شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

šeybidan, šibidan
to lean  |

شیبیدن

معنی: شیبیدن . [ دَ ] (مص ) (از: «شیب » + «َیدن »، پسوند مصدری ) متعدی آن شیبانیدن . مخلوط شدن . آمیخته شدن . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) (ناظم الاطباء). || لرزیدن . (غیاث اللغات ). لرزیدن و طپیدن . (ناظم الاطباء) (حاشیه ٔ برهان چ معین ). || جنبیدن . (ناظم الاطباء) (حاشیه ٔ برهان چ معین ). || آشفته شدن . ملول گشتن . غمین شدن . غمگین گشتن . (یادداشت مؤلف ) :
زمانی ازو صبر کردن نیارم
بشیبم گر او را نبینم زمانی .
فرخی .
ز خواری و رنجی کت آمد مشیب
که گیتی چنین است بالا و شیب .
اسدی .
روح القدس بشیبد اگر بکر همتش
پرده در این سراچه ٔ اشیا برافکند.
خاقانی .
دل دیوانه بشیبد هر ماه
چون نظر سوی هلالش برسد.
خاقانی .
مانی بماه نو که بشیبم چو بینمت
چون شیفته شوم کنی افسون بدوستی .
خاقانی .
- درشیبیدن ؛ آشفته شدن . غمگین گشتن :
امّید وصال تو مرا بفْریبد
خسته دل من چو بیدلان درشیبد
ای آنکه ترا مشاطه حورا زیبد
سنگ است آن دل کز چو توئی بشکیبد.
مسعودسعد.
|| مجازاً، فریفته شدن . (غیاث ). مجازاً، فریفتن و فریفته شدن . (آنندراج ) :
زرق دنیا را گر من بخریدم تو مخر
ور کسی بر سخن دیو بشیبد تو مشیب .
ناصرخسرو.
|| مدهوش شدن . (یادداشت مؤلف ). || زاری کردن . (یادداشت مؤلف ). بیقراری کردن :
ستودانی از سنگ خارا برآر
ز بیرون بر او نام من کن نگار
شکیب آور از درد و بر من مشیب
که از مهر بسیار بهتر شکیب .
اسدی .
... ادامه
535 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر لازم) [قدیمی]
مختصات: (دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 376
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to lean
عربی
نزع | أخرج , طرد , فصل , أزال , كشف , غير سكنه , أقال , رحل , نقل , رحيل , درجة القرابة , يزيل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «شیبیدن» به معنای «شیب‌دار شدن» یا «کم‌کم پایین آمدن» در زبان فارسی به کار می‌رود و به عنوان یک فعل در زبان فارسی استفاده می‌شود. برای نوشتن صحیح و نگارشی درست این کلمه، به موارد زیر توجه کنید:

  1. حروف اضافه و ترکیب‌ها: اگر «شیبیدن» به‌عنوان فعل به کار می‌رود، ممکن است نیاز به حروف اضافه داشته باشد. به‌عنوان مثال، «شیبیدن به سمت راست» یا «شیبیدن به پایین».

  2. صرف فعل: همانند سایر افعال، «شیبیدن» نیز بیمه صرف می‌شود. دقت کنید که زمان و نوع ضمیر در صرف فعل صحیح باشد.

  3. نکات نگارشی: در متون رسمی و ادبی، به استفاده صحیح از نشانه‌های نگارشی (مانند ویرگول، نقطه، یا علامت سوال) دقت کنید. جملات باید به‌صورت شفاف و قابل فهم نوشته شوند.

  4. تداوم و ایجاز: در نوشتن جملات، سعی کنید از جملات طولانی و پیچیده پرهیز کنید و به جای آن از جملات کوتاه و واضح استفاده کنید.

مثال:

  • «سقوط برگ‌ها از درخت نشان‌دهنده‌ی شیبیدن آن‌ها به سمت زمین است.»

اگر سوال خاصی درباره کاربرد یا ساختار کلمه «شیبیدن» دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. وقتی در کوهستان قدم می‌زدم، ناگهان متوجه شیبیدن زمین شدم و به سختی تعادل خود را حفظ کردم.
  2. در روزهای بارانی، خودروها به راحتی در جاده‌های شیبیده شیبیدن می‌کنند و باید با احتیاط بیشتری رانندگی کرد.
  3. بچه‌ها با شادی و هیجان از شیبیده تپه پایین می‌آمدند و صدای قهقهه‌هایشان در هوا پیچیده بود.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری