شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

šamāyel
icon  |

شمایل

معنی: شمایل . [ ش َ ی ِ ] (ع اِ) خویهای مردم . (تفلیسی ). شمائل . خصلتها. عادتها. (آنندراج ) (غیاث ) (از بهارعجم ). طبعها. عادتها. خویها. خوها. خلق ها. اخلاق . (یادداشت مؤلف ). || خوبیهای ذات . سرشتهای نیکو. خصلتهای پاکیزه . اخلاق پسندیده . (ناظم الاطباء). ج ِ شمال که به معنی خوبی ذات و سرشت نیکو و خصلتهای پاکیزه و اخلاق پسندیده باشد. (از برهان ) :
تویی ظل خدا و نور خالص
به گیتی کس شنیده ست این شمایل .
منوچهری .
او [ امیر سعید ] از پدر خویش عادلتر بود و شمایل او بسیار بوده است که اگر همه را یاد کنیم دراز گردد. (تاریخ بخارای نرشخی ص 113).
سخنهای تو در رسایل بدایع
هنرهای تو در شمایل غرایب .
(منسوب به حسن متکلم ).
خجسته نایب صدرالخلافه عون الدین
که ازشمایلش آبستن است باد شمال .
خاقانی .
از شمایل شمامه های بهار
به قیامت ستاره کرده نثار.
نظامی .
باری وزیر از شمایل او در حضرت ملک شمه ای همی گفت . (گلستان ). در صحبت آن درویشان از شمایل و فضایل خواجه بسیار می شنودم . (انیس الطالبین ص 214). شرح بزرگی ولایت خواجه بهاءالحق والدین قدس اﷲ سره می کردند واز شمایل ایشان بسیار ذکر کردند. (انیس الطالبین ص 142). بر دکان من آمدند و از شمایل سلطان العارفین ابویزید قدس اﷲ روحه العزیز ذکر می کردند. (انیس الطالبین ص 133).
- خجسته شمایل ؛ خوشخوی . (ناظم الاطباء).
|| شاخهای نورسته ٔ درخت . (آنندراج ) (از برهان ) (غیاث ) (ناظم الاطباء). || جوی کوچک و جدول آب . || گروه مردم اندک . (از برهان ) (ناظم الاطباء). || روی . چهره . شکل . (آنندراج ) (از برهان ) (غیاث ). فارسی زبانان بمعنی صورت و تقطیع و وضع استعمال کنند. (از بهار عجم ) (از آنندراج ) (از غیاث ) :
توان شناخت به یک روز از شمایل مرد
که تا کجاش رسیده ست پایگاه علوم .
سعدی (گلستان ).
در وصف شمایلت سخندان
ای کودک خوبروی حیران .
سعدی .
بهوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم .
سعدی .
این چه طلعت مکروه است ... و منظر ملعون و شمایل ناموزون . (گلستان ). دریغ اگر این بنده با حسن شمایلی که دارد زبان دراز و بی ادب نبودی . (گلستان ).
علی الخصوص کسی را که طبع موزون است
چگونه دوست ندارد شمایل موزون .
سعدی .
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم .
سعدی .
ای سرو بلند قامت دوست
وه وه که شمایلت چه نیکوست .
سعدی .
شمایل تو لطیف است و صورت تو قبول
مباد جز تو مرا دل به دیگری مشغول .
میرحسن دهلوی (ازآنندراج ).
اثر نماند ز من بی شمایلت آری
اَری ْ مآثر محیای من محیاک .
حافظ.
- بدیعشمایل ؛ که چهره ای بدیع دارد. زیباروی :
چشم بدت دور ای بدیعشمایل
یار من و شمع جمع و میر قبایل .
سعدی .
- شکل و شمایل ؛ ترکیب . صورت . هیکل . منظر. روی . (ناظم الاطباء). قیافه و چهره :
مرد گذرنده چون در او دید
شکلی و شمایلی نکو دید.
نظامی .
گویند که داشت شخص پرویز
شکلی و شمایلی دلاویز.
نظامی .
ای برده دلم را تو بدین شکل و شمایل
پروای کَسَت نیست جهانی به تو مایل .
(منسوب به حافظ).
- شمایل پرست ؛ صورت پرست . دوستدار شمایل (زیبا) :
سایه ٔ شمشاد شمایل پرست
سوی دل لاله فروبرده دست .
نظامی .
- قد و شمایل ؛ بالا و چهره :
نه عجب گر برود قاعده ٔ صبر و شکیب
پیش هر چشم که آن قد و شمایل برود.
سعدی .
|| عکس . تصویر: شمایل مولای متقیان ؛ شبیه و تصویر آن حضرت .
... ادامه
970 | 0
مترادف: 1- پرتره، تصوير، تمثال، عكس، نقش 2- چهره، رخسار، صورت 3- خويها، سرشت ها
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی: شمائل]
مختصات: (شَ یِ) [ ع . شمائل ] (اِ.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: SamAyel
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 381
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
icon | image
ترکی
simge
فرانسوی
icône
آلمانی
symbol
اسپانیایی
icono
ایتالیایی
icona
عربی
رمز | أيقونة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "شمایل" در زبان فارسی به معنای "شکل" یا "قالب" به‌کار می‌رود و کاربردهای مختلفی دارد. در ادامه به برخی از نکات قواعدی و نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. نحوه نوشتن: کلمه "شمایل" به صورت صحیح همین‌طور نوشته می‌شود و اشتباهات رایج در نوشتن آن شامل استفاده از "شمايل" یا "شماییل" می‌باشد.

  2. جمع‌سازی: جمع این کلمه به صورت "شمایل‌ها" است. در نوشتن جمع، حتماً دقت شود که "ها" به درستی به کلمه الحاق شود.

  3. کاربرد در جملات: از کلمه شمایل می‌توان در جملات مختلف استفاده کرد. مثلاً:

    • "شمایل این تصویر بسیار زیباست."
    • "او شمایل خاصی دارد که با دیگران متفاوت است."
  4. مفاهیم نزدیک: معانی نزدیک به "شمایل" شامل "ظاهر"، "قالب"، "چهره" و "طرح" است که ممکن است بر حسب زمینه به کار روند.

  5. نقش دستوری: "شمایل" به عنوان اسم در جملات فارسی به کار می‌رود و معمولاً به عنوان فاعل یا مفعول مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  6. استفاده در متون ادبی: در اشعار و نثر ادبی، واژه "شمایل" ممکن است به معانی عمیق‌تری مانند جلوه‌گری ظاهری یا ایجاد تصاویری خاص اشاره داشته باشد.

با رعایت این نکات می‌توان از کلمه "شمایل" به‌درستی و به شکل مؤثری در نگارش زبان فارسی استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "شمایل" در جمله آورده‌ام:

  1. شمایل او به قدری زیبا و متفاوت بود که همه را مجذوب خود کرد.
  2. در کتاب حاضر، نویسنده به توصیف شمایل شخصیت‌های اصلی داستان پرداخته است.
  3. شمایل هنر اسلامی در مساجد و بناهای تاریخی به وضوح قابل مشاهده است.
  4. این مجسمه به خوبی شمایل یک قهرمان جنگی را به تصویر کشیده است.
  5. شمایل طبیعت در این عکس چنان زیباست که هر بیننده‌ای را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

امیدوارم این جملات مفید باشند!


واژگان مرتبط: تصویر، تندیس، پیکر، تصور، شکل، منظر

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری