شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'āmudan
get down  |

آمودن

معنی: آمودن . [ دَ] (مص ) آمیختن . درهم کردن . آمیخته شدن :
فسونی چند با خواهش برآمود
فسون کردن ببابل کی کند سود؟
نظامی .
|| ترصیع. درنشاندن ، چنانکه گوهری را :
در آمودن آن همایون بنا
نماند ایچ باقی بگنجینه ها.
دقیقی .
|| بسلک درآوردن . منسلک کردن . نخ کردن . بتار و به نخ کشیدن گوهرها و مهره ها و مانند آن . گوهرکش کردن :
برآموده چون نرگس و مشک بید
بموی سیه مهره های سپید.
نظامی .
برآموده گوهر بمشکین کمند
فروهشته بر گوهرآگین پرند.
نظامی .
سرآغوشی برآموده بگوهر
برسم چینیان افکنده بر سر.
نظامی .
دو خرگه داشتی خسرومهیا
برآموده بگوهر چون ثریا.
نظامی .
چون حرز تواَم حمایل آمود...
نظامی .
|| آراسته شدن . (برهان ). || آراستن . زینت کردن با :
گفت مشاطه راکه خلد آرای
یعنی آن لعبت چگل آمای .
عمعق .
گذارنده صراف گوهرفروش
سخن را بگوهر برآموده گوش .
نظامی .
- برآموده شدن ؛ آراسته و ساخته شدن :
دگرباره در جنبش آمد نشاط
برآموده شد خسروانی بساط.
امیرخسرو.
|| مهیا، معد، آماده کردن . آراستن کاری را :
گرانمایه سپاهی داشت فرمود
به استقبال شهزاده برآمود.
فخرالدین ابوالمعالی .
|| پر کردن . مملو ساختن . (برهان ). وفرهنگها بیت ذیل را شاهد این معنی آورده اند :
گزارنده صراف گوهرفروش
سخن را بگوهر برآموده گوش .
نظامی .
و این غلط است ، چه کلمه در این جاآراسته و مزین است .
اسم مصدر و مصدر دوم آن آزمایش است : آمودم ، آمای .
... ادامه
443 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر متعدی) ‹آماییدن، آمادن› [قدیمی]
مختصات: (دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 101
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
get down
ترکی
eğil
فرانسوی
descendre
آلمانی
geh runter
اسپانیایی
bajar
ایتالیایی
scendere
عربی
نزل | ركز التفكير , النزول
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "آمودن" در زبان فارسی به معنای "وارد شدن" یا "آمدن" است و به صورت فعل به کار می‌رود. برای نگارش صحیح و اصولی این کلمه و استفاده از آن در جملات، می‌توان به نکات زیر توجه کرد:

  1. جایگاه فعلی: "آمودن" به صورت فعل، معمولاً در جملات به‌عنوان فعل اصلی یا فعل کمکی به کار می‌رود. مثلاً:

    • او به خانه آمد.
    • ما به مهمانی آمدیم.
  2. صرف فعل: این کلمه باید با توجه به زمان و شخص صرف شود. مثلاً:

    • من آمدم
    • تو آمدی
    • او آمد
    • ما آمدیم
    • شما آمدید
    • آن‌ها آمدند
  3. ترکیبات و عبارات: "آمودن" معمولاً در ترکیبات و عبارات خاص نیز استفاده می‌شود:

    • به یاد آمدن
    • دست آوردن
    • می‌توان به عنوان یک فعل ترانزیتی (فعل گذرایی) به کار رود.
  4. به کار بردن در متن: برای نگارش صحیح، مطمئن شوید که فعل در مورد زمان و شخص درست قرار گیرد و نیز با دیگر اجزای جمله هماهنگی داشته باشد.

  5. نکات نگارشی: مانند دیگر افعال فارسی، باید به موارد نگارشی مانند نقطه‌گذاری، پاراگراف‌بندی و... توجه شود تا متن خوانا و مفهوم باشد.

این نکات می‌تواند به شما در استفاده صحیح از کلمه "آمودن" کمک کند. اگر سوال خاصی در این زمینه دارید، خوشحال می‌شوم که پاسخ دهم!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. معلم همیشه به ما می‌گوید که به یادگیری علم ادامه دهیم و هیچ‌وقت از اطلاعات جدید آمودن نداشته باشیم.
  2. در این فصل، اکثر پرندگان به نواحی گرمسیر آمودن می‌کنند تا از سرما فرار کنند.
  3. او هر روز به کلاس زبان می‌رود تا مهارت‌های خود را در صحبت کردن به زبان جدید آمودن کند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری