جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: قدم زدن . [ ق َ دَ زَ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از راه رفتن . (آنندراج ). آهسته راه رفتن نه برای کاری بلکه تنها برای گشتن . راه رفتن که قصدی در آن جز خود راه رفتن نباشد : مردیم یک نگاه به پرسش قدم نزد صد جان فدای چشم تو خوش بی مروت است . ظهوری (از آنندراج ). خضر پنداری قدم زد در همه روی زمین یا مسیحا در دماغ خاک بادی در دمید. امیرخسرو (از آنندراج ). - قدم برون زدن از خود ؛ خارج شدن از خود. خودی را ترک گفتن . ترک خودی کردن : سعدی ز خودبرون شو گر مرد راه عشقی کان کس رسید در وی کز خود قدم برون زد. سعدی . stroll, stride, step, vamp, gait, pad, traipse, walking تنزه، تجول، تمشى، جاب متمهلا، تمش، نزهة قدم زدن، گشاد گشاد راه رفتن، گام های بلند برداشتن، با قدم پیمودن، شلنگ زدن، راه رفتن، قدم برداشتن، وصله کردن، سرهم بندی کردن، تعمیر کردن، تمهید کردن، گام زدن بر روی، گام برداشتن، لایی گذاشتن، پیاده سفر کردن، زیر پالگد کردن، بالسشتک زخم بندی، با آب و تاب گفتن، بزحمت راه رفتن، سرگردان بودن، ول گشتن، هرزه گردی کردن
برای کلمه "قدم زدن" میتوان نکات و قواعدی را در زبان فارسی و نگارش بررسی کرد:
تعریف: "قدم زدن" به معنای راه رفتن به آرامی یا بیهدف است. این واژه معمولاً به فعالیتی آرام و غیرمقصددار اشاره دارد.
نحوه نوشتن: در نوشتار فارسی، باید به توجه به نوشتن صحیح، این کلمه بهصورت جدا نوشته شود: "قدم زدن".
صرف فعل: کلمه "زدن" به عنوان فعل اصلی در این عبارت، میتواند به اشکال مختلف صرف شود. بهعنوان مثال:
من قدم میزنم.
تو قدم میزنی.
او قدم میزند.
ما قدم میزنیم.
شما قدم میزنید.
آنها قدم میزنند.
استفاده در جملات: "قدم زدن" میتواند در جملات مختلف به کار رود. به عنوان مثال:
"هر روز صبح برای سلامتیام قدم میزنم."
"او در پارک قدم میزند."
قوانین نگارشی:
در نگارش رسمی، بهتر است از کلمات عامیانه پرهیز کنید و به جای آن از تعابیر رسمی استفاده کنید.
توجه داشته باشید که در متون رسمی و ادبی، باید به تناسب کلمات و جملات دقت شود.
پیشوندها و پسوندها: این عبارت معمولاً بهصورت ساده (قدم زدن) به کار میرود، اما میتوان با استفاده از پیشوندها یا پسوندها مثل:
"قدمزنی" (اسم)
"قدمزده" (اسم مفعول)
"قدمزوار" (فعل حال استمراری)
با رعایت این نکات و قواعد، میتوان از "قدم زدن" بهدرستی در نوشتار و گفتار استفاده کرد.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: قدم زدن، گشاد گشاد راه رفتن، گام های بلند برداشتن، با قدم پیمودن، شلنگ زدن، راه رفتن، قدم برداشتن، وصله کردن، سرهم بندی کردن، تعمیر کردن، تمهید کردن، گام زدن بر روی، گام برداشتن، لایی گذاشتن، پیاده سفر کردن، زیر پالگد کردن، بالسشتک زخم بندی، با آب و تاب گفتن، بزحمت راه رفتن، سرگردان بودن، ول گشتن، هرزه گردی کردن
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر