فردوسی .
در این آخرها لختی مزاج او بگشت و سستی بر اصابت رایی بدان بزرگی ... دست یافت . (تاریخ بیهقی ).
پیری و سستی آمد و گشتم ز خفت و خیز
زین بیشتر نساخت کسی مرد را ز عام .
ناصرخسرو (دیوان چ تهران ص 262).
تا توانی مکش ز مردی دست
که بسستی کسی ز مرگ نجست .
مسعودسعد.
تن شیرین گرفت از رنج سستی
کز آن صورت ندادش کس درستی .
نظامی .
که سختی و سستی برین بگذرد
بماند بر او سالها نام بد.
سعدی .
|| تهاون و کاهلی و تنبلی .(ناظم الاطباء) :
بدانید یکسر کزین رزمگاه
بسستی اگر باز گردد سپاه .
فردوسی .
بکردیم سستی بجنگ اندرون
برین برگوا داور رهنمون .
فردوسی .
چو دشمن بجنگ تو یازید چنگ
شود چیر اگر سستی آری بجنگ .
اسدی .
در جوانی مستی ، در پیری سستی ، پس خدا را کی پرستی . خواجه عبداﷲ انصاری .
ندانی گه غله برداشتن
که سستی بودتخم ناکاشتن .
سعدی .
|| عدم قدرت بر جماع . || درنگی و نرمی . || بطوء و عدم سرعت . || تأمل . || غفلت . || کسالت . (ناظم الاطباء).
... ادامه
828 | 0
مترادف: 1- اهمال، بي ثباتي، تزلزل، تعلل، بي حالي، تغافل، تكاسل، تكاهل، تهاون، درماندگي، رخوت، ضعف، طفره، غفلت، فتور، فروگذاشت، فرويش، قصور، كوتاهي، مسامحه، ناتواني، وهن 2- نرمي
متضاد: سختي 1- تنبلي، كاهلي 2- تامل، درنگ
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (حاصل مصدر)
مختصات: (سُ)(حامص .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: sosti
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 530
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
weakness | laxity , indolence , frailty , asthenia , lassitude , relaxation , atony , debility , flaccidity , laxation , sleepiness , slothfulness , phlegm , abulia , acedia , droop , impuissance , inactivity , limpness , sloth , feeble-mindedness , laziness
ترکی
zayıflık
فرانسوی
fragilité
آلمانی
gebrechlichkeit
اسپانیایی
fragilidad
ایتالیایی
fragilità
عربی
ضعف | الوهن , عجز , موطن ضعف , نقيصة , ركاكة , مأخذ
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "سستی" در زبان فارسی به معنای ضعف، ناتوانی یا بی‌حوصلگی است. در اینجا به چند قاعده و نکته نگارشی و قواعدی که می‌توان به این کلمه مرتبط دانست اشاره می‌کنم:

  1. نویسش: کلمه "سستی" باید به صورت صحیح و کامل نوشته شود. دقت کنید که حروف و علامت‌ها درست استفاده شوند.

  2. تلفظ: تلفظ صحیح کلمه "سستی" به صورت "sasti" است. حروف‌های "س" و "ت" به درستی تلفظ می‌شوند.

  3. بکارگیری در جملات: این کلمه باید در سیاق و زمینه‌های مناسب به کار رود. به عنوان مثال:

    • "سستی در انجام کارها می‌تواند به ایجاد مشکلات بیشتری منجر شود."
    • "او به خاطر سستی در مطالعه نتوانست در امتحان موفق شود."
  4. مفرد و جمع: "سستی" به صورت مفرد استفاده می‌شود و در صورت نیاز به بیان جمع می‌توان از کلمه "سست‌ها" استفاده کرد.

  5. ترکیب با دیگر کلمات: کلمه "سستی" می‌تواند با دیگر کلمات ترکیب شود. به عنوان مثال:

    • سستی جسمی
    • سستی روحی
  6. استفاده از صفت: "سستی" می‌تواند به عنوان صفت نیز به کار رود، مثلاً: "حالت سستی".

بنابراین، هنگام استفاده از "سستی" در نوشتار و گفتار، دقت در املاء، تلفظ، و استفاده در جملات صحیح بسیار مهم است.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در زیر چند جمله با کلمه "سستی" آورده شده است:

  1. سستی در انجام کارها می‌تواند باعث از دست رفتن فرصت‌های مهم شود.
  2. با وجود سستی در برنامه‌ریزی، او توانست پروژه را به موقع تکمیل کند.
  3. سستی در مطالعه باعث شد نمرات او کاهش یابد.
  4. برخی از افراد به دلیل سستی، به راحتی از اهدافشان منحرف می‌شوند.
  5. به خاطر سستی و بی‌حوصلگی، کارهای خانه همیشه ناتمام باقی می‌مانند.

اگر بخواهید مثال‌های بیشتری یا توضیحات بیشتری در مورد مفهوم "سستی" داشته باشید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: نقص، عیب، عجز، شلی، لینت، راحت طلبی، تنبلی، تن اسایی، نا استواری، بیمایگی، نحیفی، خطایی که ناشیازضعف اخلاقی باشد، نا توانی، سستی تب، تب سبک، بی میلی، خستگی، تمدد اعصاب، استراحت، تخفیف، سست سازی، عدم اتکاء، ضعف و ناتوانی، ضعف قوه باء، عنن، اویختگی، خواب الودی، خلط، بلغم، خیم، بی حالی، فقدان نیروی اراده، ضعف اراده، خمیدگی، ضعف قوای جنسی، کم زوری، عدم فعالیت، سکون، رکود، کاهلی، تنبل بودن، بی کاری، سست

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری