جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: فضیلت . [ ف َ ل َ ] (ع اِمص ) فضیلة. رجحان . برتری . مزیت .فزونی . (از منتهی الارب ) : آدمیان را به فضیلت نطق و مزیت عقل از دیگر حیوانات ممیز گردانید. (کلیله و دمنه ). چه هرکه از خرد بهره دارد فضیلت او بر وی پوشیده نماند. (کلیله و دمنه ). چندانک اندک مایه ٔ وقوف افتاده و فضیلت آن را بشناختم به رغبتی صادق و حرص غالب در تعلم آن می کوشیدم . (کلیله و دمنه ). در خبری خوانده ام فضیلت آنرا خاست مرا آرزوش قرب سه سال است . خاقانی . صدهزار است این فضیلت گر رسد اندر شمار تا بچپ کردی حساب این فضیلت ها به راست . خاقانی . || صفت نیکو. مقابل رذیلة. ج ، فضایل . فضیلت های اصلی عبارتند از: شجاعت ، عفت و حکمت . (فرهنگ فارسی معین ). فضایل اصلی را چهار دانسته اند که یکی از آنها هم عدالت است : کدام فضیلت از این فراز که از امت به امت و ملت به ملت رسید و مردود نگشت . (کلیله و دمنه ). طایفه از حکمای هند در فضیلت ابوزرجمهر سخن می گفتند. (گلستان ). || دانش و حکمت . پایه ٔ بلند در فضل . (منتهی الارب ). - فضیلت گستر ؛ دانش گستر. و رجوع به همین مدخل در ردیف خود شود. 1- برتري، تقوا، كمال، مزيت، معرفت
2- برتري، رجحان، مزيت
3- حسنات رذيلت knowledge, wisdom, erudition, scholarship, learning, scholarism, virtue معرفة، علم، إدراك، مدى إضطلاع، مجموع المعارف الإنسانية erdem vertu tugend virtud virtù دانش، علم، اطلاع، دانایی، حکمت، خرد، عقل، فضل و دانش، دانشوری، تحقیق، کمک هزینه دانشجویی، فضل وکمال، مستمری، یادگیری، فراگیری، تتبع، تحقیق علمی
معرفة|علم , إدراك , مدى إضطلاع , مجموع المعارف الإنسانية
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "فضیلت" در زبان فارسی معانی و کاربردهای متفاوتی دارد که به طور کلی به معنای خوبی، ارزش، و خصوصیات مثبت اخلاقی است. در زیر به برخی از نکات و قواعد نگارشی مرتبط با این واژه اشاره میکنم:
نحوه نگارش: کلمه "فضیلت" به صورت درست با "ف" و "ز" و "ی" و "ل" و "ت" نوشته میشود و از نظر دستوری به عنوان یک اسم استعمال میشود.
نحوه تلفظ: این کلمه به صورت [faˈzilat] تلفظ میشود. تأکید بر روی سیلاب دوم است.
پیشوند و پسوند: "فضیلت" میتواند با پیشوندها و پسوندهای مختلف ترکیب شود. مثلاً:
فضائل: جمع "فضیلت"
فضیلتمداری: به معنای رفتار و رویکرد مبتنی بر فضیلتها
استفاده در جملات: این کلمه میتواند در جملات به کار برود به شکلهای مختلف. مثلاً:
"صبر یک فضیلت است."
"فضیلتهای اخلاقی باید در جامعه ترویج شوند."
قواعد نحوی: توجه داشته باشید که "فضیلت" اسم است و میتوان آن را به عنوان فاعل، مفعول، یا دیگرگاهها در جمله به کار برد.
معادلها و مترادفها: توجه داشته باشید که ممکن است معانی سایهای داشته باشد که شامل واژههایی مانند "خوبی"، "خصیصه مثبت" و "خصلت نیکو" باشد.
امیدوارم که این نکات به شما کمک کند! اگر سوال دیگری دارید، خوشحال میشوم که پاسخ دهم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
فضیلت صداقت از مهمترین ویژگیهای اخلاقی یک انسان به شمار میرود.
در فرهنگهای مختلف، مفهوم فضیلت با ارزشهای گوناگونی پیوند خورده است.
احترام به دیگران و همکاری با آنها از نشانههای بارز فضیلت است.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: دانش، علم، اطلاع، دانایی، حکمت، خرد، عقل، فضل و دانش، دانشوری، تحقیق، کمک هزینه دانشجویی، فضل وکمال، مستمری، یادگیری، فراگیری، تتبع، تحقیق علمی