شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

sahl
easy  |

سهل

معنی: سهل . [ س َ ] (ع اِ) زاغ . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || زمین نرم . (مهذب الاسماء) (دهار) (غیاث ) : و پارس ولایتی است سخت نیکو چنانکه هم سهل است . (فارسنامه ٔابن البلخی ). || (ص ) رجل سهل الوجه ؛ مرد کم گوشت روی . || نهر سهل ؛ جوی ریگ ناک . (منتهی الارب ). || آسان در مقابل دشوار. (برهان ).آسان . (غیاث ) (دهار). هین . اهون . خوار :
رای کرده ست که شمشیر زند چون پدران
که شود سهل بشمشیر گران شغل گران .
منوچهری .
بی فرمان شراب خوردن با غازی و ترکان سخت سهل است . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 222).
صد سال در آتشم اگر سهل بود
آن آتش سوزنده مرا سهل بود.
خواجه عبداﷲ انصاری .
به امید طلب رضا و فراغ ملک بر من سهل و آسان میگذشت . (کلیله و دمنه ).
همچنانکه سهل شد ما را حضر
سهل باشد قوم دیگر را سفر.
مولوی .
- امثال :
چون یار اهل است کار سهل است .
سهل البیع است .
- سهل الانقیاد ؛ آنکه زود تسلیم شود.
- سهل البیع ؛ ارزان فروش .
- سهل التناول .
- سهل الحصول ؛ که آسان بدست آید.
- سهل العبور ؛ آسان گذر.
- سهل العلاج ؛ زوددرمان .
- سهل القبول ؛ زودپذیر.
- سهل القیاد ؛ سهل الانقیاد.
- سهل المأخذ .
- سهل المؤنه .
- سهل المعونه .
- سهل الوصول ؛ آسان رس . آسان یاب .
- سهل الهضم .
... ادامه
1030 | 0
مترادف: 1- آسان، ساده، ميسر
متضاد: بغرنج، دشوار، صعب، غامض، مشكل 1- نرم، روان 2- هموار 3- كوچك، ناچيز، كم اهميت 4- اندك، كم
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی، جمع: سُهُول]
مختصات: (فره )
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: sahl
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 95
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
easy | simple , light
ترکی
kolay
فرانسوی
facile
آلمانی
einfach
اسپانیایی
fácil
ایتالیایی
facile
عربی
سهل | هين , مريح , سلس , رخي , طبعا , بهدوء
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

در زبان فارسی، کلمه "سهل" به معنای آسان و بی‌زحمت است. برای استفاده صحیح و نگارشی از این کلمه، توجه به نکات زیر ضروری است:

  1. نحوه نگارش: کلمه "سهل" بدون هیچ گونه علامت خاصی و به صورت صحیح باید نوشته شود. به عنوان مثال: "این کار سهل است."

  2. جایگاه در جمله: کلمه "سهل" می‌تواند به عنوان صفت به کار رود و معمولاً قبل از اسم می‌آید. مانند: "این مسئله سهل و آسان است."

  3. نحو و صرف: "سهل" در حالت جمع به صورت "سهول" یا "سهل‌ها" می‌تواند به کار رود، هر چند که استفاده از آن کمتر رایج است.

  4. نقش‌های دیگر: در برخی متون می‌توان از "سهل" به عنوان اسم هم استفاده کرد، به عنوان مثال: "سهل بودن این کار برای من خوشایند است."

  5. مناسبت‌های فرهنگی و ادبی: در متون ادبی و شاعرانگی، ممکن است از "سهل" به صورت تلمیحی یا معانی دیگر استفاده شود، بنابراین بستگی به متن دارد.

با رعایت این نکات، می‌توان به خوبی و به درستی از کلمه "سهل" در زبان فارسی استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "سهل" در جملات آورده شده است:

  1. انجام این تمرینات ورزشی برای او بسیار سهل و آسان بود.
  2. این کتاب به زبان سهل نوشته شده و برای یادگیری مناسب است.
  3. مشکلات او به نظر سهل می‌رسیدند، اما نیاز به دقت بیشتری داشتند.
  4. این پروژه دارای مراحل سهل و قابل فهمی است که می‌توان به راحتی انجام داد.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: ساده، اسان، سبک، ملایم، بی زحمت، بسیط، بی تکلف، فروتن، خام، روشن، سبک وزن، کم، خفیف

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری