شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

sobhgāh
in the morning  |

صبحگاه

معنی: صبحگاه . [ ص ُ ] (اِ مرکب ، ق مرکب ) وقت صبح . هنگام صبح . صبح دم :
مستان شبانه اند اما
صاحب خبران صبحگاهند.
خاقانی .
آن دم که صبح بینش من بال برگشاد
آن مرغ صبحگاه دلم تیز پر گشاد.
خاقانی .
ما را دلی است زله خور خوان صبحگاه
جانی است خاک جرعه ٔ مستان صبحگاه .
خاقانی .
آمد آن مرغ نامه آور دوست
صبحگاهی کز آشیان برخاست .
خاقانی .
بر بختیان همت با پختگان درد
راه هزارساله بریدم به صبحگاه
نتواند آفتاب رفو کردن آن لباس
کاندرسماع عشق دریدم به صبحگاه .
خاقانی .
صبحگاهی ساز ره کردی و جانم سوختی
آن چه آتش بود یارب کآنزمان انگیختی .
خاقانی .
هر مرغ که مرغ صبحگاه است
ورد نفسش دعای شاه است .
نظامی .
فروخفت شه با رقیبان راه
ز رنج ره آسود تا صبحگاه .
نظامی .
چو صبح سعادت برآمد پگاه
شده زنده چون باد در صبحگاه .
نظامی .
طلایه ز لشکرگه هر دو شاه
شده پاس دارنده تا صبحگاه .
نظامی .
به هر چشمه شدن هر صبحگاهی
برآوردن مقنعوار ماهی .
نظامی .
یکی روز فرخنده از صبحگاه
ز فرزانگان بزمی آراست شاه .
نظامی .
کشیده در عقابین سیاهی
پر و منقار مرغ صبحگاهی .
نظامی .
فاخته فریادکنان صبحگاه
فاخته گون کرده فلک را به آه .
نظامی .
رفت یکی پیش ملک صبحگاه
رازگشاینده تر از صبح و ماه .
نظامی .
دوش درآمد ز درم صبحگاه
حلقه ٔ زلفش زده صف گرد ماه .
عطار.
شبی دانم از هول دوزخ نخفت
به گوش آمدم صبحگاهی که گفت .
سعدی .
نخفته است مظلوم ز آهش بترس
ز دود دل صبحگاهش بترس .
سعدی .
شهری به گفتگوی تو در تنگنای شوق
شب روز میکنند و تو در خواب صبحگاه .
سعدی .
منم که گوشه ٔ میخانه خانقاه منست
دعای پیر مغان ورد صبحگاه منست .
حافظ.
برو بخواب که حافظ به بارگاه قبول
ز ورد نیم شب و درس صبحگاه رسید.
حافظ.
ساقی چراغ می بره آفتاب دار
گو برفروز مشعله ٔ صبحگاه ازو.
حافظ.
... ادامه
649 | 0
مترادف: بامداد، بامدادان، سحر، سپيده دم، صبحگاهان، فجر، فلق
متضاد: شامگاه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، قید) [عربی. فارسی] ‹صبحگه›
مختصات:
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: sobhgAh
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 126
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
in the morning
ترکی
sabahleyin
فرانسوی
au matin
آلمانی
am morgen
اسپانیایی
en la mañana
ایتالیایی
al mattino
عربی
في الصباح
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "صبحگاه" در زبان فارسی به معنای زمان صبح و آغاز روز است. در نگارش و استفاده از این کلمه، اصول و قواعد خاصی وجود دارد:

  1. نوشتار صحیح: "صبحگاه" به صورت یک کلمه نوشته می‌شود و نیاز به جدا کردن آن به "صبح" و "گاه" نیست.

  2. جنس کلمه: "صبحگاه" نام و زمان است و می‌تواند به عنوان اسم استفاده شود.

  3. کاربرد: این کلمه معمولاً در متون ادبی و رسمی به کار می‌رود و به وصف فضایی آرام و دلنشین در صبح اشاره دارد.

  4. قواعد نگارشی:

    • هنگام نوشتن جمله، اگر "صبحگاه" در وسط یا پایان جمله بکار رود، باید به قواعد مربوط به جملات توجه کرد.
    • در صورت استفاده از "صبحگاه" در کنار دیگر کلمات، باید به هم‌نشینی و هماهنگی معنایی آنها توجه داشت.
  5. جملات نمونه:
    • در صبحگاهان هوای دلپذیری وجود دارد.
    • صبحگاه یکی از بهترین زمان‌ها برای تفکر و آرامش است.

با رعایت این نکات، می‌توان "صبحگاه" را به درستی در جملات و متون مختلف به کار برد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در صبحگاه یک روز آفتابی، پیاده‌روی در پارک احساس خوبی به من می‌دهد.
  2. صدای پرندگان در صبحگاه، نویدبخش یک روز جدید و پرانرژی است.
  3. من همیشه در صبحگاه قبل از شروع کار، کمی مدیتیشن می‌کنم تا ذهنم آرام شود.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری