جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: شبح . [ ش َ ب َ ] (ع ص ، اِ) شبج . دروازه ٔ بلندبناء. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). دروازه ای که بنای آن عالی باشد. (ناظم الاطباء). رجوع به شبج شود. || مرد پهن بازو. (منتهی الارب ). || کالبد. (منتهی الارب ). شخص . (اقرب الموارد). کالبد و شخص . (ناظم الاطباء). ج ، اَشباح و شُبوح : و منه یقال هم اشباح بلاارواح . || سیاهی که از دور بنظر میرسد. - شبح باطل ؛ یعنی هباء و یقال : هو ارق من شبح باطل . گفته اند: که اسمها دو قسمند قسمی اسماء اشباحند؛ یعنی آنها که به نظر آیند و احساس شوند و قسمی دیگر اسماء اعمالند که آنها هستند که با چشم دیده نشوند و با حس درک نگردند، چون : اسماء اعیان و اسماء معانی . (از اقرب الموارد). - شبح المال ؛ عبارت است از شتر و گوسپند و دیگر مواشی . (از منتهی الارب ). آنچه از شتر و گوسپند و دیگر مواشی با چشم دیده و شناخته شود. (از اقرب الموارد). 1- روح، سايه، سياهي،
2- شخص، ذات ghost, silhouette, specter, phantom, apparition, sprite, wraith, spectrum, spook, caddy, phantasm, eidolon, fantom, phantasma, simulacrum, target, umbra, caddie شبح، روح، خيال، طيف، ظل، روح شريرة، زور hayalet fantôme geist fantasma fantasma خیال، جان، تجسم روح، ظاهر فریبنده، نیمرخ، محیط مریی، نقاشی سیاه یکدست، تخیل، وهم، خیال وفکر، هم، منظر، ظهور، تجسم، جن، روح مرده کمی قبل یا پس از مرگ، طیف، بینایی، رنگ های مریی در طیف بین، دیو، توپ تنیس، لو لو، چای دان، دانش اموز دانشکده افسری، پسر کهتر، تصویر ذهنی، حاصل خیال و وهم، تصور خام، تصویر خیالی، بت، چشم بندی، صورت خیالی، نمودناک، تمثال، شباهت وهمی، هدف، آماج، نشانگاه، نشان، تیر نشانه، سایه، نقطه تاریک