شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

šams
shams  |

شمس

معنی: شمس . [ ش َ ] (ع اِ) آفتاب . مؤنث است . ج ، شموس : کأنّهم جعلوا کل ناحیة منها شمسا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). آفتاب و آن مؤنث است و مصغرش شُمیسه است . (از اقرب الموارد). ستاره ٔ تابان درخشان روز است . (از تعریفات جرجانی ). آفتاب . (ترجمان القرآن ص 63). خورشید. (مهذب الاسماء). ام انوار السماء. ام سمامه . ام النجوم . بنت السماء. (مرصع). هور. خور. خورشید. مهر. شارق . شرق . آفتاب . شید. ذکاء. ذکا. بیضا. بوح . یوخ . لوح . جاریة. آف . چشمه . شیر. غزاله . لیو. عجوز. مهات . الاهة. بتیراء. اختران شاه . ابوقابوس . ارنه . ملک النجوم . پادشاه ستارگان . کالملک . قندیل ستاره ها. سلطان آسمان . و آن در فلک چهارم و خانه ٔ برج اسد است و شرف آن در نوزدهمین درجه ٔ حمل است . (یادداشت مؤلف ) :
بچگانمان همه ماننده ٔ شمس و قمرند
زآنکه همسیرت و همصورت هر دو پدرند.
منوچهری .
اذا طلعت فلا شمس و لا قمر. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 122).
شمس چون پیدا شود آفاق ازو روشن شود
مرد چون دانا شود دل در بَرَش دریا شود.
ناصرخسرو.
امتحان کردن نیاید در جوانمردی ترا
شمس را در روشنایی کس نکرده ست امتحان .
امیرمعزی .
من مه چارده بودم مه سی روزه شدم
نه شما شمس من و مهرسمایید همه .
خاقانی .
دوستانم قطب و شمس و نجم و بوالبدر و شهاب
رفته و من چون سها درگوشه تنها مانده ام .
خاقانی .
کوه را در هوانداشته اند
شمس را بر قمر ندوخته اند.
خاقانی .
چندان بمان که ماه نو آید عیان ز شرق
وز سوی غرب شمس تلالا برافکند.
خاقانی .
شمس ملک آمد و ظلال ملوک
عید گوهر شد و هلال تبار.
خاقانی .
شمس نزد اسد رَوَد مادام
روح سوی جسد رَوَد هموار.
خاقانی .
نه روح را پس ترکیب صورت است زوال
نه شمس را ز پس صبح صادق است ضیا.
خاقانی .
شمس در خارج اگرچه هست فرد
مثل او هم میتوان تصویر کرد.
مولوی .
سایه خواب آرد ترا همچون سمر
چون برآید شمس انشق القمر.
مولوی .
شمس و قمر در زمین حشر نباشد
نور نتابد مگرجمال محمد.
سعدی .
آنکه منظور دیده و دل ماست
نتوان گفت شمس یا قمر است .
سعدی .
- امثال :
شمع در پیش شمس نفروزد .
سنایی (از امثال و حکم ).
- شمس زر ؛ شمسه ٔ زر. تصویر آفتاب . خورشید از زر که روی حلقه ٔ کمربندها نصب می کردند:
بر میانشان حلقه ٔ بند کمرها شمس زر
زیر رانشان جمله زرین مرکبان راهوار.
فرخی .
- شمس فلک ؛ خورشید. خورشید فلکی :
شمس فلک ز بیم اذاالشمس درگریخت
در ظل شمس دین که شود چاکر سخا.
خاقانی .
- عبدشمس ؛ پدر قبیله ای که آفتاب را می پرستیدند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج )(از اقرب الموارد). رجوع به عبد شود.
- قرص شمس ؛ قرص خورشید. آفتاب :
مثال بنده و تو ای نگار دلبر من
به قرص شمس و به ورتاج سخت می ماند.
آغاجی .
رجوع به قرص شود.
... ادامه
993 | 0
مترادف: خور، خورشيد، شيد، مهر، ميترا، هور
متضاد: قمر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی، جمع: شُمُوس]
مختصات: (شَ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: Sams
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 400
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
shams
ترکی
Şems
فرانسوی
taies d'oreiller
آلمانی
täuschungen
اسپانیایی
farsas
ایتالیایی
falsità
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "شمس" در زبان فارسی به معنی خورشید است و به عنوان اسم خاص نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. در مورد قواعد فارسی و نگارشی مربوط به این کلمه، نکات زیر قابل توجه است:

  1. نقطه‌گذاری:

    • اگر "شمس" در وسط جمله قرار گیرد، باید توجه کنید که نیاز به نقطه‌گذاری مناسب است.
    • اگر به عنوان اسم خاص یا عنوان کتاب یا شخصیت توضیح داده شود، می‌توانید از دو نقطه یا خط تیره برای تفکیک استفاده کنید.
  2. نوشتار:

    • "شمس" باید به صورت صحیح و با حروف فارسی نوشته شود و از نگارش‌های غیررسمی یا غیر استاندارد پرهیز شود.
  3. ترکیب و ساختار جملات:

    • واژه "شمس" را می‌توان به عنوان فاعل، مفعول یا بخش‌هایی از جمله یا عبارت‌های دیگر مورد استفاده قرار داد.
    • مثال: "شمس در آسمان درخشان است."
  4. قیدهای توصیفی:

    • برای توصیف "شمس" می‌توانید از صفت‌ها استفاده کنید: "شمس درخشان"، "شمس تابان"، و غیره.
  5. حالت جمع:

    • در صورت نیاز به جمع بستن، می‌توان از "شمس‌ها" استفاده کرد، هرچند در زبان فارسی معمولاً از واژه "خورشید" برای اشاره به جمع بیشتری از خورشیدها استفاده می‌شود.
  6. معانی و مفاهیم:
    • "شمس" در ادبیات فارسی همچنین به عنوان نماد روشنی، آتش و حقیقت نیز شناخته می‌شود.

این نکات به شما کمک می‌کند تا در استفاده صحیح از کلمه "شمس" در نوشتار و گفتار خود دقت کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "شمس" در جمله آورده شده است:

  1. شمس در آسمان می‌تابد و روز را روشن می‌کند.
  2. در شعر حافظ، از زیبایی شمس و دلربایی آن سخن به میان آمده است.
  3. در فرهنگ ایرانی، شمس نماد روشنی و زندگی است.
  4. قدم زدن در زیر نور شمس صبحگاهی حس شادابی به انسان می‌دهد.
  5. کتاب "شمس و مولانا" روایت‌گر دوستی عمیق این دو شخصیت بزرگ است.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری