شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

siyāhi
black  |

سیاهی

معنی: سیاهی . (حامص ) مقابل سفیدی . سیاه . (از آنندراج ) :
بعشق اندر نهیبی زین بتر نیست
سیاهی را ز پس رنگی دگر نیست .
(ویس و رامین ).
حسنک ... جبه ای داشت حبری رنگ با سیاهی میزد. (تاریخ بیهقی ).
بر سیاهی سنگ اگر زرت سپید آید نه سرخ
زآن سپیدی دان سیاهی روی دیوان آمده .
خاقانی .
سیه را سرخ چون کرد آذرنگی
چو بالای سیاهی نیست رنگی .
نظامی .
جوان تا رساند سیاهی بنور
برد پیر مسکین سیاهی بگور.
سعدی .
|| (اِ مرکب ) ترجمه ٔ مداد که بدان مینویسند و این مجاز مشهور است . (آنندراج ). مرکب . دوده . مداد. حبر. (یادداشت بخط مؤلف ). || آنچه از دور دیده شود از اشخاص و اشیاء بی آنکه تمیز نوع آن توان داد. جنبنده ای که در تاریکی بینند و ندانند چیست یا کیست . (یادداشت بخط مؤلف ). || تاریکی . ظلمت :
کنون گر تو در آب ماهی شوی
و یا چون شب اندرسیاهی شوی .
فردوسی .
چو شب بر زمین پادشاهی گرفت
ز دریا بدریا سیاهی گرفت .
فردوسی .
چو شب سیاهی گیرد نکو بتابد ماه
بروز تیره شود گرچه روشن است قمر.
عنصری .
شد روشنی از روز و سیاهی ز شبم
اکنون نه شبم شب است و نه روزم روز.
منوچهری .
ترا سزدکه بود گاه نظم مدحت تو
بیاض روز و سیاهی شب و قلم محور.
انوری .
قرص خورشید در سیاهی شد.
سعدی .
- سیاهی چشم ؛ قسمت سیاه از حدقه ٔ چشم .
- سیاهی دوات ؛ مرکب تحریر. (ناظم الاطباء).
- سیاهی رفتن چشم ؛ تاریکی پیدا آمدن موقت در چشم بر اثر بیماری یا فرودیدن در مکانی سخت عمیق .
- سیاهی ریختن داغ ؛ سیاهی افکندن داغ . (آنندراج ).
- سیاهی زدن . (آنندراج ) :
چنان دریا به عکسش زد سیاهی
که راه آب را گم کرد ماهی .
ملاطغرا (از آنندراج ).
- سیاهی زدن از چیزی ؛ کنایه از نازیدن و مباهات کردن . (آنندراج ) :
تا بکی ای بوالهوس بر ما سیاهی میزنی
زود به خواهد شدن داغی که مادرزاد نیست .
میرزا طاهر وحید (از آنندراج ).
گل ز بویت در گلستان لاف شاهی میزند
لاله از داغ تو بر گلها سیاهی میزند.
محمدقلی سلیم (از آنندراج ).
- || ظاهر شدن و نمودار گشتن . (آنندراج ) :
آب حیوان است پنداری سیاهی میزند
سایه چون از قامت آن خوش خرام افتد بخاک .
عبداﷲ وحدت قمی (از آنندراج ).
- سیاهی لشکر ؛ عبارت از آن کسان است که محض برای نمودن و کثرت سپاه باشند و بکار جنگ نیایند. (آنندراج ) :
سیاهی لشکر نیایدبکار
یکی مرد جنگی به از صدهزار.
فردوسی .
در بند زلف و کاکل عنبرفشان مباش
حسن ترا سیاهی لشکر چه حاجت است .
صائب (از آنندراج ).
- امثال :
بالاتر از سیاهی رنگ دگر نباشد .
سیاهی بر سپیدی نقش بندد .
سیه گر سرخ پوشد خر بخندد .
(یادداشت مؤلف بدون ذکر نام شاعر).
... ادامه
1534 | 0
مترادف: تاريكي، تيرگي، ظلمت، سواد، كبودي
متضاد: سپيدي
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (حاصل مصدر)
مختصات: (ص نسب .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: siyAhi
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 86
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
black | blackness , nigrescence , nigritude
ترکی
siyahlık
فرانسوی
noirceur
آلمانی
schwärze
اسپانیایی
negrura
ایتالیایی
oscurità
عربی
أسود | سواد , زنجي , قاتم , شديد السواد , كحيل , مظلم , شرير , شائن , معاد , متشح بالسواد , متشائم , اللون الأسود , شىء أسود , سود
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "سیاهی" در زبان فارسی به معنای رنگ سیاه یا تاریکی است و به عنوان اسم و صفت استفاده می‌شود. در ادامه به توضیح قواعد فارسی و نگارشی مربوط به این کلمه می‌پردازیم:

  1. نحوه نوشتن:

    • "سیاهی" به صورت "سیاهی" نوشته می‌شود و نیازی به جدا کردن و یا تغییر شکل ندارد.
  2. قواعد صرف و نحو:

    • "سیاهی" به عنوان اسم جمع نیست و به همین شکل مفرد و مفاهیم مختلفی از جمله تاریکی، کثیفی و رنگ را می‌تواند نشان دهد.
  3. کاربرد در جملات:

    • می‌توان "سیاهی" را در جملات به کار برد. برای مثال:
      • "سیاهی شب، همه جا را در بر گرفته است."
      • "او از سیاهی این رنگ خوشش نمی‌آید."
  4. موارد توصیفی:

    • "سیاهی" می‌تواند به عنوان صفت نیز استفاده شود. برای مثال:
      • "یک لباس سیاه."
      • "چشم‌های سیاه."
  5. حالت‌های جمع:

    • برای بیان جمع "سیاهی" می‌توان از "سیاهی‌ها" استفاده کرد، اگر بخواهیم به چند نوع از سیاهی اشاره کنیم.
  6. وسعت معانی:
    • "سیاهی" علاوه بر به معنای رنگ، می‌تواند معانی استعاری نیز داشته باشد، مانند "سیاهی روزگار" یا "سیاهی دلتنگی".

با رعایت این نکات نگارشی و زبانی، می‌توانید به درستی از کلمه "سیاهی" استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "سیاهی" در جمله آورده‌ام:

  1. سیاهی شب، ستاره‌ها را بیشتر نمایان می‌سازد.
  2. سیاهی رنگ در نقاشی‌هایش حس عمیق‌تری به بیننده منتقل می‌کند.
  3. سیاهی چایی داغ در فنجان، دلگرمی خاصی به من می‌دهد.
  4. سیاهی ناشی از دود، تصویر شهر را تحت تأثیر قرار داده است.
  5. او با سیاهی موهایش، به زیبایی و جذابیت بیشتری دست یافته است.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: دوده، لباس عزا، سیاه رنگی، تیرگی، سیاه شدگی، سیاه چردگی، تاریکی، سیاه

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری