جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: عظیمی . [ ع َ ] (حامص ) عظیم بودن .بزرگ بودن . || کلانی . || بسیاری . || عظیم بودن نبض : از بهر آنکه طبیعت جویان مراد باشد و نبض هم بدین سبب میل به عظیمی دارد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). رجوع به عظیم شود. massive, great, enormous, tremendous, vast, immense, whopping, grand, magnificent, glorious, terrific, proud, arrogant, walloping, big ضخم، هائل، كبير، مكثف، ساحق، مصمت، ثقيل، غزير، جَسِيم büyük grand groß grande grande عظیم، بزرگ، کلان، حجیم، گنده، عالی، کبیر، زیاد، فراوان، هنگفت، عظیم الجثه، یکدنیا، شگرف، ترسناک، فاحش، سرشار، وسیع، پهناور، بی اندازه، بیکران، مجلل، والا، جدی، فرخ، با شکوه، سربلند، فوق العاده، هولناک، مهیب، مغرور، سرافراز، متکبر، غره، برتن، گستاخ، سرکش، پرنخوت، گردنفراز، قوی، دارای صدای ضربت
کلمه "عظیمی" در زبان فارسی به عنوان یک صفت به کار میرود و از لحاظ قواعد نگارشی و نحوی دارای نکات مشخصی است. در ادامه به برخی از این نکات اشاره میشود:
مبتدا و خبر: "عظیمی" میتواند به عنوان صفت در جملهای استفاده شود که یک اسم را توصیف کند. بهطور مثال:
این کوه عظیمی دارد.
نقطهگذاری: استفاده از ویرگول و نقطه در جملههایی که شامل "عظیمی" است، بسته به ساختار جمله و نوع بیان میتواند متفاوت باشد.
عظیمی که او بیان کرد، نمونهای از دانش عمیق او بود.
جمع و مفرد: "عظیمی" به صورت مفرد به کار میرود و اگر بخواهید به جمع بپردازید، باید از "عظیمها" یا "عظیمهای" استفاده کنید.
پیشوند و پسوند: "عظیمی" خود از ریشه "عظیم" ساخته شده است و میتوان آن را با پسوندها یا ترکیبهای مختلف به کار برد.
موقعیت جغرافیایی و فرهنگی: در بعضی از متون، "عظیمی" به عنوان نام خانوادگی یا عنوان فرهنگی نیز میتواند به کار رود. در این صورت، رعایت قواعد مخصوص به نامها ضرورت دارد.
تعبیرات و معانی مرتبط: "عظیمی" میتواند در زمینههای مختلفی مثل ادبیات، تاریخ و فلسفه به معانی متفاوتی تعبیر شود.
توجه به این نکات میتواند به شما در نوشتن و بیان صحیح این کلمه کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
علی در یک کنفرانس علمی از نتایج تحقیقات خود با عنوان "تحولات عظیمی در علم پزشکی" صحبت کرد.
پروژه نوسازی شهر با هزینههای عظیمی برای بهبود زیرساختها همراه بود.
او در طول زندگیاش تلاش کرد تا تأثیرات عظیمی بر جامعهاش بگذارد.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: عظیم، بزرگ، کلان، حجیم، گنده، عالی، کبیر، زیاد، فراوان، هنگفت، عظیم الجثه، یکدنیا، شگرف، ترسناک، فاحش، سرشار، وسیع، پهناور، بی اندازه، بیکران، مجلل، والا، جدی، فرخ، با شکوه، سربلند، فوق العاده، هولناک، مهیب، مغرور، سرافراز، متکبر، غره، برتن، گستاخ، سرکش، پرنخوت، گردنفراز، قوی، دارای صدای ضربت