شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

qalivāj
kite  |

غلیواج

معنی: غلیواج . [ غ َ لی ] (اِ) مرغ گوشت ربا را گویند که زغن باشد و او شش ماه نر و شش ماه ماده میباشد و بعضی گویند یک سال نر و یک سال ماده است . (برهان قاطع). جزو اول این کلمه غل (کل ) است و در لهجه ٔ طبری گل بمعنی موش آمده . و این مرغ را موش گیر نیزگویند. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). غلیواج زغن باشد یعنی موش گیر. (فرهنگ اسدی ). زغن . (مقدمة الادب زمخشری ). گوشت ربای . پند. بند. خاد. اخاد. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). غلیو. غلیواژ. گلیواج . کلیواژ. (برهان قاطع). رجوع به کلمه های مذکور شود :
آن روز نخستین که ملک جامه بپوشید
بر کنگره ٔ کوشک بدم همچو غلیواج .
ابوالعباس عباسی (از فرهنگ اسدی ).
ای بچه ٔ حمدونه بترسم که غلیواج
ناگه بربایدت درین خانه نهان شو .
لبیبی (از فرهنگ اسدی ).
غلیواج از چه میشوم است ازآنکه گوشت برباید
همای ایرا مبارک شد که قوتش استخوان باشد.
عنصری .
ز بی حمیتی ای دوست چون غلیواجم
نه ماده خود را دانم کنون همی و نه نر.
مسعودسعد.
گر مدعیان گیسوی مشکین تو بینند
دانند که نز جنس همایست غلیواج .
سوزنی .
... ادامه
597 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) ‹غلیواژ، غلیو، گلیواج، کلیواج، خلواج، خلیواج› (زیست‌شناسی) [قدیمی]
مختصات: (غَ)(اِ.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: qalivAj
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1050
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
kite | ghaliwaj
ترکی
ghaliwaj
فرانسوی
ghaliwaj
آلمانی
ghaliwaj
اسپانیایی
ghaliwaj
ایتالیایی
ghaliwaj
عربی
الوغد | الحدأة طائر , المحتال , أبو خطاف , طائرة ورقية
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "غلیواج" در زبان فارسی به معنای پُر و متراکم است و به خصوص در زمینه‌هایی مانند عطر، غذا و دیگر مواردی که اشاره به غلظت و تزئین دارند، مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای نگارش صحیح این کلمه و استفاده درست از آن، می‌توان به قواعد زیر توجه کرد:

  1. نکات نگارشی:

    • کلمه "غلیواج" باید به صورت دقیق و بدون اشتباهات املایی نوشته شود. توجه به حروف و فواصل در کلمات مهم است.
    • برای استفاده از این کلمه در جملات، باید به زمینه و موضوع توجه کرد تا مناسب‌ترین معانی آن را در نظر گرفت.
  2. نکات زبانی:

    • "غلیواج" معمولاً به عنوان صفت به کار می‌رود. بنابراین، باید به همراه اسم‌های مناسب استفاده شود (مثلاً: "غلیواج بودن عطر").
    • از نظر تلفظ، این کلمه باید به وضوح تلفظ شود تا به درستی معنا منتقل شود.
  3. سخن‌وری:
    • می‌توانید از این کلمه به عنوان یک توصیف غنی برای ویژگی‌های مثبت یک محصول یا موضوع استفاده کنید. برای مثال: "عطر غلیواجی که در بازار موجود است، رایحه‌ای ماندگار دارد."

امیدوارم این نکات به شما کمک کند تا کلمه "غلیواج" را به درستی و به صورت مؤثر مورد استفاده قرار دهید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

۱. در روزهای گرم تابستان، من همیشه غلیواج سرد را به عنوان یک نوشیدنی refreshing انتخاب می‌کنم.
۲. طعم غلیواج طبیعی میوه‌های تازه همیشه می‌تواند روحیه‌ام را بهتر کند.
۳. او با افزودن شیر غلیواج به قهوه‌اش، طعم دلپذیری به نوشیدنی‌اش بخشید.


واژگان مرتبط: بادبادک، بادبادک کاغذ هوایی غلیوا، زغن، ادم درنده خو، دغل باز

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری