جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: عنین . [ ع ِن ْ نی ] (ع ص ) نامرد، یا آنکه خواهش زنان ندارد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). کسی که نتواند با زنان نزدیکی کند. (ناظم الاطباء). سست مرد که جماع نتواند کرد. (دهار). مردی را نامند که مطلقاً از مباشرت با زن یا با دوشیزگان یا با پاره ای ازدوشیزگان و با بعضی از بیوگان بواسطه ٔ بیماری یا سستی یا پیری یا بر اثر جادوگری ، عاجز باشد. و این تعریف شامل خواجگان و مسحوران و غیر آنان نیز باشد. و بعضی گفته اند که عنین کسی است که با وجود برپا ایستادن قضیب ، مباشرت نتواند. بعبارت دیگر هر مردی را که به سببی از اسباب با هر یک از اقسام مختلف زنان نتواند مباشرت کند، او را عنین توان نامید. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). و آن فعیل بمعنی مفعول است و مؤنث آن عنینة باشد. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). نامرد. بیگاده . بیگاره . (ناظم الاطباء) : با طبیبی نگفته بودند تا معالجتی کردی راست استادانه که عنین بود، و افتد جوان را این علت . (تاریخ بیهقی ص 577). هزار معنی عذرا بگفت بنده ولیک چو خواجه عنین باشد چه لذت از عذراش ؟ سنایی . آمد سماع زیور دوشیزگان غیب بی رقص و حال چون کر عنین چه مانده ای ؟ خاقانی . نوعروس از ره نشینان شکر چون گوید از آنک دام عنین از سقنقور مزور ساختند. خاقانی . از دل عالم مپرس حالت صبح دلش بر کر عنین مخوان قصه ٔ دعد و رباب . خاقانی . به عنین و سترون بین که رستند که بر پشت و شکم چیزی نبستند. نظامی . فارغ از آبستنیت روز و شب نامیه عنین و طبیعت عزب . نظامی . تو روی دختر دلبند طبع من بگشای که پیر گشت و ندادم بشوهر عنین . سعدی . چنین بمن رسیده است که او معقد و عنین بوده است . (تاریخ قم ). سست كمر، كمرسست، ناتوان anin أنين anin anine ein in una en anin
کلمه "عنین" در زبان فارسی به معنای کسی است که توانایی جنسی ندارد یا به عبارتی به نوعی از ناتوانی جنسی اشاره دارد. برای نگارش و استفاده درست از این کلمه، میتوان به چند نکته و قاعده توجه کرد:
نوشتار صحیح: کلمه "عنین" به صورت صحیح با دو "ی" و بدون هیچ علامت اضافهای نوشته میشود.
جایگاه در جمله: این کلمه معمولاً به عنوان اسم مورد استفاده قرار میگیرد و میتوان آن را در جملات به کار برد. به عنوان مثال:
"او به دلیل بیماری، عنین شده است."
معنی و کاربرد: آگاهی از معنی کلمه کمک میکند تا در موقعیتهای مناسب از آن استفاده شود. این کلمه معمولاً در متون پزشکی یا مباحث مربوط به مسائل جنسی و سلامت استفاده میشود.
شیوههای ادبیات: در آثار ادبی، ممکن است این کلمه در توصیف شخصیتها یا بررسی مسائل اجتماعی و فرهنگی استفاده شود.
اجتناب از زبان محاورهای: در نوشتار رسمی، از کلمه "عنین" استفاده شود و از استفاده از زبان محاورهای خودداری گردد.
همچنین، توجه داشته باشید که در متون ادبی و علمی، باید از استفاده سوء تعبیر و توهینآمیز از این کلمه پرهیز کرد و به لحن ملایمی در نگارش توجه داشت.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
عنین به عنوان یک واژهی پزشکی، به معنای عدم توانایی در برقراری رابطه جنسی است.
او به خاطر بیماری خود، دچار مشکلاتی در زندگی زناشوییاش شد و این موضوع بر روحیهاش تأثیر گذاشت و احساس عنین بودن میکرد.
در برخی فرهنگها، صحبت دربارهٔ مشکلات جنسی و احساسات مربوط به عنین، تابو محسوب میشود و افراد تمایل به بازگو کردن آن ندارند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر