جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: غلغله . [ غ ُ غ ُ ل َ / ل ِ ] (اِ صوت ) شور و غوغا و فریاد و هایهوی بسیار. با لفظ زدن و افکندن و انداختن وافتادن استعمال میشود. (از آنندراج ). غریو. غلغل : و غلغله ٔ عشق به جانها میبود. (کشف الاسرار و عدة الابرار ج 10 ص 491). و چندانکه مردم بر ریگ سوی نشیب میخزند غلغله ٔ طبل و نقاره از میان کوه پیدا میشود. (روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات ج 1 ص 335). وتلاطم امواج جنگ و وغا... را به نوعی استعداد داده که از غلغله و نفیر کوس اسلامیان ... طنین و دوار در طاس فلک دوار افتاده . (ایضاً روضات الجنات ج 1 ص 352). از شوق مدیح تو چو حمام زنان است مغز سرم از غلغله ٔ جوش معانی . قاآنی . - در غلغله آمدن ؛ به بانگ و آوا درآمدن . بانگ و غوغا کردن : چنگ در غلغله آید که کجا شد منکر جام در قهقهه آید که کجا شد مناع . حافظ. رجوع به غُلغُل شود. آشوب، الم شنگه، بانگ، جاروجنجال، خروش، غوغا، فرياد، قشقرق، همهمه، هنگامه، هياهو tickle دغدغة، داعب، دغدغ، ضحك، وبخ، رضى، متع، بهج، فرح gıdıklamak chatouiller kitzeln cosquillas solletico
کلمه "غلغله" در زبان فارسی به معنای سر و صدای زیاد، شلوغی و هرجومرج است. در نگارش این کلمه به نکات زیر توجه کنید:
نوشتار صحیح: "غلغله" به همین شکل نوشته میشود و هیچ شکل دیگری ندارد.
استفاده در جمله: این کلمه معمولاً به عنوان اسم استعمال میشود. به عنوان مثال:
"در بازار غلغلهای به پا بود."
"صدای غلغلهی جمعیت در کنسرت به گوش میرسید."
نکته نگارشی: معمولاً به عنوان یک اسم غیرقابل شمارش به کار میرود. بنابراین، قبل از آن معمولاً از حروف تعریف یا قیدهایی مانند "یک" استفاده نمیشود. به عنوان مثال، نمیگوییم "یک غلغله"، بلکه میگوییم "غلغلهای در بازار بود".
تلفظ: این کلمه به صورت "غَلغَله" تلفظ میشود. توجه به نحوه تلفظ صحیح میتواند در فهم درست مفهوم آن مؤثر باشد.
این نکات میتواند به شما کمک کند تا کلمه "غلغله" را به درستی استفاده کنید. اگر سوال دیگری در مورد این کلمه یا کلمات دیگر دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در بازار امروز غلغلهای بود که باعث شد نتوانم به خوبی خریدهایم را انجام دهم.
در جشن تولدش، غلغلهای از مهمانان و دوستانش به خانهاش آمدند و فضای شادابی را به وجود آوردند.
خیابانها در روز عید غلغله بودند و مردم با شوق و Enthusiasm به دید و بازدید میرفتند.