شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

qat[a]rān
tar  |

قطران

معنی: قطران . [ ق َ ] (اِخ ) (حکیم ...)از شعرای قصیده سرای معروف قرن پنجم هجری است . هدایت وفات او را به سال 465 هَ . ق . ثبت نموده و شواهد تاریخی بر وجود او تا این سال موجود است . نام او را تذکره نویسان از عوفی تاکنون کسی ثبت نکرده و شاید قطران تخلص و نام وی بوده ، پدر او را در هفت اقلیم منصورو او را اجلی معرفی کند. ناصرخسرو او را در تبریز ملاقات کرد و گوید: وی دیوان منجیک و دقیقی را پیش من آورد و خواند، مشکلات آنها را حل نمود و اشعار خود برمن خواند. دیوان وی گذشته از قصائد شامل ترکیب بند وتغزلات میباشد. بعضی تصور کرده اند که دو نفر شاعر قطران نام و تخلص بوده ، یکی ترمدی و دیگری تبریزی ، و به گفته ٔ امین احمد قطران تبریزی چند مثنوی نیز انشاءنموده و یکی از آنها «قوسنامه » است که به نام امیر محمدبن امیر قماج والی بلخ انشاد کرده است . نسخه ای از دیوان قطران که شامل ده هزار بیت میباشد در کتابخانه ٔ شخصی تقوی است . اشعار قطران با اشعار رودکی بسیارشبیه است و دیوانی که به نام رودکی به سال 1315 هَ . ش . در تهران چاپ شده بیشتر آن از قطران میباشد. (فهرست کتابخانه ٔ مدرسه ٔ سپهسالار ج 2 ص 657 و 658). ابن منصور دیلمی جبلی یا رومی ، از شاعران است که مداح امرای سامانی بوده و به حکیم قطران موصوف است . شرح احوال و زندگانی وی مبهم است و آنچه ارباب تراجم درباره ٔ او نگاشته اند غالباً با هم مغایرت دارد. بعضی از آنان به دو قطران قائل شده اند، یکی ترمدی که بیشتر عمر را در بلخ گذرانده و استاد حکیم انوری متوفی حدود 550 هَ . ق . بوده و دیگری تبریزی است که عبارت از همین صاحب ترجمه است . وی شاعری است از شعرای دوره ٔ دیالمه و با عضدالدوله ٔ دیلمی (338- 371 هَ . ق .) معاصر بوده و مدایحی درباره ٔ او گفته و به همین جهت گاه به عضدی هم موصوف شده است . رشیدالدین وطواط اشعار وی را می ستاید و ناصرخسرو در سفرنامه ٔ خود آرد که قطران در تبریز دیوان خود را نزد من آورد و اشعار خوب داشت ولی فارسی را درست نمیدانست . نسخه ای خطی از دیوان قطران به شماره ٔ 250 در کتابخانه ٔ مدرسه ٔ سپهسالار جدید تهران موجود است و سه نسخه ٔ بسیار نفیس نیز در کتابخانه ٔ شخصی میرزا جعفر سلطان القرائی تبریزی وجود دارد. گویند همه ٔ اشعار وی به هشت هزار تا ده هزار بالغ می شود. وی مدتی هم در بلخ میزیسته و منظومه ٔ قوس نامه را در آن جا به نام امیر احمدبن قماج حاکم بلخ از امیران سلطان سنجر نظم کرده است . این اشعار از اوست :
یافت زین دریا دگربار ابر گوهربار بار
باغ و بستان یافت دیگر زَابر گوهربار بار
هر کجا گلزار بود اندر جهان گلزار شد
مرغ شب گیران سرایان بر گل گلزار زار
باد بفشاند همی بر سنبل و عنبر عبیر
ابر بفروزدهمی بر لاله و گلنار نار
گر هزارستم دهان در هر یکی سیصد زبان
شکر نیکیهات نتوانم یکی گفت از هزار.
وی به سال 465 هَ . ق . درگذشت . (قاموس الاعلام ترکی ) (مجمعالفصحاء) (ریحانة الادب ). شرف الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی ، از مشاهیر شاعران ایران در قرن پنجم هجری است . به قطران غیر از دیوان او آثاری نسبت داده اند، از آن جمله کتابی است در لغت که حاجی خلیفه آن را تفاسیر فی لغة الفرس نامیده است . وفات قطران را هدایت به سال 465 هَ . ق . نوشته است ولی از دیوان او شواهدی به دست می آید که حیات او را بعد از این سال هم معلوم میدارد. قطران شاعری توانا و نیکوسخن است . تمایل وی به صنایع از قصائد او آشکار است و باوجود تصنع در اشعار، جانب لطافت و روانی کلام را همواره رعایت کرده است . یکی از وجوه اهمیت او آن است که نخستین کسی است که در آذربایجان به پارسی دری آغاز سخنوری کرده و مقتدای شاعران آذربایجان گردیده است . از قدیم باز ناسخان دواوین شعرا سخنان قطران و رودکی را به هم آمیخته و کار این آمیزش را به جائی کشانده اند که به قول هدایت در پاره ای از نسخ دیوان خطی قطران و رودکی را یکی دانسته اند. (تاریخ ادبیات در ایران تألیف صفا ج 2ص 421 به بعد).
... ادامه
775 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی] ‹ کتران›
مختصات: (قَ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: qatrAn
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 360
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
tar
ترکی
katran
فرانسوی
le goudron
آلمانی
teer
اسپانیایی
alquitrán
ایتالیایی
catrame
عربی
قطران | قار , قير , ملاح , لون داكن , زفت , طلى بالغار , زفت طريقا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «قطران» در زبان فارسی به شکل زیر قواعد نگارشی و زبانی خاصی دارد:

  1. نگارش: «قطران» به صورت صحیح با حروف عربی (ق، ط، ر، ا، ن) نوشته می‌شود و در نوشتار باید از املای صحیح آن استفاده کرد.

  2. تلفظ: تلفظ این واژه به صورت «ghatrān» یا «qatrān» است که نسبت به لهجه، ممکن است متفاوت باشد.

  3. نوع واژه: «قطران» یک اسم است و به ماده‌ای viscous و سیاه رنگ که از تقطیر مواد نفتی یا زغال سنگ به دست می‌آید، اشاره دارد.

  4. جمع: شکل جمع این کلمه در زبان فارسی به صورت «قطران‌ها» است.

  5. کاربرد: این واژه معمولاً در متن‌های علمی، فنی و صنعتی مورد استفاده قرار می‌گیرد، به خصوص در زمینه‌های شیمی و مهندسی.

  6. نکات دستوری:
    • این واژه می‌تواند به عنوان فاعل یا مفعول در جملات استفاده شود.
    • می‌توان از آن در ترکیب‌های مختلف نیز استفاده کرد، به عنوان مثال: «قطران طبیعی»، «قطران نفتی» و غیره.

اگر سوالات بیشتری در مورد کلمه «قطران» یا سایر واژه‌ها دارید، خوشحال می‌شوم که کمک کنم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. قطران ماده‌ای غلیظ و تاریک است که معمولاً از تقطیر ناقص قیر به‌دست می‌آید.
  2. در صنایع ساختمانی، از قطران به عنوان روکش برای حفاظت از سازه‌ها در برابر رطوبت استفاده می‌شود.
  3. تحقیقات نشان می‌دهد که تماس طولانی‌مدت با قطران می‌تواند برای سلامتی خطرناک باشد و باید اقدامات ایمنی لازم انجام شود.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری